
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
چرا «کتاب» این همه در هدیههای ما گم است؟ چه عیبی دارد «دانایی» هدیه کنیم؟ چه عیبی دارد آنقدر «دانایی» را بزک کنیم که هر دوست و عزیزی، بتواند دوستش داشته باشد؟
خانه کتاب اشا ضمن اعلام این هشدار، انتشار نسخهٔ PDF کتاب اخراجیها (خاطرات شهید محرمی) را بر خود فرض میداند و بدینوسیله خبر انتشار قریبالوقوع این نسخه را در سایت خانه کتاب اشا به اطلاع مخاطبان خود میرساند.
در دورهای که به خاطر مشکلات مالی تا آستانة تعطیلی پیش رفتیم، من شکوائیهای نوشتم و برای عدهای فرستادم. یکی از مدیران خوبِ کشورمان که مدیر یکی از کانونهای فرهنگی مهم کشور هم هست، جواب خوبی فرستاد. در نامه نوشته بود: به پیوست نامه از طریق ادارة کل استان 2000 جلد کتاب به شما هدیه میدهیم. ما رفتیم کتابها را تحویل بگیریم، دیدیم که درب کارتن کتابها باز شده و مسؤولان ادارة استان سمنانِ آن نهاد، تعدادی از کتابها را برداشتهاند.
حقیقت خندهداریست که نویسندگان انقلابی ما، پس از انقلاب رو به مدیریت و ریاست آوردند و از نوشتن ماندند؛ به جای خلق اثر، مدام لنگِ صادق هدایت را گرفتند و فیتیلهپیچش کردند؛ حالا گله میکنند که چرا اثر خواندنی دربارهٔ انقلاب نداریم. (ظاهراً کسی ناراضی نیست. کتابِ هدایت خوب فروش میرود. دوستان ما هم مدیریتشان را میکنند. گاهی هم مقالهٔ بلند مینویسند، جهت هدایت خلقالله!)
این حقیقت است. حقیقت این است که شوروی محو شد، اما آثار مکتوبِ تاریخی و ادبیاش، همچنان در همه جای دنیا مخاطب دارد. پس، آفرین بر نویسندگان کمونیست.
از طرفِ دیگر محصولاتِ فرهنگی مثلِ هندوانهٔ سربسته میماند که آدم به شرط چاقو میخرد. در همان جوامع برای اینکه خیالِ پدران و مادران و معلمان را از هندوانهٔ دربستهٔشان راحت کنند، ساز و کارِ درجهبندی محصولات فرهنگی را برای فیلم و مجله و بازیرایانهای و… ایجاد کردند و با برچسبگذاری بر روی محصولات و راحت کردنِ خیالِ اولیای تربیت، فروشِ محصولاتشان را بالا بردند.
شما با وجود درجهبندی، دیگر هندوانهٔ دربسته نمیخرید؛ بلکه هندوانهٔ سونوگرافیشده میخرید!
فونتامارا روایتیست از دهکدهای قدیمی و گمنام. جایی محصور میان کوهها و تپهها. خانههای رعیتی فونتامارا -که بخشی از سرزمین ایتالیا است- اغلب یک روزنه دارند که کار در و پنجره و دودکش را با هم میکند: مردان، زنان، کودکان، بزها، جوجهها، خوکها و خرها با هم بهسر میبرند، میخوابند، میخورند و قضای حاجت میکنند، [...]
مراسم رونمایی از کتاب «رسانهٔ شیعه» نوشته «محسن حسام مظاهری» با حضور دکتر حسامالدین آشنا، دکتر رحمتالله صدیق سروستانی، دکتر هاشمزاده عصر سهشنبه 24 دیماه 87 در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
تصاویر «خانه کتاب اشا» از این مراسم…
نزدیک ظهر بود که کتاب به دستام رسید. راه افتادم سمت ایستگاه مترو. همان نزدیکیها ایستگاهی پیدا کردم که هنوز کامل نشده بود. ولی درش باز بود و مردم از پلههای نیمه کارهاش پایین میرفتند. هوای داخل ایستگاه پر از گرد و خاک بود. نمیشد تحمل کرد. برای فرار از سرفههای پشت سر هم، هی ردیف صندلیهای ایستگاه را رفتم و آمدم تا از هوای خفهٔ آنجا فرار کنم. ولی باز سینهام میگرفت و کلافهام میکرد. قطار که رسید، بیمعطلی وارد نزدیکترین واگن قطار شدم. درها زودتر از آنکه انتظارش را داشتم بسته شد و قطار به راه افتاد. بهخاطر نیمهساز بودن ایستگاه، قطار فقط در دو ایستگاه نگه میداشت. و دوباره دور میزد به طرف ایستگاه نیمهساز: در این فاصله با احتیاط سلفون کتاب را پاره کردم.
به بیان دیگر، نوشتن جزء افعال بی قاعده است. اگر چه افعال بیقاعده هم بالاخره برای خودشان قواعدی دارند؛ ولی در مجموع نمیتوان گفت [که] قواعد شعرها را میآفرینند، بلکه در اصل شعرها قواعد را میآفرینند.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات