
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
بنویس، تا میتوانی بنویس. آنقدر بنویس که انگشتانت بشکند. این شعار چخوف در کار خود بود و آن را روزی در سال 1886 برای دوستش نوشت. تا این زمان که او به بیست و شش سالگی رسید، بیشتر از چهار صد داستان کوتاه و قطعههای توصیفی و چند خطیهای فکاهی و طنزآمیز، در مجلدهای آن زمان چاپ کرده بود. اشتباهی پیش نیامده، رقمی که نوشته شده، صحیح است: چهار صد داستان کوتاه

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات