تأملی بر نگاهِ سیمین دانشور در آثارش به انقلابِ اسلامی
پنجشنبه، ۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱:۲۴ ب.ظ | نقد
مجید اسطیری

دانشور هر کار کند باز هم دارد از دیدگاهِ زنی اشرافی به جامعه‌اش نگاه می‌کند و همین است که راویِ او حتی نمی‌تواند به اندازهٔ یوسف به میانِ مردمِ دهات برود

چهارشنبه، ۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۸:۵۶ ب.ظ |
خانه کتاب اشا

صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.

پنجشنبه، ۳۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۳ ب.ظ | یادداشت
انوشه میرمرعشی

از خواندنِ قسمتی از داستان ناخودآگاه خنده‌ام گرفت؛ در آن قسمتِ قصه در اوجِ خفقانِ یکی از روزهایِ آذرِ سالِ 56 یکی از قهرمان‌های پسرِ داستان با یکی از آقایانِ هم‌کلاسش که گرایشاتِ کمونیستی دارد، در کوچهٔ پشتِ دانشگاه بحثِ سیاسی می‌کنند

نگاهی به فصل «شریعتی» در کتابِ «جریان‌ها و سازمان‌ها...»
یکشنبه، ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۶ ب.ظ | نقد
حسام الدین مطهری

«جریان‌ها و سازمان‌هایِ مذهبی-سیاسیِ ایران» کتابِ خوب و پُر سر و صدایی است. این را از واکنش‌های مختلف به مطالبش می‌شود دریافت. بخشی از این پُر سر و صدایی که گاه جریانک‌هایی هم برساخته است، مدیونِ موضوعِ آن است و بخشی دیگرش از ریزبینی و دقتِ نویسنده‌اش برآمده است. به هرحال، «خانهٔ کتابِ اشا» اعتقادش [...]

سه شنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۲:۴۲ ق.ظ | تاریخ
بهرام بابایی

فقط تورقِ چند صفحه از تاریخِ ایران، برایِ تکان دادنِ هرکدام از ما کافی است. با این کار، خیلی زود می‌فهمیم «تاریخ» معلمی دوست‌داشتنی است. خیلی از بزرگانِ دینی و سیاسی مطالعهٔ تاریخ را گوشزد کرده‌اند، اما معمولاً ما از این معلم غافلیم. او هم یک گوشهٔ دنج مشغول است و زندگی‌اش را می‌کند. وقتی [...]

جمعه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۷ - ۲:۵۰ ب.ظ | گفت‌گو
فرید شمس

نمی‌خواهم زبان باز کنم زیرا سایت شما، مثل سایت من، «فیلتر» می‌شود. در یک کلام: «نمی‌گذارند». این جملهٔ کوتاه را طی دو دهه کار سنگین پژوهشی با ذره ذرهٔ وجودم لمس کرده‌ام. سال‌ها سوخته‌ام و فکر کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام. علل و عوامل آن را دقیقاً می‌شناسم. [گفت‌گوی اختصاصی با عبدالله شهبازی، تاریخ‌نگار]

شنبه، ۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۱:۴۶ ب.ظ | یادداشت
بهرام بابایی

حقیقت خنده‌داری‌ست که نویسندگان انقلابی ما، پس از انقلاب رو به مدیریت و ریاست آوردند و از نوشتن ماندند؛ به جای خلق اثر، مدام لنگِ صادق هدایت را گرفتند و فیتیله‌پیچش کردند؛ حالا گله می‌کنند که چرا اثر خواندنی دربارهٔ انقلاب نداریم. (ظاهراً کسی ناراضی نیست. کتابِ هدایت خوب فروش می‌رود. دوستان ما هم مدیریتشان را می‌کنند. گاهی هم مقالهٔ بلند می‌نویسند، جهت هدایت خلق‌الله!)

این حقیقت است. حقیقت این است که شوروی محو شد، اما آثار مکتوبِ تاریخی و ادبی‌اش، هم‌چنان در همه جای دنیا مخاطب دارد. پس، آفرین بر نویسندگان کمونیست.

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!