دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ - ۷:۱۷ ق.ظ | مجله ادبی
مجید اسطیری

صدای خنده‌هایی که در محوطه پیچیده بود به دهان ها بازگشت. بعد صدای بلند آژیر از سراسر محیط جمع شد و در پله برقی فرورفت. چراغ چشمک زن کنار پله برقی مدام روشن و خاموش می‌شد. سمانه مبهوت به مردم نگاه کرد. چادر که در دست‌هایش مچاله شده بود باز شد. گوشهٔ پارهٔ آن به طرف پله برقی کشیده شد و زیر دندان‌های پله برقی فرو رفت. سمانه داشت چادرش را می‌کشید. صدای جیغ او به دهانش بازگشت. پله برقی راه افتاد .

گفتگوی اختصاصی با «اکبر صحرایی» نویسندهٔ کتاب‌های طنز جنگ
چهارشنبه، ۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۹:۰۶ ب.ظ | گفت‌گو
سیدمهدی موحد

اختصاصی خانهٔ کتاب اشا: کسانی که داستان‌های کوتاه جنگ را می‌پسندند، بدون شک نام «اکبر صحرایی» را شنیده‌اند. او طبعی لطیف و طناز دارد و از این جهت، نوشته‌های جنگی-طنز او نیز مخاطب دارد. با وجود آن‌که عرصهٔ نویسندگی در حوزهٔ دفاع مقدس محل حضور آدم‌های کوتاه و بلند بسیاری است، صحرایی صاحب قله‌ای در [...]

پنجشنبه، ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۷ ب.ظ | داستان و رمان
مائده ایمانی

«تسلی‌ناپذیر» شاید داستان نبوغ باشد؛ داستان آدم‌هایی که هر کدام یک جور با نبوغ داشته یا نداشته‌ٔ خودشان یا کسانی که دوست‌شان دارند درگیرند.

یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۵:۵۰ ب.ظ | داستان و رمان
محمدعلی طائبی

داستان‌هایی که طعم تلخِ روزهای تلخ را یادمان می‌آورند. مثلِ زیتونِ شور…

پنجشنبه، ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۷ ب.ظ | داستان و رمان
محسن خطیبی فر

فونتامارا روایتی‌ست از دهکده‌ای قدیمی و گم‌نام. جایی محصور میان کوه‌ها و تپه‌ها. خانه‌های رعیتی فونتامارا -که بخشی از سرزمین ایتالیا است- اغلب یک روزنه دارند که کار در و پنجره و دودکش را با هم می‌کند: مردان، زنان، کودکان، بزها، جوجه‌ها، خوک‌ها و خرها با هم به‌سر می‌برند، می‌خوابند، می‌خورند و قضای حاجت می‌کنند، [...]

سه شنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۷ - ۴:۴۳ ب.ظ | کودک و نوجوان
ایمان مطهری منش

وقتی تیستو هست، همه‌جا سبز می‌شود… چه دوست‌داشتنی!

سه شنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۴ ق.ظ | داستان و رمان
سیدمحمد میرصالحی

عاشق شده‌ای؟ عاشق بوده‌ای؟ این درد التیام می‌خواهد. مرهم بگذار با یک عاشقانهٔ آرام… آرام شو.

شنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۷ - ۳:۰۵ ق.ظ | کودک و نوجوان
ایمان مطهری منش

قصهٔ کتاب «راز آواز» که «گستابو رولدان» آرژانتینی آن را نوشته، دربارهٔ آوازخوانی جیرجیرک‌های دوست‌داشتنی‌ای است که شب‌های جنگل انبوه را آهنگین می‌کنند، اما؛ مثل همیشه که جانورهای خودخواه می‌خواهند صدای دیگران را نشنوند، شیرکوهی داستان هم دلش می‌خواهد جیرجیرک‌ها را ساکت کند

شنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۷ - ۲:۲۰ ق.ظ | یادداشت
بهرام بابایی

کتاب – کتــاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتــاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتـاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب – کتاب

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!