دوشنبه، ۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۹ ق.ظ | یادداشت
علی‌رضا شامخی

انسانی که سؤال دارد، گرسنه است. وقتی کسی گرسنه نباشد و غذا بخورد یا این‌که گرسنه باشد و غذای مناسبی نخورد، به مشکل برمی‌خورد

یکشنبه، ۵ تیر ۱۳۹۰ - ۵:۳۷ ب.ظ | عکس‌نما
اهالی خانه

بعضی از ما آرزو داریم این‌طوری تفریح کنیم: تاب‌بازی بینِ قفسهٔ کتاب‌ها و کتاب‌خواندن

مرور یک تجربه و پیشنهاد تکرار آن
دوشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵ ق.ظ | کتاب‌بازی
بهرام بابایی

هوا خنکیِ مطبوعی دارد. کمی مانده به ظهر، حوالی میدان ونک منتظر تاکسی ایستاده‌ام. دو-سه ماشین رد می‌شود. هم مسیر نیستیم. ده دقیقه بعد، پرایدی نقره‌ای سر می‌رسد. قسمت امروزم این است: سوار می‌شوم. مردِ راننده، از آن جوان‌هایی است که زود پیر شده. جوگندمیِ موهای سر و صورتش، کمی هم ارثی است. مردی است [...]

کافه‌ای شاعرانه که با قهوه و شعر از مشتری‌هایش پذیرایی می‌کند
شنبه، ۲۰ آذر ۱۳۸۹ - ۱:۵۲ ب.ظ | گزارش
حسن فاطمی

«سایه روشن»، اسم کافی شاپی‌ست که شاعر خوش آتیهٔ  قمی -سیدمحمدرضا شرافت- از چند ماه پیش در بلوار جمهوری شهر قم راه انداخته. چشم مشتری‌هایی که وارد کافی‌شاپ می‌شوند، قبل از هر چیز به تابلوهایی می‌افتد که عکس شاعران بزرگ همراه با قطعه شعری از آن‌ها را در بر دارد. از نیما و اخوان و [...]

پنجشنبه، ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۷ ب.ظ | داستان و رمان
محسن خطیبی فر

فونتامارا روایتی‌ست از دهکده‌ای قدیمی و گم‌نام. جایی محصور میان کوه‌ها و تپه‌ها. خانه‌های رعیتی فونتامارا -که بخشی از سرزمین ایتالیا است- اغلب یک روزنه دارند که کار در و پنجره و دودکش را با هم می‌کند: مردان، زنان، کودکان، بزها، جوجه‌ها، خوک‌ها و خرها با هم به‌سر می‌برند، می‌خوابند، می‌خورند و قضای حاجت می‌کنند، [...]

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!