
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
وقتی همهٔ بانکها و تولیدکنندگان داخلی و خارجیِ لوازمِ خانگی و حتی لباسفروشها و خلاصه همهٔ اصناف، دمِ روزِ مادر فکری میشوند تا سودِ چند برابر به جیب بزنند و پشتِ هم کالا بفروشند، چرا ما دار دار نکنیم و تبلیغِ کتاب نکنیم؟ اصلاً باید بینِ آن مردی که برایِ زنش کارتِ هدیهٔ بانکی میخرد [...]
میتوانید این نوشته را نخوانید. میتوانید به هیچیک از فرمانهای آن توجه نکنید. اما مطمئناً پشیمان خواهید شد! ۱٫ پیش از هر چیز، اگر واقعاً به دنبال کتابِ خاصی نیستید و بیهدف به نمایشگاه میروید، لطفاً در خانه بمانید، یک دیویدی ژانر وحشت تماشا کنید و ماءالشعیر بنوشید. اگر تا پایان روز بیست و چهارم [...]
هوا خنکیِ مطبوعی دارد. کمی مانده به ظهر، حوالی میدان ونک منتظر تاکسی ایستادهام. دو-سه ماشین رد میشود. هم مسیر نیستیم. ده دقیقه بعد، پرایدی نقرهای سر میرسد. قسمت امروزم این است: سوار میشوم. مردِ راننده، از آن جوانهایی است که زود پیر شده. جوگندمیِ موهای سر و صورتش، کمی هم ارثی است. مردی است [...]
این نوشته، آغاز بازی وبلاگی تازهای است که به فهرست شما مربوط است. چه کتابهایی خواهید خرید؟
من و شما 60 ثانیه فرصت داریم که انتخاب کنیم. انتخاب کنیم که به کدام داستان برویم و 13 روز تعطیلی نوروز را پیش کدام شخصیت داستانی سر کنیم. یا الله… انتخاب کنید که ثانیهها دارند میگذرد.
یک «باشگاه مباحثهٔ کتاب» (Book Discussion Club)، گروهی از افراد هستند که گرد هم میآیند تا دربارهٔ یک کتاب یا کتابهایی که خواندهاند بحث و گفتگو کنند. باشگاههای کتاب ممکن است در خانههای شخصی، کتابخانهها، کتابفروشیها، اتاقهای گفتگوی آنلاین، دفاتر نشر، یا در کافهها و رستورانها بعد از غذا و نوشیدنی تشکیل شوند.
آنان که لب طبع خود را به این مایع سکرآور قدیمی ادبیات کلاسیک جهان تر میکنند، طعمی و مزهای را میچشند که لایوصف بها و لایقاس! اهالی موسیقی کلاسیک را دیدهای؟ رمانخوانهایی که دربارهشان اینگونه نوشتم هم مثل همینان گوششان به شنیدن سمفونیهای تولستوی، همینگوی و داستایوفسکی و دیگر رفقای فقیدشان، عادت دارد. و بالأخره میرسیم به راههای میانبُر برای خسته نشدن و شکست نخوردن در تمام کردن رمانهای سختخوان…
بیایید با هم یک کتاب را صحافی کنیم تا اگر اینکار را بلد نیستید، بیاموزید. کتابی که در زیر میبینید چاپ اول «کلیله و دمنه» به تصحیح استاد فرزانه زندهنام «مجتبا مینوی» است. این کتاب را انتشارات دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۳ منتشر کرده است. من در زمانی که دانشجوی ادبیات فارسی بودم برای پاس کردن درس «کلیله و دمنه» مدام با این کتاب کلنجار میرفتم و نتیجتاً بلایی که میبینید به سرش آمده.
[نگرخواهی دربارهٔ بهترین رمانِ عاشقانهٔ فارسی] خب، حالا باید انتخاب کنی که آن رمانِ عاشقانه، کدام کتاب و از کدام نویسنده است… یالا، زود باش که 12 دقیقه بیشتر وقت نداری. کدام کتابِ عاشقانهٔ فارسی، لایقِ محبوبتان است؟

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات