
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
«نفحات نفت» دومین مقالهٔ بلند امیرخانی بعد از «نشت نشا» است. اگر مقالات و یادداشتهای انتقادی وی در سایت مرحوم «لوح» را نیز در فهرست یادداشتهای غیرداستانی امیرخانی بگنجانیم، سیاهه این آثار، از آثار داستانی وی سنگینتر میشود. در این بین، امیرخانی با انتشار رمان «بیوتن» در سال 87، در لابهلای این رمان، دیدگاههای سیاسی و نقدهای اجتماعی خود را نیز قلمی کرد تا «بیوتن» بیش از هرچیز به یک اثر غیرداستانی شبیه باشد.
آن دسته از دوستانی که در جریان نشست خبری هفدهمین هفته کتاب بودهاند، میدانند که معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از برگزاری گسترده برنامهها در این هفته خبر داد و مدیر اجرایی، از تراکم برنامهها گفت و مشاور معاون وزیر و خود معاون وزیر، متفقالقول از بیمهریهای رسانهای و سیاهنماییها گفتند. آقای پرویز، [...]
هفدهمین دوره هفته کتاب از امروز آغاز می شود. به رسم دیرین تمام سالهای گذشته و پیش رو قبل از آن در نشست های خبری برنامه های متنوع و نام گذاری روزهای هفته اعلام و در خبرگزاری ها منتشر شده. و باز به همان رسم دیرین گفته میشود این برنامه ها و فعالیتها به نسبت [...]
قوچانی برای رسیدن به سطح حرفهای ژورنالیسم زحمت کشیده است و حالا حق دارد از بهترین امکانات با کمترین محدودیتها بهره ببرد. از این حیث، بهرهای که در دههٔ اخیر از امکانات مختلف حوزهٔ کاریاش برده، نا به جا و عجیب نیست.
در این دوره، تیمی در مرکز مشاوره و تصمیمسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار داشتند (و شاید بعداً هم باشند) که نامشان را «تیم سرشار» گذاشتهام. تیمی به رهبری آقای محمدرضا سرشار که در ارگانها و مراکز مختلفی همچون «حوزه هنری»، «کانون اندیشه جوان»، «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی»، «هیئت مدیرهٔ انجمن قلم ایران» و… در کنار هم بودهاند و کم و بیش حلقهٔ خود را حفظ کردهاند.
[گزارشی درباره تخلف ناشران در اعلام شمارگان حقیقی کتاب]مدتی پیش، نویسندهای تازهکار، اولین اثرش را به ناشری نامآشنا سپرد. از قضا و با هوشیاریِ ناشر، کار گرفت و کتاب به چاپهای متعدد رسید. ظاهراً همهچیز خوب بود. ناشر راضی، مؤلف راضی، مخاطب راضی. اما یکباره، مؤلفِ غیرحرفهای، به ناشرِ نامآشنا انگِ تقلب زد و حرفش را نقل برخی محافل فرهنگی کرد.
دعویِ مؤلفِ غیرحرفهایِ تازهکار چه بود؟ این نوقلمِ ناآشنا، مدعی بود و هست که ناشرِ نامآشنا، اثرش را با تیراژ 5 هزار نسخه منتشر میکند، اما در شناسنامهٔ کتاب مینویسد: 3000 نسخه.
نمیخواهم زبان باز کنم زیرا سایت شما، مثل سایت من، «فیلتر» میشود. در یک کلام: «نمیگذارند». این جملهٔ کوتاه را طی دو دهه کار سنگین پژوهشی با ذره ذرهٔ وجودم لمس کردهام. سالها سوختهام و فکر کردهام و به این نتیجه رسیدهام. علل و عوامل آن را دقیقاً میشناسم. [گفتگوی اختصاصی با عبدالله شهبازی، تاریخنگار]

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات