
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
ما اهلِ کشوری هستیم که معاون فرهنگیِ وزیر فرهنگش معتقد است کاهشِ تجدید چاپ کتب، نشانهٔ «رشد کیفی» در حوزهٔ کتاب است! این جمله مثل آن است که کسی بگوید: «عرضه و تقاضا در بازارِ پوشاک کم شده و این نشان دهندهٔ نوعی رشد کیفی در این بازار است.» اهلِ فرهنگ و بازار خوب میدانند [...]
به ناصر خسرو که میرسم بر میگردم و پشت سرم را نگاه میکنم؛ به قدیمیترین بازار عینی کتاب و نشر ایران که هنوز زنده است. اما لوازم آرایشی پشت شیشه و ویترین مغازههای ابتدای کوچه بدجور دهن کجی میکند. از کوچه میزنم بیرون. صدای اگزوز موتور سیکلتها بر هر صدایی غالب است. میایستم. کتابها را توی دستم جا به جا میکنم که منظرهٔ شمس العماره در قاب نگاهم مینشیند. و من فکر میکنم به حجم عظیم کتابهایی که شاید دیگر هیچ وقت رنگ تجدید چاپ به خود نبینند.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات