<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خانه کتاب اشا - رسانه و خانه آنلاین کتاب&#187; نقد</title>
	<atom:link href="http://asha.ir/category/temp/%d9%86%d9%82%d8%af-temp/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asha.ir</link>
	<description>مجلهٔ آنلاین کتاب و کتابخوانی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Feb 2012 18:30:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>از سیاست‌گذاری تا پلیسی درباره کتاب</title>
		<link>http://asha.ir/archives/6288</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/6288#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Sep 2011 16:14:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ایمان مطهری منش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخاب سردبیر]]></category>
		<category><![CDATA[تیتر یک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[بهمن دری اخوی]]></category>
		<category><![CDATA[معاونت فرهنگی وزارت ارشاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=6288</guid>
		<description><![CDATA[مطالعهٔ کاملِ قوانینِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی به خوبی نشان می‌دهد که فعالیتِ فرهنگیِ خصوصی در ایران فاقدِ جایگاه و مجالِ ورود و بالندگی است. شما عنوانی برایِ این سیاست پیشنهاد می‌کنید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/4587fjy38mkisi2239fj.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;width:99%" ><p dir="RTL">جلسهٔ روزِ گذشتهٔ شورایِ مدیرانِ معاونتِ امورِ فرهنگی وزارتِ ارشاد مجالِ انتشارِ خبرِ اجرایِ طرحی تازه در این معاونت شد. روز سه‌شنبه پانزدهمِ شهریور ماهِ ۱۳۹۰، معاونِ فرهنگیِ وزیرِ ارشاد با این جمله از طرحِ تازه‌اش پرده‌برداری کرد: «معرفیِ کتابِ مناسب از سوی ارشاد برای خانواده‌ها اطمینانِ خاطر ایجاد می‌کند.»</p>
<p dir="RTL">این خبر را <em>خبرآنلاین</em> با تیترِ «منتظرِ لیستِ ماهیانهٔ وزارتِ ارشاد باشید» <a href="http://www.khabaronline.ir/news-171830.aspx" target="_blank">منتشر کرد</a> و از قولِ <strong>بهمن درّی اخوی</strong> نوشت: «قطعاً معرفیِ کتاب از سوی وزارتِ ارشاد به نوعی در خانواده‌ها برای تهیهٔ کتاب ایجادِ اطمینان می‌کند، که این خود در نهایت به افزایشِ مطالعه در بلندمدت خواهد انجامید.»</p>
<p dir="RTL">درّی این طرح را –<a href="http://www.google.com/search?q=%22%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85+%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85+%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C%22%2B%22%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86+%D8%AF%D8%B1%DB%8C%22&amp;ie=utf-8&amp;oe=utf-8&amp;aq=t&amp;rls=org." target="_blank">همچون دیگر طرح‌هایِ معاونت فرهنگی</a>- در راستایِ «رهنمودهایِ مقام معظم رهبری» دانسته و گفته است اجرایِ این طرح موجبِ خرید و مطالعهٔ «کتاب‌هایِ ارزشمند و مفید» خواهد بود. او از «هویتِ دینی و ملی» به عنوان شاخصه‌هایِ معرفیِ کتاب نام برده است.</p>
<p dir="RTL">طبق اینِ خبر، قرار است مرکزِ مطالعاتِ معاونتِ فرهنگیِ ارشاد و مؤسسهٔ خانهٔ کتابِ ایران ماهانه ده عنوان کتابِ مفید را برای «اقشارِ مختلفِ جامعه» و «مخاطبانِ عمومی» معرفی کند.</p>
<p dir="RTL"><strong>وزارتخانه / ادارهٔ کارشناسی یا رسانه؟</strong></p>
<div style="float: left; width: 180px; -moz-border-radius:5px;border-radius:5px;-khtml-border-radius:5px;-webkit-border-radius:5px;margin-right: 10px; padding: 15px; background-color: #f0f0f0;">
<div style="background: none repeat scroll 0% 0% transparent; margin-top: -15px; margin-right: -15px; width: 62px; height: 112px;display:none; margin-bottom: -90px;"><img style="margin: 0pt; padding: 0pt;" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/09/naghle-matn-top.gif" alt="" width="62" height="112" /></div>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="بهمن دری اخوی" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/dori.jpg" alt="" width="99" height="130" /></p>
<p style="margin: 0pt 0pt 2px; padding: 0pt; font-size: 10px; color: #5f5f5f;">درّی این طرح را –<a href="http://www.google.com/search?q=%22%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85+%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85+%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C%22%2B%22%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86+%D8%AF%D8%B1%DB%8C%22&amp;ie=utf-8&amp;oe=utf-8&amp;aq=t&amp;rls=org." target="_blank">همچون دیگر طرح‌هایِ معاونت فرهنگی</a>- در راستایِ «رهنمودهایِ مقام معظم رهبری» دانسته است.</p>
<div style="z-index: -100; float: left; background: none repeat scroll 0% 0% transparent; margin-left: -15px; width: 62px; height: 112px;display:none; margin-top: -85px; margin-bottom: -15px;"><img style="margin: 0pt; padding: 0pt;" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/09/naghle-matn-bottom.gif" alt="" width="62" height="112" /></div>
</div>
<p dir="RTL">بررسیِ کتاب در وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی و دیگر بخش‌هایِ فرهنگیِ زیرمجموعهٔ دولت، هر سال و طی مراحلِ مختلف انجام می‌شود: بررسیِ پیش از چاپ برایِ اعطایِ مجوزِ نشر، بررسی برایِ خریدِ کتابخانه‌ها، بررسیِ مجدد برایِ چاپ‌های بعدی و بررسیِ محدودِ کتاب‌ها پیش از عرضه در نمایشگاهِ کتابِ تهران. تاکنون کتاب‌هایِ متعددی در یک یا چند مرحله از این مراحل متوقف شده‌اند.</p>
<p dir="RTL">کارشناسیِ کتاب‌ها در طرحِ معرفیِ کتاب از سویِ وزارتِ ارشاد مرحلهٔ جدیدِ بررسی‌ها در این نهادِ فرهنگی است. مراحلی که با دروازه‌بانیِ سریالیِ کتاب‌ها، محصولاتِ ناشران را به «خوب»، «بد»، «قابلِ انتشار» و «قابلِ عرضه» تقسیم می‌کند. این تقسیم‌بندی به طورِ غیرمستقیم زمینهٔ سرویس‌دهیِ نامتوازنِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی را برای آثارِ مکتوب ایجاد می‌کند. در این سرویس‌دهیِ نامتوازن، برخی آثار امتیازاتِ بیش‌تری می‌گیرند و برخی دیگر بدونِ امتیاز و حمایت می‌مانند.</p>
<p dir="RTL">«وزارتخانه» عنوانی درشت است. وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی مهم‌ترین متولی در حوزهٔ سیاست‌گذاریِ فرهنگی در ایران است. طبیعتاً وظایفِ نهادی به فراگیریِ وزارتخانه که بازوهایِ اجراییِ قوی و متعدد در شهرهایِ مختلف دارد، در شأنِ این فراگیری و قدرت است. وظایفِ وزارتخانه قطعاً با وظایفِ رسانه یا مجلهٔ فرهنگی یا مرکزِ پژوهشی متفاوت است.</p>
<p dir="RTL"><strong>فرهنگ همچنان در دست دولت</strong></p>
<p dir="RTL">ورودِ وزارتِ ارشاد به عرصهٔ معرفیِ کتاب‌هایِ مفید قدمِ دیگری در مسیرِ دولتی بودنِ فرهنگ است. در حالِ حاضر، وزارتِ ارشاد برایِ خود شأنِ سیاست‌گذار، مجری، ممیز و پلیسِ فرهنگ را قائل است؛ این وزارتخانه به کتابی اجازهٔ انتشار می‌دهد، همین وزارتخانه انتشارِ برخی کتاب‌ها را منوط به حذفِ بخش‌هایی از متنِ آن‌ها</p>
<div style="float: right; width: 180px; -moz-border-radius:5px;border-radius:5px;-khtml-border-radius:5px;-webkit-border-radius:5px;margin-left: 10px; padding: 15px; background-color: #f0f0f0;">
<div style="background: none repeat scroll 0% 0% transparent; margin-top: -15px; margin-right: -15px; width: 62px; height: 112px;display:none; margin-bottom: -90px;"><img style="margin: 0pt; padding: 0pt;" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/09/naghle-matn-top.gif" alt="" width="62" height="112" /></div>
<p style="margin: 0pt 0pt 2px; padding: 0pt; font-size: 10px; color: #5f5f5f;">در حالِ حاضر، وزارتِ ارشاد برایِ خود شأنِ سیاست‌گذار، مجری، ممیز و پلیسِ فرهنگ را قائل است.</p>
<p style="margin: 0pt 0pt 2px; padding: 0pt; font-size: 10px; color: #5f5f5f; text-align: center;">&#8230;</p>
<div style="z-index: -100; float: left; background: none repeat scroll 0% 0% transparent; margin-left: -15px; width: 62px; height: 112px;display:none; margin-top: -85px; margin-bottom: -15px;"><img style="margin: 0pt; padding: 0pt;" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/09/naghle-matn-bottom.gif" alt="" width="62" height="112" /></div>
</div>
<p dir="RTL">می‌کند یا پس از انتشارِ کتاب، مجوزی را که خود به آن داده است، لغو می‌کند یا در نمایشگاهِ کتاب برای عرضهٔ کتابی که خود مجوزِ انتشارش را صادر کرده است اجازه نمی‌دهد! طرحِ تازهٔ معاونتِ فرهنگیِ ارشاد، این وزارتخانه را رویِ صندلیِ رسانه و کارشناس خواهد نشاند.</p>
<p dir="RTL">آیا چنین نهادی می‌تواند توأمان به وظایفِ سیاست‌گذاری، اجرایِ سیاست‌ها، «فرهنگ‌پلیسی»<a title="" href="#_ftn1">[۱]</a> و رسانه‌ای بپردازد؟ قطعاً برای ورودِ هم‌زمان به عرصه‌های مختلف، انرژیِ مضاعفی صرف می‌شود و این صرفِ انرژی فرسایشِ بیش‌تری در سیستمِ اداریِ ناکارآمدِ ایران به بار می‌آورد.</p>
<p dir="RTL">جلوسِ ارشاد در جایگاهِ رسانه و کارشناس پیش از هرچیز جایگاهِ کارشناسان و رسانه‌ها را در محاق می‌برد. ارشاد در قیاس با رسانه‌های حوزهٔ کتاب و کارشناسان هیکل‌مند‌تر است، قرار است این هیکلِ بزرگ با طرحِ تازه‌ای بزرگ‌تر شود. این اتفاق خلافِ قوانین و مقرراتِ داخلیِ وزارتِ ارشاد نیست. بر اساسِ این مقررات، وزارتِ ارشاد در همهٔ شئون از جمله فعالیتِ رسانه‌ای، اعطای جوایزِ فرهنگی، صدورِ مجوز یا لغوِ مجوز برایِ انتشارِ آثارِ فرهنگی، آموزشگاه‌ها، مؤسسات و&#8230; قیمومیت دارد.</p>
<p dir="RTL"><strong>تک‌صدایی در ادارهٔ فرهنگ؛ جایی برایِ خصوصی‌ها نیست</strong></p>
<div style="float: left; width: 180px; -moz-border-radius:5px;border-radius:5px;-khtml-border-radius:5px;-webkit-border-radius:5px;margin-right: 10px; padding: 15px; background-color: #f0f0f0;">
<div style="background: none repeat scroll 0% 0% transparent; margin-top: -15px; margin-right: -15px; width: 62px; height: 112px;display:none; margin-bottom: -90px;"><img style="margin: 0pt; padding: 0pt;" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/09/naghle-matn-top.gif" alt="" width="62" height="112" /></div>
