
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
بالأخره و پس از حدود 6 ماه افتان و خیزان در مراحل طراحی و برنامهنویسی، نسخهٔ تازهٔ قالبِ خانهٔ کتاب اشا عصر 20 اسفندماه 88 در مراسم «جشن پایان سال خانهٔ کتاب اشا» رونمایی شد. و این «شدن» قصهها داشت و جزِّ جگرها به اهالی خانه داد تا بشود.
این نوشته، نوشتهٔ پایانی خانهٔ کتاب اشا در سال 88 است. شاید حرف برای گفتن زیاد باشد. مثلاً میتوان گلهگذاری، ناله یا خودستایی کرد. اما این کارها خوب نیست. حالا باید از نوروز و نوروزانهٔ اشا گفت. باید از شادی گفت. حالا چه جای ناله؟ چه جای گله؟ بگذارید لبخندمان به لب بماند و شیرینیِ کاممان از میان نرود. شاید روزی دیگر و وقتی دیگر ناله هم کردیم.
در آستانهٔ نوروز، اهالی خانهٔ کتاب اشا دست به تلفن شدند تا از شعرا و نویسندگان برای شما «عیدانه» بگیرند. حاصلش شد این چند بیت شعر و چند سطر نوشته که تقدیمتان میشود: ■ مصطفی محدثی خراسانی این شعر را به اهالی خانهٔ کتاب اشا هدیه کرد: دوست دارم بهاری شدن را همنفس با قناری [...]
ماجرای کوچکترین نویسندهٔ ایران و کوچکترین واقف، یکی-دو هفتهای است که نقلِ محافل خبری فارسی (+) است و از رادیو گرفته تا خبرگزاریهای مختلف، به این «نویسندهٔ کوچک» اهلِ خراسان پرداختهاند و بارها از او نوشتهاند. رسانهها، از قولِ پدر «ملیکا گلی» نوشتهاند که او تاکنون ۱۴ عنوان کتاب نوشته است و اخیراً با وقفِ [...]
یک: دوست کتابفروشی از یکی از شهرستانها، چند روز قبل تماسی گرفت و از برگزاری طرحی از سوی دو نهاد فرهنگی در کشور گفت و شکوهها کرد. کتابفروش، از این گفت که نهادهای فرهنگی، با ناشران مذاکره میکنند و تعداد انبوهی کتاب، با درصد تخفیف بالا میخرند و به نمایشگاههای بزرگ میآورند و با تخفیفِ [...]
«برادرم پرویز خرسند قویترین نویسندهای است که نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز ما قرار داده است.» دکتر علی شریعتی، م آ.ج۲۲، ص۱۸۳ همین یک جملهٔ دکتر کافی است تا کفشت را به پا کنی، سوار مترو شلوغ تهران شوی و به خیابان شلوغتر انقلاب اسلامی برسی و در مغازهایش جستجوگر کتابهای کسی باشی [...]
عصبی، ناراحت و به قول خودش در آستانهٔ جیغ کشیدن! دلیل آشفتگیاش را پرسیدم. از نحوهٔ چیدمان کتابها و به هم ریختگی گفت و آخر سر گفت: «از اعتمادی که به انجمن فرهنگی ناشران کردیم پیشیمانیم!»
آنان که لب طبع خود را به این مایع سکرآور قدیمی ادبیات کلاسیک جهان تر میکنند، طعمی و مزهای را میچشند که لایوصف بها و لایقاس! اهالی موسیقی کلاسیک را دیدهای؟ رمانخوانهایی که دربارهشان اینگونه نوشتم هم مثل همینان گوششان به شنیدن سمفونیهای تولستوی، همینگوی و داستایوفسکی و دیگر رفقای فقیدشان، عادت دارد. و بالأخره میرسیم به راههای میانبُر برای خسته نشدن و شکست نخوردن در تمام کردن رمانهای سختخوان…
امروز، ۱۰ بهمنماه ۸۸، خبرگزاریهای مختلف، خبر رونمایی از کتابِ عکسِ «انقلاب به روایت عکس» را از قولِ روابطعمومی حوزه هنری و سایت انتشارات سوره مهر رسانهای کردند. این کتاب را که شامل ۱۰۱ عکس «اکبر ناظمی» از روزهای انقلاب اسلامی ایران است، انتشارات سورهٔ مهر منتشر کرده است. آنچه ما با شنیدن خبر «رونمایی [...]
او، زادهٔ پدری یهودی و مادری مسیحی در آمریکا بود. 91 سال عمر کرد. سالها در انزوا زیست و روز 27 ژانویه 2010 میلادی مطابق با 7 بهمنماه 1388 شمسی در محل زندگیاش واقع در شهر کورنیش واقع در ایالت نیوهمپشایر آمریکا درگذشت.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات