
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
دانشور هر کار کند باز هم دارد از دیدگاهِ زنی اشرافی به جامعهاش نگاه میکند و همین است که راویِ او حتی نمیتواند به اندازهٔ یوسف به میانِ مردمِ دهات برود
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
از خواندنِ قسمتی از داستان ناخودآگاه خندهام گرفت؛ در آن قسمتِ قصه در اوجِ خفقانِ یکی از روزهایِ آذرِ سالِ 56 یکی از قهرمانهای پسرِ داستان با یکی از آقایانِ همکلاسش که گرایشاتِ کمونیستی دارد، در کوچهٔ پشتِ دانشگاه بحثِ سیاسی میکنند
«جریانها و سازمانهایِ مذهبی-سیاسیِ ایران» کتابِ خوب و پُر سر و صدایی است. این را از واکنشهای مختلف به مطالبش میشود دریافت. بخشی از این پُر سر و صدایی که گاه جریانکهایی هم برساخته است، مدیونِ موضوعِ آن است و بخشی دیگرش از ریزبینی و دقتِ نویسندهاش برآمده است. به هرحال، «خانهٔ کتابِ اشا» اعتقادش [...]
نمیخواهم زبان باز کنم زیرا سایت شما، مثل سایت من، «فیلتر» میشود. در یک کلام: «نمیگذارند». این جملهٔ کوتاه را طی دو دهه کار سنگین پژوهشی با ذره ذرهٔ وجودم لمس کردهام. سالها سوختهام و فکر کردهام و به این نتیجه رسیدهام. علل و عوامل آن را دقیقاً میشناسم. [گفتگوی اختصاصی با عبدالله شهبازی، تاریخنگار]
حقیقت خندهداریست که نویسندگان انقلابی ما، پس از انقلاب رو به مدیریت و ریاست آوردند و از نوشتن ماندند؛ به جای خلق اثر، مدام لنگِ صادق هدایت را گرفتند و فیتیلهپیچش کردند؛ حالا گله میکنند که چرا اثر خواندنی دربارهٔ انقلاب نداریم. (ظاهراً کسی ناراضی نیست. کتابِ هدایت خوب فروش میرود. دوستان ما هم مدیریتشان را میکنند. گاهی هم مقالهٔ بلند مینویسند، جهت هدایت خلقالله!)
این حقیقت است. حقیقت این است که شوروی محو شد، اما آثار مکتوبِ تاریخی و ادبیاش، همچنان در همه جای دنیا مخاطب دارد. پس، آفرین بر نویسندگان کمونیست.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات