
خاطرات ناگفته يوسفعلی ميرشكاك از رهبر انقلاب
يادداشت اميری اسفندقه درباره ديدار ساليانه شاعران با رهبر انقلاب
مجموعه خاطرات و بيانات استاد صمدی آملی در حوزه دفاع مقدس و شهدای گمنام
سفرنامه رهبر انقلاب در شیراز به قلم اکبرصحرایی
شرح زندگی و آثار حمید سبزواری
جفعرابراهیمی همه کتابهایش را به کتابخانه آنلاین هدیه داد.
رمانی با موضوع خرمشهر به قلم رضا رئیسی
تغییرات در سایت پاطوق کتاب، منجر به ثبت دامنهٔ آی.آر شد
کتاب آيتالله حسن حسنزاده آملی به چاپ پنجم رسید.
رونمایی از چاپ هشتم رمانی به قلم «حسینفتاحی»
8 کتاب از تازهترین داستانهای کوتاه خود را برای کودکان به دست چاپ سپرد.
گزارش هدایتالله بهبودی از بمباران شیمیایی شهر حلبچه
آشنایى با رمز و راز استحكام روابط خانوادگى
خاطرات «شهید حسین لشکری» منتشر میشود.
ترجمه انگلیسی این کتاب از نیمه گذشت و ترجمه اردو به نیمه رسیده است.
یادداشتهای «محمدحسینجعفریان» از سفرش به افغانستان منتشر میشود.
با انتشار كتاب «توحيد ريشه دين»
حميد سبزواری گفت
عرضه در نمایشگاه بینالمللی قرآن
جنگ ارواح
«من او» به عربی ترجمه شد
روايت سفر مقام معظم رهبری به يزد كتاب شد
مجموعه داستانکهای رسول يونان منتشر شد
یادداشتهای «علامه محمد قزوینی» از دوره دوم اقامتش در پاریس
عاشقانههای نزار قبانی
داوود اميريان گفت
مردم، چه از قشر تحصیلکرده و فرهیخته و چه از قشر عامی، متأسفانه دربارهٔ تاریخِ کشورشان در طول 30 سال اخیر کم میدانند. اینچنین است که وقتی شایعهای تاریخی از سوی رسانهها مطرح میشود، به آسانی مسبب شک و تردید میشود.
حدود یک سوم کتب نمایشگاه، کتب منتشره توسط خود موسسه بود! (با توجه به آمار انتشار 200 کتاب توسط موسسه که مدیر موسسه، اردیبهشت 88 به ایبنا داده است؛ میتوان گفت موسسه تقریبا تمامی آثارش را در این نمایشگاهها به ارشاد قالب کرده است!)
بالأخره و پس از حدود 6 ماه افتان و خیزان در مراحل طراحی و برنامهنویسی، نسخهٔ تازهٔ قالبِ خانهٔ کتاب اشا عصر 20 اسفندماه 88 در مراسم «جشن پایان سال خانهٔ کتاب اشا» رونمایی شد. و این «شدن» قصهها داشت و جزِّ جگرها به اهالی خانه داد تا بشود.
این نوشته، نوشتهٔ پایانی خانهٔ کتاب اشا در سال 88 است. شاید حرف برای گفتن زیاد باشد. مثلاً میتوان گلهگذاری، ناله یا خودستایی کرد. اما این کارها خوب نیست. حالا باید از نوروز و نوروزانهٔ اشا گفت. باید از شادی گفت. حالا چه جای ناله؟ چه جای گله؟ بگذارید لبخندمان به لب بماند و شیرینیِ کاممان از میان نرود. شاید روزی دیگر و وقتی دیگر ناله هم کردیم.
در آستانهٔ نوروز، اهالی خانهٔ کتاب اشا دست به تلفن شدند تا از شعرا و نویسندگان برای شما «عیدانه» بگیرند. حاصلش شد این چند بیت شعر و چند سطر نوشته که تقدیمتان میشود: ■ مصطفی محدثی خراسانی این شعر را به اهالی خانهٔ کتاب اشا هدیه کرد: دوست دارم بهاری شدن
ماجرای کوچکترین نویسندهٔ ایران و کوچکترین واقف، یکی-دو هفتهای است که نقلِ محافل خبری فارسی (+ ) است و از رادیو گرفته تا خبرگزاریهای مختلف، به این «نویسندهٔ کوچک» اهلِ خراسان پرداختهاند و بارها از او نوشتهاند. رسانهها، از قولِ پدر «ملیکا گلی» نوشتهاند که او تاکنون 14 عنوان کتاب نوشته است
یک: دوست کتابفروشی از یکی از شهرستانها، چند روز قبل تماسی گرفت و از برگزاری طرحی از سوی دو نهاد فرهنگی در کشور گفت و شکوهها کرد. کتابفروش، از این گفت که نهادهای فرهنگی، با ناشران مذاکره میکنند و تعداد انبوهی کتاب، با درصد تخفیف بالا میخرند و به نمایشگاههای بزرگ میآورند
«برادرم پرویز خرسند قویترین نویسندهای است که نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز ما قرار داده است.» دکتر علی شریعتی، م آ.ج22، ص183 همین یک جملهٔ دکتر کافی است تا کفشت را به پا کنی، سوار مترو شلوغ تهران شوی و به خیابان شلوغتر انقلاب اسلامی برسی و در مغازهایش
عصبی، ناراحت و به قول خودش در آستانهٔ جیغ کشیدن! دلیل آشفتگیاش را پرسیدم. از نحوهٔ چیدمان کتابها و به هم ریختگی گفت و آخر سر گفت: «از اعتمادی که به انجمن فرهنگی ناشران کردیم پیشیمانیم!»
آنان که لب طبع خود را به این مایع سکرآور قدیمی ادبیات کلاسیک جهان تر میکنند، طعمی و مزهای را میچشند که لایوصف بها و لایقاس! اهالی موسیقی کلاسیک را دیدهای؟ رمانخوانهایی که دربارهشان اینگونه نوشتم هم مثل همینان گوششان به شنیدن سمفونیهای تولستوی، همینگوی و داستایوفسکی و دیگر رفقای فقیدشان، عادت دارد. و بالأخره میرسیم به راههای میانبُر برای خسته نشدن و شکست نخوردن در تمام کردن رمانهای سختخوان...

آشخانه
همخانه
پیک
تبلیغ
لوح