
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
رئیس باغ کتاب تهران: با وجود این پروژه، ساخت محلی دیگر برای نمایشگاه کتاب عاقلانه نیست
«هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد». شاید اعتقاد رهبر به همین موضوع است که باعث میشود تقریباً هر سال میهمان ثابت نمایشگاه کتاب باشد. نمایشگاهی که بیست و چهار سال پیش با پیگیریهای خودش آغاز به کار کرده است، حالا بازدید از آن به یکی از برنامههای ثابت رهبری تبدیل شده است؛ تا هم در [...]
■ دمِ بیحوصلگی: امروز نمایشگاه آنقدر شلوغ بود و به حدی دم داشت که مجال برایِ نفسکشیدن نبود، چه رسد به حاشیه ثبت کردن. مردمِ دقیقه نودی، این دو-سه روزِ باقیمانده را برایِ آمدن به نمایشگاه گیر آوردهاند. روزهایی که برای هیچکس حال و حوصلهٔ درست و حسابی نمانده: نه برایِ غرفهدار، نه برایِ رانندههایی [...]
«کتابخوانی جز در بین عدهای از اهل علم و دانش و کسانی که قهراً با آن سر و کار دارند متأسفانه در میان مردم امری رایج و روزمره نیست. کتابخوانی باید همانند کارهای روزانه در زندگی مردم وارد شود. طبقاتِ مختلفِ جامعه شاملِ مردان و زنانِ شهری و روستایی و همهٔ کسانی که قادر به [...]
■ رهبر آمد، جای کسی تنگ نشد: یادتان میآید که دیروز از بسته بودنِ دربهایِ غربیِ شبستان گفتم؟ و نوشتم که شیشهها را هم با کاغذ پوشانده بودند تا حیاط دیده نشود؟ خب، امروز دلیلش را فهمیدم. امروز صبح، رهبر در همان حیاط حاضر بود و از کتابهایِ نمایشگاه بازدید میکرد. این تصمیمِ خوب، باعث [...]
■ همه خسته شدهاند: مهمترین حاشیه از روز پنجمِ نمایشگاه به بعد، آغازِ کلافگی و خستگیِ غرفهداران است. از دیروز به بعد، آمدن به نمایشگاه و ایستادن پشت غرفه و سر و کله زدن با مشتریها، شور و حرارتِ روزهایِ آغازین را ندارد. همه خدا خدا میکنند زودتر کار تمام شود. به خصوص شهرستانیها. [...]
نمایشگاه کتاب پدیدهٔ فرهنگیِ مهمی است که هر سال برگزار میشود و مخاطبان بسیاری را به خود جذب میکند. تا جایی که میتوان گفت تمامیِ اقشارِ جامعه در زمرهٔ مخاطبانِ نمایشگاهِ کتاب قرار دارند و عامهٔ مردم، نویسندگان، اهالی فرهنگ و مسئولینِ کشور در کنار یکدیگر از آن بازدید و خرید میکنند. نمایشگاهِ بینالمللی کتاب [...]
پیش از اینکه گشت و گذار امروزمان را شروع کنیم، با دوستی که در نمایشگاه بود تماس گرفتم و پرسیدم: «امروز چهطوره؟» گفت: «مردِ حسابی! چرا میگفتی دیروز خلوت بوده، شلوغه که…» وقتی به نمایشگاه رسیدم، جمعیت نشان میداد که دیروز، یک اتفاق استثنایی بوده است. به هر حال، حاشیهٔ کمجانِ امروز تقدیمِ شما: ■ [...]
■ نفسِ راحت: امروز برخلافِ روزهایِ قبل، فضایِ نمایشگاه آرامتر و خلوتتر بود. ■ جایی که جورِ دیگری است: سالنِ کتابهای خارجی برخلافِ کتابهای داخلی، دمدار و تو در تو نیست. ■ نمایشگاهِ چندمنظوره: هرچه پیش میرویم، نمایشگاه کتاب به معرکهٔ فروشندگانِ اجناسِ مختلف تبدیل میشود. نمایشگاهی با کاربردها و محصولاتِ قابلِ عرضهٔ مختلف! ■ [...]
■ حساسیت به نمایشگاه: راستش را بخواهید، کمکم رفتن به نمایشگاه به کاری صعب و خُلقتنگکن تبدیل شده است. شلوغیِ بیحدِ امروز در این وضعیت بیتأثیر نیست. توصیه میکنم جامعهشناسان رویِ حساسیتِ مردم ایران در مواجهه با واژهٔ «نمایشگاه» تحقیق کنند. مشاهداتِ ما نشان میدهد مردم از هر قشر، با هر سطح دانش، به هر [...]
مخاطبانِ خوبمان، از دو روز قبل تا حالا، بارها به من و تقی گوشزد کردند که شیوهٔ لینکدادن به تصاویر دلخواهشان نیست. بنابراین از امروز، شیوهمان را عوض میکنیم و تصاویر را ذیل هر متن نشان میدهیم. حاشیهنگاریِ امروز، پیشکشِ شما: ■ جذبِ عاشقانه: وقتی ناشرِ کتابهای بازاری باشی، میتوانی با عباراتِ حساسیتبرانگیز «مخاطب» [...]

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات