دوشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۸ ب.ظ | تاریخ
انوشه میرمرعشی

خاطرات شخصیت‌ها در پژوهش‌های تاریخی به ویژه در تاریخ شفاهی، جزء منابع مهم دسته‌بندی می‌شود، زیرا از درون خاطرات افراد می‌توان حوادث تاریخی و سیاسی بسیاری را دنبال کرد و به حقایق نابی رسید. کتاب خاطرات ابوالقاسم حالت که به صورت زندگی‌نامهٔ خودنوشت تنظیم شده است، از آن دسته کتاب‌هایی است که با خواندن آن [...]

نوروز با کتاب (2)
یکشنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۹ - ۵:۲۵ ب.ظ | تاریخ
حمید اعلایی

چرا باید توی عید این اثر را خواند؟ «نوشتن با دوربین» یک اثر خاله‌زنکی تمام عیار است. غیبتِ بدون عقاب و بی‌صدا از احمد شاملو، نجف دریابندری، فروغ فرخزاد، مسعود کیمیایی و…

جمعه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۷ - ۲:۵۰ ب.ظ | گفت‌گو
فرید شمس

نمی‌خواهم زبان باز کنم زیرا سایت شما، مثل سایت من، «فیلتر» می‌شود. در یک کلام: «نمی‌گذارند». این جملهٔ کوتاه را طی دو دهه کار سنگین پژوهشی با ذره ذرهٔ وجودم لمس کرده‌ام. سال‌ها سوخته‌ام و فکر کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام. علل و عوامل آن را دقیقاً می‌شناسم. [گفت‌گوی اختصاصی با عبدالله شهبازی، تاریخ‌نگار]

سه شنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱ ق.ظ | تاریخ
ایمان مطهری منش

اخراجی‌ها هیچ ربطی به آن فیلمِ اسم در کرده ندارد. اخراجی‌ها، روایت صادقانه‌ای است از جنگِ ما. روایتی که خیلی‌ها تاب تحملش را نداشتند و خفه‌اش کردند…

دوشنبه، ۲۳ دی ۱۳۸۷ - ۲:۰۲ ق.ظ | یادداشت
محسن خطیبی فر

نزدیک ظهر بود که کتاب به دست‌ام رسید. راه افتادم سمت ایست‌گاه مترو. همان نزدیکی‌ها ایست‌گاهی پیدا کردم که هنوز کامل نشده بود. ولی درش باز بود و مردم از پله‌های نیمه کاره‌اش پایین می‌رفتند. هوای داخل ایست‌گاه پر از گرد و خاک بود. نمی‌شد تحمل کرد. برای فرار از سرفه‌های پشت سر هم، هی ردیف صندلی‌های ایست‌گاه را رفتم و آمدم تا از هوای خفهٔ آن‌جا فرار کنم. ولی باز سینه‌ام می‌گرفت و کلافه‌ام می‌کرد. قطار که رسید، بی‌معطلی وارد نزدیک‌ترین واگن قطار شدم. درها زودتر از آن‌که انتظارش را داشتم بسته شد و قطار به راه افتاد. به‌خاطر نیمه‌ساز بودن ایست‌گاه، قطار فقط در دو ایست‌گاه نگه می‌داشت. و دوباره دور می‌زد به طرف ایست‌گاه نیمه‌ساز: در این فاصله با احتیاط سلفون کتاب را پاره کردم.

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!