
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
خیلیها امیدوار بودند که بیماریِ «نادر ابراهیمی» روزی تمام شود. اما این «خوشبینی»، بیش از اندازه بود. بیماری او هر روز عمیقتر میشد. فراموشی به ناتوانی حرکتی منجر میشد و نادر را یکجا نشین میکرد. این همه درحالی بود که اتاق کارِ او، پر بود از یادآورهایی که کارهای در دستِ انجام را گوشزد میکرد. [...]
خداوندا! من ادّعایی نداشتم و ندارم. من، کمترین طلبهٔ تواَم و کوچکترین عاشق تو. من مولایم علی را افسری کردم و بر سر مجروحِ روحم نهادم، تو سیاست را طوقی کردی و بر گردنم انداختی.
آیا یکجور لجبازی در کار بود؟ بعید نیست. نادر، روزگاری برای طلاب و کادر سپاه و کارکنان حوزه هنری، کارگاههای آموزشی برپا میکرد و از این کار، به شدت لذت میبرد. اما اندکی بعد، نادر در جایی، حرفی بی غرض زد که خیلی زود، آن حرف، موجبات ناراحتی برخی را فراهم آورد.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات