<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خانه کتاب اشا&#187; گزارش</title>
	<atom:link href="http://asha.ir/category/temp/gozaresh/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asha.ir</link>
	<description>خانه‌ای می‌سازیم؛ خشت خشت‌اش ز کتاب</description>
	<lastBuildDate>Thu, 26 Aug 2010 05:20:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>بـرای گیج‌ها</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3505</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3505#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 23:52:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید کمال‌الدین دعائی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[برای گیج‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[کتابهای آموزشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3505</guid>
		<description><![CDATA[تا به حال شده است که به خاطر مهارت نداشتن در یک زمینهٔ‌ به خصوص، احساس سردرگمی و گیجی کنید؟ فرقی نمی‌کند که در کار کردن با سیستم عامل لینوکس به مشکل برخورده باشید یا برای آغاز برنامه‌نویسی یا آشپزی به سبک فرانسوی یا نواختن پیانو یا چگونگی کار با تلفن همراه یا آموختن زبان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/for-dummles.gif" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p>تا به حال شده است که به خاطر مهارت نداشتن در یک زمینهٔ‌ به خصوص، احساس سردرگمی و گیجی کنید؟ فرقی نمی‌کند که در کار کردن با سیستم عامل لینوکس به مشکل برخورده باشید یا برای آغاز برنامه‌نویسی یا آشپزی به سبک فرانسوی یا نواختن پیانو یا چگونگی کار با تلفن همراه یا آموختن زبان سواحیلی یا هر موضوع دیگری که به فکرتان برسد.</p>
<p>آن وقت است که آرزو می‌کنید کاش یک راهنمای خوب دم دست‌تان باشد که همه چیز را قدم به قدم و به قولی لقمه لقمه به ذهن شما بخوراند و دست‌تان را بگیرد و شما را در آن مهارت از مرحله‌ٔ مبتدی تا پیش‌رفته حرکت بدهد و در هر قدم، شما را از نکات مهم و هشدارها و اخطارها و تمرین‌های مفید بهره‌مند کند؛ آن هم با چاشنی طنز و کاریکاتور، نه به شکل خشک و رسمی.</p>
<p>خب؛ یانکی‌ها به فکرشان رسیده و همان‌طور که برای برآوردن هر نیازی، وسیله‌ای ابداع کرده‌اند، این ضرورت را نیز بی‌پاسخ نگذاشته‌اند.</p>
<p>اولین بار بود که <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Dan_Gookin">Dan Gookin</a> تصمیم گرفت در نوامبر ۱۹۹۱ برای راه‌نمایی کاربران سیستم‌‌عامل DOS کتاب آموزش و مرجعی بنویسد و نتیجه‌اش شد کتاب <a href="http://www.dummies.com/WileyCDA/DummiesTitle/DOS-For-Dummies-3rd-Edition.productCd-0764503618.html">DOS for Dummies</a> که به دلیل فقدان چنین راه‌نمایی در آن زمان، با استقبال فراوان روبرو شد. این کتاب که توسط انتشارات <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/IDG_Books">IDG</a> منتشر شد، آغاز مجموعه‌ای بود به نام <a href="http://www.dummies.com">For Dummies</a> (برای گیج‌ها) تا در هر موضوع، شوخی و جوک را به قالبی برای استفاده‌ٔ آسان در آموزش مبتدیان تبدیل کند.</p>
<p>اکنون پس از گذشت نزدیک به ۲۰سال، گیج‌های دنیا به مجموعه‌ای با بیش از ۱٫۷۰۰ عنوان آموزشی و مرجع دست‌رسی دارند که نه فقط برای گیج‌ها و گنگ‌ها که برای هر علاقه‌مند به یادگیری مفید و کاربردی است؛ همان‌طور که روی جلد تمام کتاب‌های این مجموعه زیر عنوان اصلی نوشته شده است: &#8220;مرجعی برای تمام ما!&#8221;. این مجموعه تا کنون موفق‌ترین سری آموزشی با توزیع بین‌المللی بوده است و عناوین آن به ۳۰زبان ترجمه شده است. امتیاز نشر این سری بعد از سال ۲۰۰۱ به انتشارات <a href="http://www.wiley.com/">John Wiley &amp; Sons</a> واگذار شد.</p>
<p><a href="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/08/Wfd_cover.gif"><img class="alignleft size-full wp-image-3511" title="Wfd_cover" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/08/Wfd_cover.gif" alt="For dummles" width="142" height="180" /></a>شعار این مجموعه «آسان‌کردن هر چیز!» (Making Everything Easier) است؛ این مجموعه برای کسانی طراحی شده است که از دو چیز می‌ترسند: مجهولات و یادگیری. کاریکاتورها و شوخی‌های فراوان در ضمن ساختار طنزواره و غیررسمی این سری که در تمامی عناوین آن مشترک است، علاوه بر آن‌که ترس مخاطب را از یادگیری یک مقوله‌ٔ ناآشنا برطرف می‌کند، او را به ادامه و پیش‌رفت هرچه بیش‌تر ترغیب می‌کند.</p>
<p>مجموعه‌ٔ «برای گیج‌ها» که ابتدا فقط در حوزه‌ٔ تکنولوژی و کامپیوتر منتشر می‌شد، هم‌اکنون گستره‌ٔ وسیعی از موضوعات از هنرهای دستی و سرگرمی‌ها گرفته تا زبان‌های خارجی، غذاها و نوشیدنی‌ها، ورزش‌ها، ادیان و فرقه‌ها، تاریخ، ادبیات و شعر، مدیریت و اقتصاد و حساب‌داری، حیوانات، عکاسی و ویدئو و مسافرت و عناوین دیگر را در بر می‌گیرد. کتاب‌های For Dummies را با طرح جلد خاص و تیپیک آن می‌توانید در هر زبانی شناسایی کنید: زمینه‌ٔ زردرنگ و مشکی با لوگویی که به شیوه‌ٔ دست‌نویس طراحی شده است و نیز تصویر سر مثلثی‌شکل یک آدم کارتونی که به عنوان نماد «آدم گیج» مشهور شده است و بی‌شباهت به کاراکترهای <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D9%BE%D8%B3%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7">The Simpsons</a> نیست که آن‌ها هم به گیجی معروف هستند.</p>
<p>مجموعه‌ی مشابهی نیز با عنوان «راه‌نمای کامل احمق‌‌ها» <a href="http://us.penguingroup.com/static/pages/cig/index.html">The Complete Idiot&#8217;s Guide</a> توسط Alpha Books (یکی از اعضای گروه نشر Penguin) و با سبک و سیاقی شبیه به For Dummies و در موضوعات متنوعی منتشر می‌شود که البته موفق به کسب چنان فراگیری و محبوبیتی نشده است.</p>
<p>بررسی و تورق کتاب‌های For Dummies یادآور این واقعیت است که دوره‌ٔ آموزش‌های رسمی و کلاسیک رو به اتمام است و برای ارتقای سطح آموزش و آموزندگی، پیش از هرچیز بایستی کیفیت رابطه‌ٔ بین آموزگار و آموزنده تغییر کند. اما آیا ما هم در کشورمان این واقعیت را دریافته‌ایم؟</p>
<p>خوب است بدانید عناوین محدودی از این مجموعه توسط نشر «کاروان» و با عنوان <a href="http://www.caravan.ir/BookList.aspx?CategoryId=12">«به زبان آدمی‌زاد»</a> منتشر شده است.</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3505">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3505/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در وصف رستوران کتابخواری</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3472</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3472#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 20:31:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اهالی خانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[حسین مشرقی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد مسیح یاراحمدی]]></category>
		<category><![CDATA[نشریه پنجره]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3472</guid>
		<description><![CDATA[در برابر این همت بی‌منت اهالی خانهٔ کتاب اشا، بر من و شما است که آن را بخوانیم، به دیگران معرفی کنیم، در وبلاگ‌ها و سایت‌هایمان لینک کنیم و اگر دست‌مان به جیب‌مان می‌رود و چیزی برای تبلیغ داریم با سپردن تبلیغات‌مان به پایگاه اشا، در تأمین هزینه‌های یک رسانهٔ آنلاین خودجوشِ حزب‌اللهی کمک کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/asha-in-magazins.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p><strong>اشا:</strong> از آغاز فعالیت اهالی خانهٔ کتاب اشا، تاکنون نشریات، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و سایت‌های مختلف، اخبار این فعالیت‌ها را پوشش داده‌اند و گاهی هم، مطالبی دربارهٔ «خانهٔ کتاب اشا» منتشر کرده‌اند. از میان این مطالب، اینک سه مطلب متأخر را، با احترام پیش روی‌تان می‌آوریم.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>■</strong><strong>■</strong><strong>■</strong></p>
<p><strong>■ محمدمسیح یاراحمدی / شمارهٔ ۵۲ هفته‌نامهٔ پنجره: </strong>خانه کتاب اشا (Asha.ir) جزء معدود تلاش‌های غیرانتفاعی دوستان متعهد به مبانی انقلاب است که هرچند به دلیل همین عدم انتفاع، دچار پستی و بلندی‌های متعددی در فعالیت خود بوده، اما هرگز رو به تعطیلی نبرده است. اشا را حسام‌الدین مطهری، یکی از وبلاگ‌نویسان مطرح سال‌های میانی دههٔ هشتاد، با ایجاد یک وبلاگ مجهز به دامنهٔ مستقل روی سرویس رایگان «میهن بلاگ» بنیان گذاشت. وبلاگی‌ که خصوصاً با توانایی خاص مدیرش در طراحی گرافیک، تنه به تنهٔ یک نیم‌سایت فرهنگی می‌زد؛ پایگاهی که ابتدا با آرزوی رسیدن به یک «فروشگاه آنلاین کتاب» در کنار نشر محتوای فرهنگی توسط یک جوان نوقلم اراکی شروع به کار کرد.</p>
<p>مطهری بعدها خصوصاً با اعتباری که از اشا، وبلاگش و داستان‌هایش پیدا کرد، برای همکاری در نشریات دعوت به کار شد و همین امر حضور وی در تهران و افزایش ارتباطاتی را رقم زد که منجر به تشکیل تیم جدید اشا شد. و حالا پایگاه اشا که پس از سه چهار بار تغییر صورت، به صورت منوی یک «رستوران کتابخواری» ثبات یافته، چیزی فراتر از یک پایگاه تخصصی معرفی و نقد کتاب و نشر داستان کوتاه است.</p>
<p>امروز این پایگاه علاوه بر «آش‌خانه» که محل معرفی و نقد کتاب است، «اشاوه» را به عنوان رادیو اینترنتی (پادکست) ارائه می‌دهد. در «فرهنگشت» اخبار حوزه‌های دیگر فرهنگ را نیز بی‌نصیب نمی‌گذارد، از «رصدخانه» و «پیش‌خوان» بُخل را زمین گذاشته و شما را به برگزیدهٔ مطالب دیگر پایگاه‌های فرهنگی و تازه‌های جراید فرهنگی ارجاع می‌دهد. در «مجلهٔ ادبی» شما را به ضیافت داستان‌خوانی آنلاین می‌برد و با قرارهای واقعی و حضوری «هیئت» خانهٔ کتاب اشا، فعالان تازه‌نفس عرصهٔ فرهنگ را دور هم جمع می‌کند.</p>
<p>در برابر این همت بی‌منت اهالی خانهٔ کتاب اشا، بر من و شما است که آن را بخوانیم، به دیگران معرفی کنیم، در وبلاگ‌ها و سایت‌هایمان لینک کنیم و اگر دست‌مان به جیب‌مان می‌رود و چیزی برای تبلیغ داریم با سپردن تبلیغات‌مان به پایگاه اشا، در تأمین هزینه‌های یک رسانهٔ آنلاین خودجوشِ حزب‌اللهی کمک کنیم.</p>
<p><strong>■ ماهنامهٔ همشهری داستان / شمارهٔ ۵: </strong>از فرهنگِ نساختهٔ «کتاب‌خوانی» در ایران که بگذریم، کتاب‌نخوانیِ مردمِ ما، معلولِ دو دلیلِ مهم است: نخست توزیعِ نامطلوب، و دوم معرفی و پیشنهادِ بد. پیشنهادِ بد، ذائقهٔ کتاب‌خوانی را خراب می‌کند و آدم را از صرافتِ مطالعه می‌اندازد. قهوهٔ بد مزه که بخوری، تا ابدالدهر از هرچه قهوه‌ است بی‌زار می‌شوی. قورمه‌سبزیِ بدطبخ شده را بچشی، بویِ سبزی خورشی هم بدحالت می‌کند.</p>
<p>توزیعِ مطلوب که کارِ وزیر و وکیل و ناشر است. از این که بگذریم، «پیشنهادِ خوب» کاری‌ست که من و شمای اهلِ مطالعه، هرکدام به قدرِ وسع‌مان، از پس‌اش برمی‌آئیم. اما وجودِ رسانه‌ای که همت و برنامه‌اش ارائهٔ پیشنهادهای خوب باشد، کارِ کارستانی‌ست که به قدرِ صدها و هزارها نفرِ از ما کارکرد دارد.</p>
<p>سه سالِ قبل، چند نفری جمع شدند و خانه‌ای بنا کردند، در زمینی مجازی، بر سِروِری اینترنتی؛ تا به ادعای خودشان، به قدرِ قلم و جَنَم‌شان پیشنهادهای خوب بدهند و روشِ تشخیصِ خوب و بد را رسانه‌ای کنند. «خانهٔ کتاب اشا» تیرماه ۱۳۸۵ نسخهٔ آزمایشی را علم کرد و تا به امروز، چهار بار نسخه به نسخه شده، تا برسد به نسخهٔ چهارم و نهایی. نسخه‌ای که در شش حوزه، کتابِ خوب معرفی می‌کند: زبان و ادبیات فارسی، داستان و رمان، کودک و نوجوان، علمی و آموزشی، تاریخ، شعر.</p>
<p>اهالیِ خانهٔ کتاب اشا، برای هر موضوع، دو دستهٔ مجزا تعیین کرده‌اند: غذا و تنقلات. بنا است تا در زیردستهٔ «غذا» کتاب‌های تخصصی‌تر معرفی شوند و در زیردستهٔ «تنقلات» کتاب‌های عمومی‌تر و ساده‌تر. جدای این دسته‌بندی، پیشنهاددهندگان، از بین ۵ برچسبِ مزه‌دار، یکی را روی کتابِ معرفی‌ شده‌شان می‌چسبانند: آبگوشت، قورمه‌سبزی، دراژهٔ شکلاتی، کاسنی و زیتونِ شور. برچسب‌های مزه، نشان‌گرِ مزهٔ هر کتاب‌اند. مثلاً قورمه‌سبزی یعنی: ساده، روان‌خوان و مقوی. یا کاسنی یعنی: قوی، تلخ، اما آموزنده. برچسب‌های مزه، کمک می‌کند تا کتاب‌های هم‌مزه را بشناسیم و مشابه چیزی که خوانده‌ایم را تجربه کنیم.</p>
<p>خانهٔ کتابِ اشا، فقط در بخشِ «آش‌خانه»‌اش محدود نمی‌شود. بیرون از بخشِ معرفیِ کتاب، اهالیِ خانهٔ کتاب اشا، مدعی‌اند که در بخشِ اصلی (بالاخانه) مسائلِ مختلفِ حوزهٔ کتاب و کتاب‌خوانی را تحلیل و نقد می‌کنند. از سیاست‌گذاری‌های ارشاد گرفته تا حرکت‌های مردمیِ کتاب‌خوانی در کشور یا روش‌های تشخیصِ کتابِ خوب. مطالبِ بالاخانه چه قالبی دارند؟ گزارش، مصاحبه، یادداشت تحلیلی، یادداشت ترجمه و گاهی نظرسنجی.</p>
<p>از «بالاخانه» که بیرون بزنیم، می‌رسیم به «اشاوه». اشاوه، یعنی «صدای اشا». کارش چیست؟ پخشِ صدا. در چه قالبی؟ در قالبِ برنامه‌ای رادیویی، با در نظرگرفتنِ ملزومات و ملاحظاتِ رادیوی اینترنتی یا همان «پادکست». در رادیویِ تخصصیِ کتابِ اشا، دربارهٔ مسائل مختلفِ حوزهٔ کتاب حرف‌هایی می‌شنویم. از مصاحبه با نویسنده‌گان گرفته تا گزارشی از یک کافه کتاب در شهرستانی کوچک.</p>
<p>صداها را رها می‌کنیم و می‌رویم سروقتِ عکس‌ها. کتاب‌خورها، خوب می‌دانند لذتِ دیدنِ عکس‌های فانتزی از کتاب و کتابخوانی چه لذتی دارد. اگر می‌خواهید از عکس‌های فانتزیِ کتاب و صندلیِ کتابی و اتاق‌ خوابِ کتابی و&#8230; کیفور شوید یا تصاویری ببینید از اتفاقاتِ کتابی در ایران، «عکس‌نما» گزینهٔ بدی نیست.</p>
<p>خانـهٔ کتابِ بی «کتابخانه» مگر می‌شود؟ سایت خانهٔ کتاب اشا، بخشی دارد با عنوانِ کتابخانه. اگر در این بخش، پِیِ E-Book هستید، نرفته، بازگردید. در عوض، این بخش مرجعِ کوچکی‌ست از داستانِ کوتاه و شعرِ جوان. هدفش چیست؟ انتشار داستان و شعر از پدیدآورندگانی که فرصتِ انتشارِ نوشته‌شان را نیافته‌اند + عکس و رزومه‌ای از صاحب اثر.</p>
<p>پی‌گیریِ اخبارِ روزِ حوزهٔ کتاب، از دیگر دغدغه‌های اهالی خانه کتاب اشا است. اگر ستونِ سمتِ چپِ سایت‌شان را ببینید، بخشی می‌یابید با عنوانِ «رصدخانه». رصدخانه بنا دارد تا اخبار کتاب و کتابخوانی را رصد کند و با لینک، یک‌جا جمع‌شان کند. فقط کافی‌ست کلیک کنید!</p>
<p>خانهٔ کتاب اشا، کاری رسانه‌ای است در حوزهٔ کتاب. تلاشی که به قولِ اهالی‌اش، نمی‌خواهد کسی را کتاب‌خوان کند، اما می‌خواهد به کتاب‌خوان‌ها، خوراکِ خوب بشناساند.</p>
<p>مطالبِ خانهٔ کتاب اشا را می‌توانید از طریقِ نشانیِ Asha.ir بخوانید یا فیدِ RSS سایت را در گوگل‌ریدر یا «دلیشز» ثبت کنید تا تازه‌ها ساده و بی‌دردسر پیش چشم‌تان باشد. حتا می‌توانید مطالب مختلفِ سایت را در جامعه‌های مجازی یا سایت‌های به اشتراک‌گذاری، منتشر کنید تا دوستان‌تان خوش‌مزه‌ها را بچشند</p>
<p><strong>■ حسین مشرقی / شمارهٔ ۵۲ هفته‌نامهٔ پنجره: </strong>ژاپنی‌ها ضرب‌المثل مانندی دارند که می‌گویند: «تیهون جین وا هن نـ مشی دسو!» یعنی ژاپنی‌ها حشرهٔ کتابند و به زبان دقیق‌تر خودمانی می‌شود: ژاپنی‌ها کرم کتابند.</p>
<p>و این مقدمه‌ای حسرت‌آمیز و غبطه‌‌آلود بود بر این که سرانهٔ مطالعه در کشور ما بین مسئولان دست به دست می‌شود –و آخر نفهمیدیم این ماجرا شوخی بود یا جدی؛ که ساعت‌های تلاوت قرآن مؤمنین و مؤمنات و همچنین مطالعات درسی و کنکوری جوانان دم بخت را در محاسبهٔ این سرانه به حساب آورده‌اند یا نه؟- با تلاش‌های فراوان به هشت دقیقه یا ۱۰ و ۱۵ دقیقه رسیده است و این را هم بیفزاییم که ژاپنی‌ها بر خلاف ظاهر بی‌احساس‌شان، آدم‌های پرتلاشی‌ هستند و کتابخوانی جزء ذات زندگی آنان و اگر بخواهیم به روز سخن بگوییم، بخش اصلی سبک زندگی‌شان شده است&#8230; که بگذریم!</p>
<p>سایت‌های زیادی با نگاه جدی به حوزهٔ کتاب در فضای وب فعالند که البته بیش‌ترش به زبان‌های دیگر و چندتایی در حوزهٔ زبان فارسی؛ که فارسی‌زبان‌هایش انصافاً حرکت‌های درخور و شایسته‌ای دارند، چه در حوزهٔ معرفی، چه در حوزهٔ فروش، که خیلی زود به آن‌ها خواهیم پرداخت و به این ترتیب رسیدیم به اصل مطلب.</p>
<p>از نگاه طراحی گرافیک، شما با یک سایت زیبا با طرح‌ها و رنگ‌های چشم‌نواز و لوگوی ساده، ولی شکیلی روبه‌رو خواهید شدی؛ وقتی در مرورگرتان تایپ کنید: <a href="http://www.asha.ir/">WWW.ASHA.IR</a> از سال ۱۳۸۵ جوانی فعال و اهل کار که نامش حسام‌الدین مطهری‌ست و سنش از ۲۵ نمی‌گذرد، با دغدغهٔ کتاب و کتاب‌خوانی پایگاه اینترنتی‌ای با نام «خانهٔٔ کتاب اشا» و با شعار «دعوت به مراسم کتاب‌خوانی» راه‌اندازی کرد و البته چه دعوت خوبی، به چه کار کم‌مشتری‌ای!</p>
<p>پایگاه اشا شامل چندین بخش مرسوم بین سایت‌های اینترنت، ولی با عنوان‌های جالب است: بالاخانه، آش‌خانه، مجله ادبی، عکس‌نما، اشاوه، نقشه محله، لوح و&#8230;</p>
<p>از دیدار این پایگاه اینترنتی دست خالی باز نخواهید گشت، چرا که تازه‌ترین کتاب‌های بازار نشر ایران را معرفی می‌کند، اوضاع کتاب را در ایران با شور جوانانه و گاهی با لحنی تند، ولی بی‌شک از سر دل‌سوزی نقد، تحلیل و بررسی می‌کند. پادکستی (رادیو اینترنتی) با نام اشاوه دارد که تا کنون به شمارهٔ دهم خود رسیده است. معرفی موضوعی کتاب دارد که در چند بخش ادبیات فارسی، داستان و رمان، دین، کودک و نوجوان، تاریخ، شعر و هنر به آشناسازی مخاطبان با کتاب‌های خوب می‌پردازد.</p>
<p>رصدخانهٔ اشا توجه شما را بیشتر جلت خواهد کرد، اگر حتی نوع فکری گردانندگان سایت را قبول نداشته باشید؛ چراکه روزانه اخبار حوزهٔ کتاب را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد.</p>
<p>حسام‌الدین مطهری موضوع اصلی فعالیت این سایت را کتاب و مسائل مرتبط با آن، بررسی و تحلیل اخبار و اتفاقات حوزهٔ کتاب و نقد و معرفی می‌داند و در تعریف کلمهٔ اشا می‌نویسد: «اشا، راستی و درستی است در گفتار و کردار. هرچند که نوشته‌اند: بدبختانه هیچ واژهٔ فارسی که گویای اشا باشد نداریم!»</p>
<p>و ادامه می‌دهد: «قرار بود خانهٔ کتاب اشا، خانهٔ اهل فکر باشد. فکر بنای چنین خانه‌ای، خیال ما بود؛ خیالِ ساختِ یک «کتاب‌فروشی-کتابخانه-فکرخانه». نشد. اما وقتی آدمیزاده بخواهد کاری بکند، بالأخره می‌کند. پس آدمیزاده‌ای آمد و به مدد دوستانش این‌جا را ساخت.»</p>
<p>اگرچه در گفتگوی نگارنده با مدیر پایگاه از اوضاع حمایت نکردن متولیان امر از کار به این خوبی در فضای مجازی –که بسیاری این را تأئید می‌کنند- به شدت گله‌مند و تقریباً ناامید بود، ولی دغدغه‌های انقلابی و ارزشی این جمع کوچک که با پول توی جیبی خود خانهٔ کتاب اشا را سرپا داشته‌اند، می‌تواند مایهٔ عبرت مسئولانی باشد که وقتی با آنان از سایت صحبت می‌کند، پایگاه اطلاع‌رسانی در ذهن‌شان تداعی می‌شود و نتیجه‌اش راه‌اندازی انواع فلان‌نیوز و بهمان‌نیوز برای این همه سازمان کوچک و بزرگ در فضای مجازی شده است. اما مثل همیشه ما امیدواریم!</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3472">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3472/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرقتِ ادبی از نوعی دیگر</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3418</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3418#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Jul 2010 04:30:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدرضا وزیریان ثانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3418</guid>
		<description><![CDATA[در سال 1956 بهترین داستان‌های کوتاه از زیر چاپ بیرون آمد اما بی هیچ نشانی از فاست، هر چند که کتاب را او تأیید کرده بود. در سال 1947 تیتر روزنامه‌ها  مشحون از نام «هاوارد فاست» بود، اما اینک جای خود را به عنوان «جیمز تی. فارل» داده بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/dreiser.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p>پس از مرگ <strong>تئودور درایزر</strong> انتشارات <strong>ورلد</strong> حق چاپ محفوظ آثار درایزر را از <strong>هلن</strong>، بیوهٔ وی اخذ کرد. ناشر برای نخستین بار گزیدهٔ بهترین داستان‌های کوتاه درایزر را در یک مجلد با مقدمهٔ ویراستاری صاحب‌نام به اسم <strong>هاوارد فاست</strong> به دست طبع سپرد. «بهترین داستان‌های کوتاه تئودور درایزر» مجموعه‌ای از چهارده داستان وی را در برداشت. این مجموعه در سال ۱۹۴۷ و با مقدمه‌ٔ تحسین برانگیز ِفاست انتشار یافت. انتشارات ورلد نُه سال بعد این مجموعه را بار دیگر و بدون مقدمهٔ فاست ولی با نگاهی نو و متفاوت و زیر نظر <strong>جیمز تی فارل</strong> و با مقدمه‌ای به قلم وی به چاپ رساند. فاست از این رویداد به نام «<strong>یک داستان شگفت انگیز</strong>» یاد کرد.</p>
<p>فاست این پروژه را که از سوی انتشارات ورلد پیشنهاد شده بود با علاقهٔ فراوانی پذیرفت. وی نویسندهٔ مجلهٔ کمونیستی <strong>توده‌های نو</strong> و دوستار و مشتاق داستان‌های درایزر بود. فاست این مجموعه داستان کوتاه را که شامل چهار داستان از مجموعهٔ داستان‌های <strong>بخشش و دیگر داستان‌ها</strong>، هشت داستان از مجموعهٔ <strong>زنجیر</strong>، و دو طرح کوتاه از مجموعهٔ <strong>دوازده مردان </strong>را برگزید و برای بیوهٔ درایزر فرستاد. فاست مقاله‌ای شایان توجه دربارهٔ جایگاه درایزر در اوجِ کوتاه‌نویسان آمریکا به رشته تحریر درآورد. او نخست آن را در مجموعهٔ «<strong>بهترین داستانهای کوتاه</strong>» به چاپ رسانده بود. بار دیگر در سوم سپتامبر ۱۹۴۶ با نگاهی متفاوت، در مجلهٔ توده‌های نو دست به انتشار آن می‌زد.</p>
<p>مقدمهٔ فاست عیناً شبیه مقالهٔ مجلهٔ توده‌های نو بود، اما به استثنای حذف سه عبارت کوتاه از آن؛ نخست به تعریف و دفاع تمام و کمال از درایزر پرداخته بود: با توجه به بررسی سه مجلد از داستان‌های وی و معرفی آن به این سؤال می‌پردازد که <em>آیا دیگر نویسندگان آمریکایی ممکن بود با وی همتراز باشند؟</em> <em>نویسندگانی چون: <strong>مارک تواین</strong> یا «ساموئلِ» <strong>جک لندن</strong>، یا پوچی «برت هارت» در همان سطح نازل و بی ارزشش؛ تنها در مقام مقایسه یکی از داستان‌های کوتاه <strong>سینکلر لوئیس</strong> می‌توانست با درایزر برابری کند؟ یکی دو اثر از آثار <strong>ناتانیل هاثورن</strong>، و بخشی از اثر <strong>ملویل</strong>، دو یا سه اثر از <strong>اُهنری</strong> و شاید تعدادی از آثار <strong>شروود اندرسن</strong>.</em> این عبارت احتمالاً از آن حذف شده بود چرا که ویراستار احساس ستایش فاست را تا حدی بیش از اندازه و افراطی از درایزر دیده بود.</p>
<p>دو دیگر حذف بیشتر مربوط به پس و پیش چاپ مجددِ «<strong>بهترین داستانهای کوتاه</strong>» درایزر است که هر دو عبارت‌های مربوط به کمونیسمِ درایزر می‌شود. نخست خطوط کلی در ستایش از «<strong>برادرم پُل</strong>» که این‌گونه آغاز می‌شود: <em>«می‌دانم هیچ بیانی بهتر از عشق یک برادر به برادر دیگر نیست»</em>. و در پایان می‌گوید: <em>«جای هیچ تردیدی در اعتقاد {درایزر} نبود؛ او تبدیل به یک قهرمان روس شده بود چرا که در روسیه به عینه کاربرد اخلاقی را می‌دید و درایزر مبارزه‌ای حتی کوچک و جزیی را برای نجات یافتن آمریکا را عملی می‌دانست، و با همان منطق در آثارش می‌نوشت و به آن نیز معتقد بود و همان هم او را در پیوستن به حزب کمونیست آمریکا رهنمون شد (</em><em>P.11</em><em>).»</em> و عبارت دیگر، دنبالهٔ بحثی است که درایزر دربارهٔ بلند پروازی یا فزایندگی قدرت خلاق مطرح می‌کرد و بیشتر یادآوری بیهوده‌ای است که از جانب فاست مطرح می‌گشت: <em>«و این درایزر بود که وقتی از اتحاد جماهیر شوروی بازگشت تمام شب را تا طلوع سپیده دم بیدار ماند و شب‌زنده‌داری کرد و با دوستانِ همفکرش به بحث و تبادل نظر پرداخت. او تجربه‌اش کامل شده بود، کشف وی از جهانی نو این اجازه را می داد تا تصاویرش در گشت و گذار ذهنی‌اش به سوی آینده، به سوی زمان، آزاد و رها باشد. هنگامی که تمامی انسان‌ها می‌خواستند برادرانش باشند، زمانی که جنگ به تنهایی در صدد تاریکی و خاطرهٔ بربریت گذشته باشد، جایی که سراسر نفرت، انزجار و مرگ بر اثر گرسنگی، فساد و تباهی انسان بدست انسان باشد. </em><em>(P.12)</em><em>»</em> تصمیم ویراستار به حذف و امعان نظری که تمایل و تأکید داشت و نه الزاماً بنظرخود ِفاست.</p>
<p>در سال ۱۹۴۷ مجلهٔ <strong>بررسی کتاب نیویورک تایمز</strong> در یک نگاه گذرا به بازبینی کتاب‌های درایزر دست زد و در یکی از شمارگان خود به چاپ مصاحبه‌ای از وی مبادرت ورزید. معهذا، مجموعه «بهترین داستان‌های کوتاه» وی بهترین فروش را کرد و <strong>ویلیام تارگ</strong> بسیار مشتاق به چاپ مجدد آن شد. تارگ دربارهٔ نوشتن مقدمه‌ای نو به این مجموعه داستان کوتاه از جیمز تی فارل رسماً دعوت به عمل آورد.</p>
<p>جنبهٔ مقدمه‌نویسی بر درایزر می‌بایست خوشایند فارل نیز واقع می‌شد. فارل و درایزر که تنها دو بار یکدیگر را ملاقات کره بودند رابطهٔ استادی و شاگردی در همان نیمه اول سال ۱۹۴۰ در بینشان گره خورده بود. فارل نیز از این رو دعوت همسر درایزر را «به مثابه یک افتخار» برای خود تلقی می‌کرد و آن را همچون وظیفه‌ای برای خود محسوب می‌کرد.</p>
<p>فارل مجدداً تمامی آثار درایزر را خواند و نظراتش رضایتبخش و مثبت بود و یادآور شد که داستان‌هایی «کاملاً یک پارچه و در هم تنیده‌ای»اند، و «برادرم پُل» از بهترین کیفیت و ساختار برخوردار بوده و به نوعی یک نوستالوژی محسوب می‌شود&#8230;. فارل در اول اکتبر همان سال درایزر را یک «داستان‌سرای خوب» نامید، و به توضیح و تفسیر در «قدرتِ تفکر (و) ژرفای احساس»ِ داستان «بخشش» وی دست زد که آن را نخستین بار در ۱۹۲۷ خوانده بود. او به تارگ می‌نویسد: «من بیشتر ِداستان‌های درایزر را خوانده‌ام و واقعاً تحت تأثیرش واقع شدم، و می‌خواهم بهترین مقدمه‌ام را به آن بنویسم.» اما فارل تنها برای نوشتن مقدمه چند روزی بیش‌تر وقت صرف نکرد. او در پنجم اکتبر در یادداشت‌هایش نوشت: «دیروز …، یادداشت‌هایی نوشتم، … از مقدمه نوشتن بر مجلد داستان‌های کوتاه درایزر خسته شدم؛ … نیمه شب دیشب مقدمهٔ درایزر را تمام کردم، دست کم این آخرین یادداشتی بود که در تمام طول روز با آن درگیر بودم.»</p>
<p>اگرچه مقدمهٔ فارل یک امتیاز منحصر به فرد محسوب می‌شد، اما از مقدمه فاست میانه‌روتر بود. برای فارل، درایزر «نویسندهٔ بزرگ قرن ما» محسوب می‌شد؛ بعضی از داستان‌های این مجموعه، حتی بهتر از سایر داستان‌های آن بود: فارل نخست داستان «بخشش» را برگزیده بود و بعد «ماه گمشده» و سپس «جف سیاهه» را، بعد از آن به قضاوت دربارهٔ این مجموعه داستان برگزیده‌اش پرداخت.</p>
<p>در سال ۱۹۵۶ بهترین داستان‌های کوتاه از زیر چاپ بیرون آمد اما بی هیچ نشانی از فاست، هر چند که کتاب را او تأیید کرده بود. در سال ۱۹۴۷ تیتر روزنامه‌ها  مشحون از نام «هاوارد فاست» بود، اما اینک جای خود را به عنوان «جیمز تی. فارل» داده بود.</p>
<p>هنگامی که فاست در سال ۱۹۵۶ چاپ  مجدد این مجموعه را دید با عصبانیت گفت: <em>«من با تارگ روبرو شدم، و سخت ناراحت و عصبانی‌ام و به او لقب انسانی سبع را می‌دهم که حتی هیچ کس را به این نام خطاب نکرده‌ام. من رفتار او را رفتاری منزجر کننده، هرزه و به دور از شایستگی انسانی می‌دانم. او فقط با من رفتار احمقانه‌ای را آغازید و به من یادآور شد که نامش را جزء فهرست سیاه بگذارم.»</em></p>
<p>تارگ به اندازهٔ فارل برای این درشتی در کلام از جانب فاست ناراحت شده بود. درک فاست دربارهٔ «دیوار» ایجاد شده بین خود و فارل به وجود یکی از تعارضات ایدئولوژیکی تبدیل شد. این مسئله در بیان فارل به خوبی هویداست.</p>
<p>از آنجایی که تارگ و شرکت انتشارات ورلد که خواهان پیوستن خودشان به فاست نبودند، انتشارات ورلد به اعلام موضع خود به طور رسمی پرداخت. فاست در آن زمان هم بی هیچ شبهه‌ای این مجلد را پذیرفت.</p>
<p>شرکت انتشارات ورلد به هیچ عنوان به جبران خسارت و عذرخواهی از هاوارد فاست بر نیامد.<br />
<strong>«بهترین داستانهای کوتاه درایزر»</strong> عملاً تبدیل به کتابی برآمده بدست جیمز تی فارل شد، زمانی که انتشارات فاسیت به چاپ نسخه‌ای از همین مجلد در سال ۱۹۶۱ با مقدمه فارل برآمد، فارل نیز، اگر چه دست مودت و دوستی به سوی فاست دراز کرد، اما گویا هرگز آشکارا اشاره‌ای به بی عدالتی که بر وی رفته بود، یا حتی هیچ کمکی به رفع آن اتهامات نکرد.</p>
<p><strong>منبع: </strong><strong>اینترنشنال فیکشن ری وی یو</strong></p>
<strong>جستجوهای ورودی:</strong><ul><li><a href="http://asha.ir/search/" title="?????? ????">?????? ????</a></li></ul><!-- SEO SearchTerms Tagging 2 plugin took 0.232 ms -->
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3418">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3418/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترین‌های اشا (۵)</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3257</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3257#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 May 2010 05:58:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اهالی خانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ترین‌های اشا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=3257</guid>
		<description><![CDATA[با پایان یافتنِ ماهِ اردیبهشت از سال 89، اینک مفتخریم تا فهرستِ «ترین‌های اشا» در ماه اردیبهشت را تقدیم‌تان کنیم. در این دوره، به ترتیب این مطالب «ترین» شدند:

مقام اول، به فهرستِ پیشنهادهای خانهٔ کتاب اشا برای خرید از نمایشگاه کتاب تعلق می‌گیرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/tarinha.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p>با پایان یافتنِ ماهِ اردیبهشت از سال ۸۹، اینک مفتخریم تا فهرستِ «ترین‌های اشا» در ماه اردیبهشت را تقدیم‌تان کنیم. در این دوره، به ترتیب این مطالب «ترین» شدند:</p>
<p>۱٫ مقام اول، به فهرستِ پیشنهادهای خانهٔ کتاب اشا برای خرید از نمایشگاه کتاب تعلق می‌گیرد. این مطلب که عنوان «<strong><a href="../../../../../../archives/2891">امسال این کتاب‌ها را بخرید!</a></strong>» بر ناصیهٔ خود داشت، در اردیبهشت ماه <strong>۴۰۸ مرتبه</strong> دیده شد. این رقم، جدای از تعداد دفعاتی است که این مطلب در «گوگل‌ریدر» به اشتراک گذاشته شد. این مطلب کاری گروهی از «اهالی خانهٔ کتاب اشا» بود.</p>
<p>۲٫ مقام دوم را، مطلب «<strong><a href="../../../../../../archives/2961">کتاب‌ها چطور پرفروش می‌شوند؟</a></strong>» از آن خود می‌کند. این مطلب، مصاحبه‌ای با رئیس فرهنگستان فرانسه دربارهٔ فرمول‌های مختلف پرفروش شدن کتاب‌ها بود که «احمد پرهیزی» آن را ترجمه کرده است. این مطلب <strong>۳۴۲ مرتبه</strong> دیده شد.</p>
<p>۳٫ هیئت داورانِ شمارندهٔ اشا مفتخر است جایزهٔ سومین «ترین» را به مطلب «<strong><a href="../../../../../../bookfair89">خانهٔ کتاب اشا در بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران</a></strong>» بدهد که در حقیقت خبرِ حضور سایت اشا در نمایشگاه کتاب تهران بود. این مطلب <strong>۲۸۵ بار</strong> دیده شد.</p>
<p>۴٫ و اما شمارندهٔ اشا، مقام چهارم را به مطلب پرواکنشِ «<strong><a href="../../../../../../archives/3004">کتاب‌خوانی تکان نخورد، رهبر راضی است</a></strong>» نوشتهٔ «ایمان مطهری منش» اعطا می‌کند. این مطلب <strong>۲۱۷ بار</strong> دیده شد.</p>
<p>۵٫ مقام پنجم، به مطلب معرفی کتاب «<strong><a href="../../../../../../archives/2704">احمدشاه مسعود، روایت صدیقه مسعود</a></strong>» اعطا می‌شود. این معرفی را «ایمان مطهری منش» نوشته است و در اردیبهشت‌ماه، <strong>۱۹۹ بار</strong> دیده شده است.</p>
<p>۶٫ جایگاه ششمین «ترین»، به دلیل <strong>۱۹۶ بار</strong> دیده شدن، به بازی وبلاگیِ «<strong><a href="../../../../../../archives/2681">امسال چه کتابی می‌خرم؟</a></strong>» اعطا می‌شود. ایدهٔ این بازی از جناب «صادق منفرد» است.</p>
<p>۷٫ هفتمین انتخاب هیئت شمارندهٔ اشا، به «<strong><a href="../../../../../../archives/2761">شعرخوانی سید حمیدرضا برقعی</a></strong>» اعطا می‌شود. این شعرخوانی که <strong>۱۵۸ بار</strong> رؤیت شده است، حاصل زحمتِ «حسن بیاتانی» است. شعری که برقعی در این برنامهٔ صوتی می‌خواند، مربوط به ایام فاطمیه(س) است.</p>
<p>۸٫ آقای «حسن بیاتانی»، به دلیل گفتگو با سید حمیدرضا برقعی و تولید مطلب «<strong><a href="../../../../../../archives/2674">دفاع شاعر مذهبی از شعر مذهبی</a></strong>» عنوان هشتمین ترین اشا را نیز از آن خود می‌کند. این مطلب <strong>۱۳۱ بار</strong> دیده شد.</p>
<p>۹٫ و اما مقام نهمین ترین، برای چندمین بار، به مطلب معرفی کتاب «<strong><a href="../../../../../../archives/177">شاهنامه به نثر</a></strong>» به قلم خانم «فهیمه شانه» می‌رسد. این مطلب در ماه اردیبهشت <strong>۱۳۰ بار</strong> دیده شد.</p>
<p>۱۰٫ شمارندهٔ اشا، عنوان دهمین ترین را به دلیل <strong>۱۲۹ مرتبه</strong> دیده شدن به خبر انتشار کتاب «<strong><a href="../../../../../../archives/2594">احمدشاه مسعود، روایت صدیقه مسعود</a></strong>» اعطا می‌کند.</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/9ceae9ad5f1fca1455da59e480c76a65?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>حسن بیاتانی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3257/comment-page-1#comment-1734">2010-May-26</a></small>
							لازم می دانستم به اطلاع اهالی و خوانندگان محترم خانه ی اشا برسانم که این جانب پس از انتشار مطلب"کتابخوانی تکان نخورد رهبر راضی است" در خانه ی اشا، همکاری ناچیز خودم را با این سایت قطع کرده ام.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3257">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3257/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معاملهٔ کتاب با ۷۰۰ میلیون یورو گردش مالی</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2831</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/2831#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 May 2010 05:53:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید کمال‌الدین دعائی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[طاقچه]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه کتاب فرانکفورت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2831</guid>
		<description><![CDATA[«نمایشگاه کتاب فرانکفورت» (Frankfurter Buchmesse) بزرگ‌ترین نمایش‌گاه تجاری کتاب در دنیاست که هر سال در اواسط ماه اکتبر در آلمان برپا می‌شود. هرساله در این ابَر رویداد فرهنگی، نمایندگانی از ناشرین و شرکت‌های چندرسانه‌ای جمع می‌شوند و ضمن ارائهٔ آخرین دستاوردهای حوزه‌ٔ کتاب، دربارهٔ حقوق نشر بین‌المللی و نیز هزینه‌های پروانهٔ نشر به گفتگو می‌نشینند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/Frankfurter.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p>«نمایشگاه کتاب فرانکفورت» (<em>Frankfurter Buchmesse)</em> بزرگ‌ترین نمایش‌گاه تجاری کتاب در دنیاست که هر سال در اواسط ماه اکتبر در آلمان برپا می‌شود. هرساله در این ابَر رویداد فرهنگی، نمایندگانی از ناشرین و شرکت‌های چندرسانه‌ای جمع می‌شوند و ضمن ارائهٔ آخرین دستاوردهای حوزه‌ٔ کتاب، دربارهٔ حقوق نشر بین‌المللی و نیز هزینه‌های پروانهٔ نشر به گفتگو می‌نشینند.</p>
<p>این نمایشگاه توسط یک شرکت فرهنگی فرعی به‌ نام «اتحادیهٔ ناشران و کتاب‌فروشان آلمان» سازماندهی می‌شود. برای مدت پنج روز، بیش از ۷۰۰۰ ارائه ‌دهندهٔ کتاب از بیش از ۱۰۰ کشور و نیز بیش از ۲۸۰۰۰۰ بازدیدکننده در این نمایشگاه شرکت می‌کنند. نمایشگاه کتاب فرانکفورت هم‌اکنون به‌عنوان مهم‌ترین بازار کتاب در دنیا برای تبادلات و بازرگانی بین‌المللی شناخته می‌شود.</p>
<p><strong>پیشینه</strong></p>
<p>نمایشگاه کتاب فرانکفورت، سابقه‌ای ۵۰۰ ساله دارد. اندکی پس از اختراع ماشین چاپ توسط «یوهانس گوتنبرگ»، اولین نمایشگاه کتاب توسط تعدادی از کتاب‌فروشان محلی در شهر «مینز» در نزدیکی فرانکفورت برپا شد. در پایان قرن ۱۷، این نمایشگاه مهم‌ترین نمایشگاه کتاب اروپا بود. در نتیجهٔ سلسله‌ توسعه‌های سیاسی و فرهنگی، این نمایشگاه در عصر روشنگری تحت‌الشعاع نمایشگاه کتاب لایپزیگ واقع شد. پس از جنگ جهانی دوم، بار دیگر نمایشگاه کتاب در سال ۱۹۴۹ (مصادف با دویستمین سال‌گشت تولد گوته) در کلیسای «سن پاول» برگزار شد و از آن پس، به عنوان برجسته‌ترین رویداد فرهنگی در حوزهٔ کتاب باقی مانده است.</p>
<p><strong>اهمیت</strong></p>
<p>نمایشگاه کتاب فرانکفورت یک رویداد بازاریابی حیاتی برای ارائهٔ کتاب‌ها است، اما همچنین یک گردهمایی مهم برای تجارت و داد و ستد در بخش حقوق و امتیازات در صنایع نشر جهان است.</p>
<p>هرساله ناشران، عاملان نشر، کتاب‌فروشان، کتاب‌داران، آکادمیسین‌ها، طراحان و تصویرسازان، متصدیان خدمات، تهیه‌کنندگان سینما، مترجمان، متصدیان چاپ‌خانه‌ها، اتحادیه‌های حرفه‌ای و صنفی، انستیتوها، هنرمندان، نویسندگان، عتیقه‌شناسان و نیز تولیدکنندگان نرم‌افزار و چندرسانه‌ای همگی در این نمایشگاه حاضر می‌شوند.</p>
<p>به‌طور مثال، در سال ۲۰۰۶، بیش از ۱۱۰۰۰ خبرنگار از ۶۶ کشور، گردهم‌آیی  ۷۲۷۲ ارائه‌دهندهٔ منحصربه‌فرد از ۱۱۳ کشور و نیز حضور ۱۸۳۰۰۰ بازدیدکنندهٔ تجاری را گزارش کردند.</p>
<p>طی مدت زمان برپایی نمایشگاه، «جایزهٔ صلح انجمن کتابفروشان آلمان» طی مراسمی در کلیسای «پاولکرش» اهدا می‌شود. این جایزه به ارزش ۲۵۰۰۰ یورو از۱۹۵۰  هرساله به یکی از اصحاب فرهنگ اهدا شده است.</p>
<p>هم‌چنین در این نمایشگاه برای اولین بار، «جایزهٔ عجیب‌ترین عنوان کتاب سال» که یک جایزهٔ فکاهی است، به کتاب حائز عجیب‌ترین عنوان روی جلد اهدا می‌شود.</p>
<p>طبق آماری که در سال ۲۰۰۱ توسط رئیس «اتحادیهٔ ناشران و کتاب‌فروشان آلمان» منتشر شد، گردش مالی نمایشگاه کتاب فرانکفورت حدود ۷۰۰میلیون یورو بوده است؛ این در حالی است که نمایشگاه کتاب فرانکفورت تنها <strong>نمایشگاه</strong> کتاب است، نه <strong>فروشگاه</strong>!</p>
<p><strong>یک قیاس کوچک</strong></p>
<p>هرسال در پایتخت جمهوری اسلامی ایران، نمایشگاهِ بزرگ کتاب با حضور ناشران متعدد در حوزه‌های مختلف برپا می‌شود. در این نمایشگاه، تمرکز بر روی فروش بیش‌تر است. بنابراین، تمرکز بر روی تجارتِ کتاب، خرید و فروش حقوق کپی رایت و موارد اینچنینی، بسیار کم است یا اساساً وجود ندارد.</p>
<p>نمایشگاه کتاب تهران، تنها رفع‌کنندهٔ موقتیِ مانعِ توزیعِ نادرست است و به هیچ‌وجه مشکلِ کتاب‌خوانی و توزیع و نشر و تولید کتاب را رفع نمی‌کند.</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=2831">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/2831/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گوگل در راسته‌ حاج نائب اینترنت</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2967</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/2967#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 May 2010 16:19:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید کمال‌الدین دعائی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب دیجیتال]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه گوگل]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2967</guid>
		<description><![CDATA[در ادامه‌ٔ گسترش چیرگی بر سرتاسر جنبه‌های کاربری وب، حالا «گوگل» آماده‌ می‌شود تا فروشگاه کتاب‌ الکترونیک (e-book)  اختصاصی خود را به ‌راه بیندازد و وارد گود رقابت با Apple وAmazon شود. پیش از این نیز، کتاب‌نمای مجازی گوگل به نامGoogle Books آغازی بر ورود کتاب به دنیای دیجیتال قلمداد شد. به گزارش «خانه کتاب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/googlei-books.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p>در ادامه‌ٔ گسترش چیرگی بر سرتاسر جنبه‌های کاربری وب، حالا «<a href="http://www.google.com/">گوگل</a>» آماده‌ می‌شود تا فروشگاه کتاب‌ الکترونیک (e-book)  اختصاصی خود را به ‌راه بیندازد و وارد گود رقابت با <a href="http://store.apple.com/us">Apple</a> و<a href="http://www.amazon.com/">Amazon</a> شود. پیش از این نیز، کتاب‌نمای مجازی گوگل به نام<a href="http://books.google.com/">Google Books</a> آغازی بر ورود کتاب به دنیای دیجیتال قلمداد شد.</p>
<p>به گزارش «خانه کتاب اشا» به نقل از <a href="http://online.wsj.com/article/SB10001424052748703866704575224232417931818.html?mod=WSJ_Small%20Business_IndustryNews">Wall Street Journal</a>، «کریس پالما» مدیر بخش توسعهٔ استراتژیک گوگل صبح چهارشنبه ۵ می (۱۵ اردیبهشت) برنامهٔ زمانی افتتاح فروشگاه کتاب مجازی گوگل را اعلام کرده است. این فروشگاه کتاب که با نام Google Editions  شناخته خواهد شد، در اواخر ماه ژوئن یا اوایل جولای آغاز به کار خواهد کرد.</p>
<p>طبق گزارش WSJ، گوگل به خرده‌فروشان کتاب اجازه خواهد داد تا کتاب‌های Google Editions را بر روی سایت خود به‌ فروش بگذارند و «سود آن را دریافت کنند» البته گوگل در نظر دارد تا این کتاب‌های الکترونیک را در <a href="http://books.google.com">موتور جستجوی کتاب خود</a> برجسته کند. لازم به ذکر است که گوگل در تلاش است تا حق توزیع کتاب‌های از رده خارج (out of print) را نیز دریافت کند.</p>
<p>گوگل تأکید کرده است که کتاب‌های این فروشگاه، با همهٔ انواع وسائط الکترونیک سازگار خواهد بود؛ اعم از لپ‌تاپ، تلفن‌های همراه یا خوانش‌گرهای الکترونیک (e-reader).</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=2967">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/2967/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ناشران در تکاپو برای فروش فوق‌العاده</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2926</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/2926#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 May 2010 10:19:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهرام بابایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه کتاب تهران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2926</guid>
		<description><![CDATA[برخلاف آن‌چه همهٔ ما منتظرش بودیم، فضای نمایشگاه به بیرون از شبستان منتقل نشده و این ساختمان خطرناک، همچنان مملو از غرفه‌های نمایشگاهی از جنس چوب است! در بالای هر یک از درهای خروجی محوطهٔ شبستان، عبارت «خروج اضطراری» را زده‌اند اما مسئولان برگزاری نمایشگاه به خوبی می‌دانند این درها آن‌قدر کم‌عرض‌اند که نمی‌توان «خروج اضطراری» نامیدشان. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/23namayeshgah.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p>مصلای بدونِ نمازِ تهران، تا ۲ روز دیگر به طور رسمی میزبان بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران خواهد بود. این خبری است که همهٔ اهالیِ مطالعه آن را می‌دانند و بارها در طول روز درباره‌اش می‌خوانند. اما آیا از حال و هوای مصلای تهران در سیزدهمین روز اردیبهشت ماه، چیزی می‌دانید؟</p>
<p>من، خبرنگار خانهٔ کتاب اشا، دقایقی قبل از کورانِ جنب و جوشِ ناشران در مصلای تهران بازگشته‌ام. ۲ روز مانده به آغاز به کار رسمی نمایشگاه، حدود ۵۰ درصد ناشران تا ظهر امروز، غرفه‌های خود را آماده بازدید کرده بودند. بسیاری دیگر نیز که تا ظهر امروز موفق به چیدمان کتاب‌ها نشده بودند، کار دکور را به اتمام می‌رساندند. وانت‌های حامل کارتن‌های کتاب، هر دقیقه وارد محوطه مصلا می‌شدند و بار خود را خالی می‌کردند. اغذیه‌فروش‌ها و ساندویچی‌های موقت نمایشگاه نیز کار خود را آغاز کرده‌اند. چادرهای هلال احمر در محوطه علم شده و انگار همه چیز برای حضور بازدیدکنندگان آماده است، جز یک چیز مهم!</p>
<p>برخلاف آن‌چه همهٔ ما منتظرش بودیم، فضای نمایشگاه به بیرون از شبستان منتقل نشده و این ساختمان خطرناک، همچنان مملو از غرفه‌های نمایشگاهی از جنس چوب است! در بالای هر یک از درهای خروجی محوطهٔ شبستان، عبارت «خروج اضطراری» را زده‌اند اما مسئولان برگزاری نمایشگاه به خوبی می‌دانند این درها آن‌قدر کم‌عرض‌اند که نمی‌توان «خروج اضطراری» نامیدشان. این همه در حالی است که مسئولان وزارت ارشاد قول استفاده از چادرهای نمایشگاهی به جای شبستان را داده بودند!</p>
<p>ناشران تا صبح چهارشنبه فرصت دارند کار غرفه‌آرایی را به اتمام برسانند و روز ۱۵ اردیبهشت‌ماه، این نمایشگاه به طور رسمی میزبان بازدیدکنندگان خواهد بود.</p>
<p>تصویری که در آغاز این متن می‌بینید نیز، پوسترِ شاه‌کارِ بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران است!</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=2926">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/2926/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترین‌های اشا (۴)</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2776</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/2776#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Apr 2010 05:50:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اهالی خانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2776</guid>
