چهارشنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰ ق.ظ | داستان و رمان
ایمان مطهری منش

یکی-دو سال قبل بود که «آنا هنوز می‌خندد» به تحریریهٔ جام جم رسید. کم پیش می‌آمد کتابی به تحریریه بیاید و منِ بدسلیقهٔ بدپسند، همان‌جا بنا کنم به خواندنش. «آنا هنوز می‌خندد» از جملهٔ آن شاذ و ندرهایی بود که یک‌دفعه سر بلند کردم و دیدم وقت نهار شده و رسیده‌ام به وسط عشق! اکبر [...]

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!