
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
من نمیگم دلم کلاه میخواد. چون زودی میریم تا برسیم به یه دکّون دیگه که پره گالشه. اونا میگن کتونی. من و آقام و ننه جون و آبجیجون میگیم گالش. آقام جای گالش، گیوه داره. خودش میگه جوراب، مردم میگن گیوه. ننه جون گفت من چشمم درد میکنه، خودتون برین. ولی تا صبح میشینه هی واسه مردم قالی دراز میکنه. آقام چوب میُبره، ننهم نخ میبنده. صبح میشینه رج میزنه تا شب که چشمش خوابش بیاد. میگه: «فاطی، فاطی!»

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات