چهارشنبه، ۲۳ تیر ۱۳۸۹ - ۹:۵۵ ق.ظ |
ریحانه مهرزاد

نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود. فارس خبر داد، انجمن دوستی ایران و بوسنی و هرزگوین، به منظور نشان دادن بخشی از مظلومیت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنیستا بوسنی و هرزگوین که هم‌زمان با این ایام در ۱۵ سال قبل، بیش از ۸ هزار کودک و [...]

دوشنبه، ۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۴:۳۰ ب.ظ |
ریحانه مهرزاد

نمایش «تجربه مرگ» به نویسندگی و کارگردانی آیدین الفت از دوم خرداد‌ماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری روی صحنه می‌رود. فارس خبر داد، این اثر که تولید مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری است، به زندگی دکتر روان‌پزشکی می‌پردازد که موفق به اختراع دارویی برای ایجاد تجربه مرگ شده است. این اختراع برای او شهرت فراوانی [...]

تولد جایزه‌ای دیگر برای داستان انقلاب
دوشنبه، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ - ۹:۵۵ ق.ظ | نقد
بهرام بابایی

باید استدعا کرد از جنابان آقایان، که بیایند و اساساً 100 داستان با موضوع انقلاب که در 4-5 سال اخیر منتشر شده را معرفی کنند. نتیجه هرچه باشد، مطمئناً تصمیم‌گیران فرهنگی را در گرفتن تصمیم به برگزاری جشنواره و جایزه با موضوع داستان و رمان انقلاب یاری خواهد کرد.

بر اساس یک تجربه واقعی
یکشنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۸۹ - ۵:۳۱ ب.ظ | یادداشت
سعید شفیعی

آقای فلانی: از بچه‌های! حوزه کسی را می‌شناسی؟

من: والا آقای سرهنگی رو می‌شناسم.

آقای فلانی: ایشون شما را می‌شناسه؟

من: نخیر

آقای فلانی: دیگه کی را می‌شناسی؟

من: آقای بهبودی رو هم.

آقای فلانی: ایشون شما را می‌شناسه؟

من: نخیر

شنبه، ۱ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۱ ق.ظ | گفت‌گو
میهمان

[گفتگو با کریستف بالایی مترجم «داستان‌های شهرجنگی] برای نخستین بار در آثاری که توسط حوزه هنری و دفتر ادبیات جنگ منتشر شده، اثری دیدم که کاملاً ادبی است. یعنی هم تجربه انسانی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است و هم داستان. یعنی ادبیات به معنای مطلق کلمه. برای همین تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم. در صورتی که اصلاً احمدزاده را نمی‌شناختم و به واسطهٔ شما با او آشنا شدم. دربارهٔ تجربه زندگی و تجربهٔ نویسندگی‌اش هیچ‌چیز نمی‌دانستم. ولی وقتی این مجموعه داستان را خواندم، متوجه شدم که او یک نویسنده است.

دوشنبه، ۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۹:۱۲ ق.ظ | یادداشت
حسام الدین مطهری

در این دوره، تیمی در مرکز مشاوره و تصمیم‌سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار داشتند (و شاید بعداً هم باشند) که نام‌شان را «تیم سرشار» گذاشته‌ام. تیمی به رهبری آقای محمدرضا سرشار که در ارگان‌ها و مراکز مختلفی همچون «حوزه هنری»، «کانون اندیشه جوان»، «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی»، «هیئت مدیرهٔ انجمن قلم ایران» و… در کنار هم بوده‌اند و کم و بیش حلقهٔ خود را حفظ کرده‌اند.

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!