
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
از خواندنِ قسمتی از داستان ناخودآگاه خندهام گرفت؛ در آن قسمتِ قصه در اوجِ خفقانِ یکی از روزهایِ آذرِ سالِ 56 یکی از قهرمانهای پسرِ داستان با یکی از آقایانِ همکلاسش که گرایشاتِ کمونیستی دارد، در کوچهٔ پشتِ دانشگاه بحثِ سیاسی میکنند
[نقد رمان باغ تلو / نوشته مجید قیصری] باغ تلو، رمانِ دفاع نیست. البته رمان ضد دفاع هم نیست. قصهٔ تلخ حیات یک خانوادهٔ کوچک است. خانوادهای که وقتی انتظارش را نمیکشد، به بدترین بلایا گرفتار میآید. از منظر دیگر، من باغ تلو را «قصهٔ مصائب جلال» میدانم. نه به آن جهت که روای داستان اوست، بل به خاطر غربتی که در جمع دارد.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات