همه چیز دربارهٔ «حافظ هفت» از زبان نویسنده / امیرخانی، سرشار، فردی و... دربارهٔ رمان تازهٔ صحرایی می‌گویند
پنجشنبه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۴ ب.ظ | گفت‌گو
سید مهدی موحد - سحر صدارت

برای من از «انفجارِ رهپویان» در فصلِ اول تا «دنیای دیگر» در فصلِ آخر اوجِ کار است، اما کلیدِ کار همان فصلِ «حافظ هفت» و «ترورِ رهبری در نماز جمعه» بود

پنجشنبه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۱ ب.ظ |
حمید اکبرپور

صحرایی توانسته است در آئینهٔ رمان و داستان، مردمِ معاصرِ فارس را به تصویر بکشد

پنجشنبه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۴ ب.ظ |
امیرحسین فردی

صحرایی از عناصر و ساختارِ داستانی حداکثرِ استفاده را در این اثر کرده است.

چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۴ ق.ظ |
بیژن کیا

این اواخر نگرانی‌هایی مبنی بر تکراری شدنِ آثارِ صحرایی حتی در داستان‌های نوجوانش وجود داشت. اما با حافظ هفت دورهٔ سومِ کارِ اکبر صحرایی شروع شد

چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۸ ق.ظ |
رضا امیرخانی

اکبر صحرایی کسی است که نوشتن را جدی می‌گیرد و این در زمانهٔ ما، ارجمند است. ارجمندتر آن است که جسارتِ پرداختن به فضاهای ناشناخته را دارد. مثلاً بعد از نگارشِ چندین کتابِ جدی با موضوعِ دفاع مقدس، به سراغِ طنزِ جنگ می‌رود که به نظرم کاری باارزش است. حافظ هفت ادامهٔ همین نگاهِ جدی [...]

چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۵ ق.ظ |
محمدرضا سرشار

سرشار: کتابِ حافظ هفتِ آقای صحرایی را جذاب‌تر، پخته‌تر و مثبت‌تر از کتاب‌هایی که قبل از کارِ ایشان دربارهٔ سفرِ مقامِ معظمِ رهبری منتشر شده است می‌بینم.

جمعه، ۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۲ ب.ظ |
اهالی خانه

هفتمین «خمپاره» منفجر شد! مرکزِ علمی-فرهنگیِ شهید آوینیِ قزوین، به خانهٔ کتابِ اشا خبر داد: هفتمین شماره از نشریهٔ طنزِ «خمپاره» همزمان با سالروزِ آزادسازیِ خرمشهر و میلادِ حضرتِ فاطمه زهرا سلام الله علیها منتشر شد. خمپاره عنوان تنها نشریهٔ طنز با موضوعِ هنر و ادبِ پایداری است. این نشریه، از محصولاتِ مرکزِ غیردولتیِ شهید [...]

گفتگوی اختصاصی با «اکبر صحرایی» نویسندهٔ کتاب‌های طنز جنگ
چهارشنبه، ۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۹:۰۶ ب.ظ | گفت‌گو
سیدمهدی موحد

اختصاصی خانهٔ کتاب اشا: کسانی که داستان‌های کوتاه جنگ را می‌پسندند، بدون شک نام «اکبر صحرایی» را شنیده‌اند. او طبعی لطیف و طناز دارد و از این جهت، نوشته‌های جنگی-طنز او نیز مخاطب دارد. با وجود آن‌که عرصهٔ نویسندگی در حوزهٔ دفاع مقدس محل حضور آدم‌های کوتاه و بلند بسیاری است، صحرایی صاحب قله‌ای در [...]

چهارشنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰ ق.ظ | داستان و رمان
ایمان مطهری منش

یکی-دو سال قبل بود که «آنا هنوز می‌خندد» به تحریریهٔ جام جم رسید. کم پیش می‌آمد کتابی به تحریریه بیاید و منِ بدسلیقهٔ بدپسند، همان‌جا بنا کنم به خواندنش. «آنا هنوز می‌خندد» از جملهٔ آن شاذ و ندرهایی بود که یک‌دفعه سر بلند کردم و دیدم وقت نهار شده و رسیده‌ام به وسط عشق! اکبر [...]

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!