		<description><![CDATA[ترین‌های 30 روز اخیر را محضرتان معرفی می‌کنیم. به دلیل آن‌که 5 روز از اردیبهشت‌ماه را گذرانده‌ایم، این بار به دلیل جلوگیری از تداخل آمار فروردین‌ و اردیبهشت، تنها به اعلام اسامی 6 ترین بسنده می‌کنیم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/tarinha.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p>ضمن عذرخواهی از مخاطبان گرامی و اهالی خانهٔ کتاب اشا، بابت دیرکرد در معرفی «ترین‌ها»ی فروردین‌ماه ۸۹، اینک، ترین‌های ۳۰ روز اخیر را محضرتان معرفی می‌کنیم. به دلیل آن‌که ۵ روز از اردیبهشت‌ماه را گذرانده‌ایم، این بار به دلیل جلوگیری از تداخل آمار فروردین‌ و اردیبهشت، تنها به اعلام اسامی ۶ ترین بسنده می‌کنیم:</p>
<p><strong>جایزهٔ نخست: </strong>شمارندهٔ محترمِ اشا، با احترام به همهٔ اهالی خانهٔ کتاب اشا، عنوان نخست «ترین» فروردین‌ماه ۸۹ را به آقای <strong>ایمان مطهری منش</strong> بابت نگارش «<a href="http://asha.ir/archives/2432" target="_blank">پرماجراترین کتاب سال ۸۸</a>» اعطا می‌کند. این مطلب، در طول ۳۰ روز اخیر ۵۳۰ مرتبه دیده شد.</p>
<p><strong>جایزهٔ دوم: </strong>شمارندهٔ اشا، جایزهٔ‌ دوم خود را به مطلب بازی وبلاگیِ «<a href="http://asha.ir/archives/2681" target="_blank">امسال چه کتابی می‌خرم</a>» اعطا می‌کند. پیشنهاد این بازی را آقای <strong>صادق منفرد </strong>ارائه کرده است و بنابراین ایشان شایستهٔ دریافت جایزه دوم این ماه شناخته می‌شوند. این مطلب ۲۸۳ بار در فروردین دیده شد.</p>
<p><strong>جایزه سوم: </strong>این جایزه به خانم <strong>مریم صادق‌نژاد</strong> بابت ترجمهٔ مطلب «<a href="http://asha.ir/archives/2372" target="_blank">کتاب‌هایی که دست‌کاری می‌شوند</a>» تعلق می‌گیرد. اهالی خانهٔ کتاب اشا، ضمن تقدیر از این هم‌خانهٔ گرامی، بارِ دیگر، برای پدر مرحومِ ایشان از خداوند متعال درخواست مغفرت و برای خانوادهٔ ایشان صبر مسئلت می‌کند. این مطلب ۲۶۳ بار در فروردین‌ماه دیده شد.</p>
<p><strong>جایزه چهارم </strong>به نویسندهٔ بازی نوروزی «<a href="http://asha.ir/archives/2059" target="_blank">سفر نوروز به داستان</a>» تعلق می‌گیرد. این مطلب را «ایمان مطهری منش» نوشته و ۱۷۷ بار در فروردین‌ماه دیده شده است.</p>
<p><strong>جایزه پنجم: </strong>خانم <strong>فهیمه شانه</strong> برای چندمین‌بار، با دلیل معرفی کتاب «<a href="http://asha.ir/archives/177" target="_blank">شاهنامه به نثر</a>» موفق به قرارگیری در میان «ترین‌های اشا» می‌شوند. مطلب ایشان، در فروردین ۸۹، ۱۳۲ بار دیده شد.</p>
<p><strong>جایزه ششم: </strong>خانم <strong>زهرا نیرومند</strong> این رتبه را به دلیل ارائه خلاصه رمان «<a href="http://asha.ir/archives/2545" target="_blank">گور به گور</a>» نصیب خود کرد. مطلب ایشان در فروردین‌ماه ۱۰۸ بار دیده شد.</p>
<p>بنابراین، طبق این گزارش، آقای ایمان مطهری منش، پرمخاطب‌ترین نویسندهٔ ماه فروردین خانه کتاب اشا شناخته می‌شود.</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5d71fb56bf8427ef592c53d8a8829c08?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ساناز:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/2776/comment-page-1#comment-1662">2010-Apr-26</a></small>
							اول اینکه چرا ترین های اشا در اسفند 88 رو معروف نکردین؟؟؟
دوم اینکه پیشنهاد می کنم سایتتون رو در این مسابقه بین المللی شرکت بدین :
http://www.iranwsa.com
------------------------------------------------------------------------------------------------
<strong>اشا:</strong> سلام دوست خوب. متأسفانه درگیری برای برپایی مراسم جشن پایان سال 1388، معرفی ترین‌های ماه اسفند را به کلی از یادمان برد. از این بابت عذرخواهی می‌کنیم.
بابت پیشنهادتان هم بسیار سپاس‌گزاریم. ممنون که هم‌خانهٔ ما هستید.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=2776">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/2776/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نویسنده‌ای که با خدا شوخی می‌کرد</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2746</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/2746#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Apr 2010 11:41:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید شمس</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[صدمین سالمرگ تواین]]></category>
		<category><![CDATA[مارک تواین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2746</guid>
		<description><![CDATA[مارک تواین در نوشته‌هایش، با هرچیز شوخی می‌کرد. او در داستان «خاطرات حوا» که در ایران با عنوان «آدم و حوا» ترجمه و منتشر شده است، ماجرای این دو اولیاء بشر را به طنز روایت کرده است! ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/mark-twain.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p>امروز، صدسال از مرگِ مارک تواین می‌گذرد. این نویسندهٔ طنازِ آمریکایی در اصل <strong>ساموئل لنگهورن کلمنس</strong> نام داشت و «مارک تواین» را از نام ناخدای یک کشتی وام گرفته بود و آن را اسم هنری خود قرار داده بود. تواین، آثار به یادماندنی بسیاری دارد که همچنان، مورد توجه‌اند. از آن جمله، «ماجراهای هاکلبری‌فین»، «<a href="../../../../../../archives/1039">ماجراهای تام سایر</a>»، «<a href="../../../../../../archives/1358">بیگانه‌ای در دهکده</a>» و آثار دیگری است که به فارسی ترجمه شده‌اند.</p>
<p>اولین اثر داستانی مارک تواین «شاهزاده و گدا» بود که در سال ۱۸۸۲ منتشر شد و در مقایسه با تام سایر چندان موفق نبود. اما او در سال ۱۸۸۴ با انتشار «ماجراهای هاکلبری فین» باردیگر نگاه‌ها را متوجه خود ساخت. این کتاب از شاهکارهای ادبیات آمریکا محسوب می‌شود که لحن جدی‌تری نسبت به تام سایر دارد.</p>
<p>از برخی از آثار تواین، برای ساخت کارتون‌ یا فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی اقتباس شده است.</p>
<p>تواین، در نوامبر ۱۸۳۵ در میسوری به دنیا آمد. بار اول با «جین همپتون» ازدواج کرد. در زندگی‌اش کارهای مختلفی چون کارگری چاپخانه را حرفه خود قرار داد تا در ۱۸۵۹ ناخدای کشتی شد. در همین زمان، او با اسامی مختلف برای مجلات آمریکایی مطالب طنز می‌نوشت. در ۱۸۶۶ با روزنامهٔ «آلتا کالیفرنیا» قراردادی نوشت که چنین حکم می‌کرد: ساموئل لنگهورن کلمنس، خبرنگار سیار بدون محدودیت مکان زمان و مکان که دور کره زمین می‌گردد و ضمن سفر گزارش می‌نویسد!</p>
<p>در ازدواجی دیگر با «اولیوه لنگدن» ازدواج کرد. اما زندگی دومش، سراسر اندوه بود. البته بین سال‌های ۱۸۷۵ تا ۱۸۹۴ بهترین آثارش را نوشت و اوضاع بر وفق مراد بود تا آن‌که وقتی با همسرش در سفر بود، دختر جوانش مرد و اندعی بعد اتفاقات ناخوشایند دیگری برای خانواده‌اش رخ داد. در ۱۹۰۴ همسرش را از دست داد و دختر دومش نابینا شد.</p>
