یکشنبه، ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۴:۰۲ ب.ظ | داستان و رمان
فهیمه شانه

«عقیل عقیل» قصهٔ مردی روستایی است بر جای مانده از زلزلهٔ گناباد. قصهٔ ویرانی خاف، رنج بیرون کشیدن عزیزان از زیر خروارها خاک: ستردن غبار ازروی و موی کالبد بی‌روح همسری که عمر و جوانی به زندگی‌ همسرش هبه کرده بود. خمیدن پشتی که لاشهٔ برادرش را از چاله‌ای بیرون کشیده و در چاله‌ای دیگر [...]

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!