<p>«تواین» در عرصه‌ سیاسی نیز فعال بود و از طرفداران جدی مبارزه با امپریالیسم به شمار می‌رفت. او در سال ۱۹۰۷ دکتری ادبیات از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد. سال‌های آخر عمر به‌علت مرگ دختر و همچنین همسرش به افسردگی شدید دچار شد و سرانجام ۲۱ آوریل سال ۱۹۱۰ بر اثر حمله‌ی قبلی درگذشت.<br />
مارک تواین در نویسندگی از «چارلز دیکنز» تأثیر گرفت و نویسندگان بسیاری مانند «کورت ونه‌گات»، «همینگوی» و «فاکنر» از او تأثیر گرفتند. همینگوی دربارهٔ وی گفته است: «تمام ادبیات آمریکا با او شروع شده. قبل از او چیزی نبود. بعد از او هم چیزی نیست»</p>
<p>مارک تواین در نوشته‌هایش، با هرچیز شوخی می‌کرد. او در داستان «خاطرات حوا» که در ایران با عنوان «آدم و حوا» ترجمه و منتشر شده است، ماجرای این دو اولیاء بشر را به طنز روایت کرده است! از جمله شوخی‌های او در این کتاب این جملات است: «حضرت آدم یک بشر بود و بس. او سیب را نه بخاطر سیب‌ بودنش، بلکه بخاطر  ممنوعیتش می‌خواست» همچنین او در اثری دیگر نوشته است: «بشر در آخرین روز آفرینش آفریده شد، وقتی که خدا خسته بود»</p>
<p><strong>منابع این نوشته:</strong></p>
<p>ویکی‌پدیا</p>
<p>ایبنا</p>
<p>فارس</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=2746">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/2746/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سی سال بدون شاعر کاشی</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2743</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/2743#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Apr 2010 10:49:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حمید اعلایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[سهراب سپهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2743</guid>
		<description><![CDATA[سهراب دربارهٔ زمان تولدش، چنین نوشته است: «من کاشی‌ام. اما در قم متولد شده‌ام. شناسنامه‌ام درست نیست. مادرم می‌داند که من روز چهاردهم مهر (6 اکتبر) به دنیا آمده‌ام. درست سر ساعت12. مادرم صدای اذان را می‌شنیده است...»]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/sohrab-saalgard30.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p>در اولین روز از اردیبهشت‌ماه ۵۹، شاعر نوگرای و لطیف طبعِ ایرانی، «سهراب سپهری» درگذشت. امروز، سی‌امین سالی است که شاعرِ کاشی، بر اثرِ سرطان روی در نقاب خاک کشیده است.</p>
<p>سهراب دربارهٔ زمان تولدش، چنین نوشته است: «من کاشی‌ام. اما در قم متولد شده‌ام. شناسنامه‌ام درست نیست. مادرم می‌داند که من روز چهاردهم مهر (۶ اکتبر) به دنیا آمده‌ام. درست سر ساعت۱۲٫ مادرم صدای اذان را می‌شنیده است&#8230;»</p>
<p>شاعرِ طبیعت، با مخلوقاتِ خدا رابطه‌ای شیرین داشته است. او، لطافتِ باران را، زیبایی جوی را، دلنشینیِ طعم‌ها و رنگ‌ها را در می‌یافته و با کلمات، نقش آن‌چه می‌دیده را می‌زده است.</p>
<p>سهراب در زمانی به طبیعت می‌پرداخت که شاعران، اغلب سرگرمِ سیاست بودند. این، در رد آن شعر می‌سرود و دیگری، در رثا و ستایش این یا آن گروه و حزب قلم می‌چرخاند. در این حال بود که احمد شاملو درباره‌اش گفت: «انگار صدایش از دنیایی می‌آید که در آن <strong>پل پوت</strong> و <strong>مارکوس</strong> و <strong>آپارتاید</strong> وجود ندارد و گرفتاری‌ها فقط در حول و حوش این دغدغه است که برگ درخت سبز هست یا نه.»</p>
<p>اما نظرات دربارهٔ این شیوهٔ سرایش سهراب مختلف است. هنوز، بسیارند کسانی که سهراب را به خاطر طبع لطیفش می‌ستایند. چنانکه مدتی قبل در همایش بررسی اشعار سهراب، عبدالرضا مدرس‌زاده –استاد دانشگاه- گفت: «شاملو می‌گوید من شیپور بیداری می‌زنم، اما سپهری لالایی خواب می‌خواند در حالی که اگر سپهری لالایی هم بخواند که به اعتقاد من این طور نیست خواب او مخدر و افسونگر نیست، بلکه رؤیایی فراتر از زمان و مکان است.»</p>
<p>این همشهریِ سهراب، در همان جلسه که در اواسط سال گذشته برگزار شده بود، به غربت مراسم تشییع سهراب اشاره کرد و گفت: «در آن مراسم غریب هفت هشت نفر بیشتر حضورنداشتند اما ما دیدیم که بعدها ده‌ها نفر مصاحبه کردند و گفتند که در آن روز حضور داشته‌اند و پیکر سهراب را تشییع کرده‌اند.»</p>
<p>سهراب در زندگی‌نامهٔ خودنوشتش می‌نویسد: «اگر یک روز طلوع و غروب آفتاب را نمی‌دیدم گناهکار بودم» او در شراطی بزرگ می‌شود که به شیطنت، پرسه در طبیعت و زندگیِ ساده بیش از هر کار دیگری می‌رسد. خود او، می‌نویسد: «خانه بزرگ، بود باغ بود. و همه جور درخت داشت&#8230;. برای یاد گرفتن، وسعت خوبی بود. زمین را بیل می‌زدیم. هرس می‌کردیم. در این خانه پدرها و عموها خشت می‌زدند. بنایی می‌کردند. به ریخته‌گری و لحیم‌کاری می‌پرداختند. چرخ خیاطی و دوچرخه تعمیر می‌کردند. تار می‌ساختند. به کفاشی دست می‌زدند. در عکاسی ذوق خود می‌آزمودند. قاب منبت درست می‌کردند. نجاری و خراطی پیش می‌گرفتند. کلاه می‌دوختند. با صدف دکمه و گوشواره می‌ساختند …<br />
&#8230;من قالی‌بافی را یاد گرفتم و چند قالی‌چه وچک از روی نقشه‌های خودم بافتم. چه عشقی به بنایی داشتم.  دیوار را خوب می‌چیدم. طاق ضربی را درست می‌زدم. آرزو داشتم معمار شوم. حیف دنبال معماری نرفتم.<br />
در خانه آرام نداشتم. از هر چه درخت بود بالا می‌رفتم. از پشت بام می‌پریدم پایین. من شر بودم. مادر پیش‌بینی می‌کرد که من لاغز خواهم ماند. من هم ماندم. ما بچه‌های یک خانه نقشه‌های شیطانی می‌کشیدیم. روز دهم مه ۱۹۴۰ موتور سیکلت عمویم را دزدیدم و مدتی سواری کردیم.»</p>
<p>و این همه یعنی، سهراب، یک‌جانشینِ دنیاندیده‌ای نبود که زیر سقف بنشیند و از خودش لطافت صادر کند. او، لطافت را از همین پرسه‌ها و شیطنت‌ها آموخته بود.</p>
<p>سهراب، با مشفق‌کاشانی، شاعرِ همشهری‌اش روزگار دیگری داشت. او دربارهٔ ارتباطش با مشفق می‌نویسد: «شعرهای مشفق کاشانی را خوانده بودم. خودش را ندیده بودم. مشفق دست مرا گرفت. و مرا به راه نوشتن کشید .الفبای شاعری را او به من آموخت. غزل می‌ساختم، و او سستی و لغزش کار راباز می‌گفت. خطای وزن را نشان می‌داد. اشارات او هوای مرا داشت.»</p>
<p>مشفق نیز، مدتی قبل به فارس <a href="http://www.asha.ir/core/myLDlinker.php?url=2105">گفت</a>: «روزی سهراب پیش من آمد و یکی از شعرهایش را به من داد که بخوانم. دیدم این شعر هیچ نقصی از نظر فنی و مضمونی ندارد. متوجه شدم او با شعر سر و کار دارد.  از آن روز سهراب شروع کرد به شعر سرودن و اولین شعری که منتشر کرد «آرامگاه عشق در کنار چمن» بود که من مقدمه‌ای بر آن نوشتم و در آن مقدمه گفتم که سهراب از شاعران موفق آینده خواهد شد.»</p>
<p>در همین روزها است که شمس لنگرودی نیز با مهر گفتگو می‌کند و دربارهٔ سهراب <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1068277">می‌گوید</a>: «شعر سپهری در دوره‌ای شکوفا شد که روشنفکران درگیر سیاست بودند. او یکی از بهترین شاعران کشورمان از دوره حافظ تا کنون است.»</p>
<p>بعد از گذشت سی سال از مرگ سهراب، خواهر او، امروز از آثار منتشرنشدهٔ سهراب خبر داد و به ایسنا <a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1523303&amp;Lang=P">گفت</a>: «سهراب تعدادی شعر به زبان‌های فرانسه و انگلیسی و داستانی با نام «دختری از ازناوه» به زبان فرانسه دارد که هنوز برای چاپ‌شان اقدامی نشده است.»</p>
<p>پری‌دخت سپهری ابراز امیدواری کرده است این آثار سهراب به زودی با ترجمه فارسی منتشر شوند.</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=2743">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/2743/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