<p style="margin: 0pt 0pt 2px; padding: 0pt; font-size: 10px; color: #5f5f5f;"><span style="height: 1px; width: 1px;"><a href="http://farhang.gov.ir/intro-duty-fa.html">قوانینِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی</a> به خوبی نشان می‌دهد که فعالیتِ فرهنگیِ خصوصی در ایران فاقدِ جایگاه و مجالِ ورود و بالندگی است.</span></p>
<div style="z-index: -100; float: left; background: none repeat scroll 0% 0% transparent; margin-left: -15px; width: 62px; height: 112px;display:none; margin-top: -85px; margin-bottom: -15px;"><img style="margin: 0pt; padding: 0pt;" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/09/naghle-matn-bottom.gif" alt="" width="62" height="112" /></div>
</div>
<p dir="RTL">دخالتِ نهادِ سیاست‌گذار در حوزهٔ فرهنگ در همهٔ عرصه‌هایِ فرهنگی (از تولید تا توزیع) قطعاً سببِ تک‌صدایی در فرهنگ می‌شود؛ اتفاقی که ابداً شایستهٔ جامعهٔ اسلامی و دموکرات نیست.</p>
<p dir="RTL">مطالعهٔ کاملِ <a href="http://farhang.gov.ir/intro-duty-fa.html" target="_blank">قوانینِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی</a> به خوبی نشان می‌دهد که فعالیتِ فرهنگیِ خصوصی در ایران فاقدِ جایگاه و مجالِ ورود و بالندگی است. شما عنوانی برایِ این سیاست پیشنهاد می‌کنید؟<strong></strong></p>
<hr align="left" size="1" width="33%" />
<div>
<p dir="RTL"><a title="" href="#_ftnref1">[۱]</a> فرهنگ‌پلیسی اصطلاحی است که نویسندهٔ مطلب به کار می‌برد.  به عقیدهٔ این قلم، بررسی‌هایِ چندگانه در حوزهٔ فرهنگِ عملی، هم‌ردهٔ «گشتِ ارشاد» است؛ عملی با ماهیتِ پلیسی که در یک جامعهٔ سالمِ فرهنگی رخ نمی‌دهد.</p>
</div>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>8 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>ناشناس:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2443">2011-Sep-08</a></small>
							لایک به سوتیتر
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a2ef81e495ec0df5fe38a98163e33d25?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>خانه کتاب اشا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2444">2011-Sep-08</a></small>
							ممنون :)
پایِ مطالب گزینهٔ «پسندیدم» هم وجود دارد. اگر مایل باشید میتوانید استفاده کنید.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/1ce1e3a4ce28ccdb8e549a151aeb96bd?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>میرمرعشی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2446">2011-Sep-10</a></small>
							این خبر نه صرفا منفی است نه مثبت. باید دید از نظر وزارت ارشاد بعد از ارئه لیست مورد نظر چه کتابهایی و با چه ملاکی هایی خوب، بد یا .... ارزیابی می شود. بعد از آن می توان با نوشتن نقدهای متعدد خوب و بد بودن طرح، پدرانه بودن یا پلیسی بودن آن را قضاوت کرد. این را در نظر داشته باشید که خانواده های مذهبی زیادی در برابر سوال اینکه چرا کتاب نمی خوانید می گویند نمی دانیم چه بخوانیم چون به نوشته و تبلیغ ظاهری کتابها اعتماد نداریم. 
در ضمن مردم ایران منتظر نمانده اند که ارگانها و نهادها برایشان در این امور تعیین تکلیف کنند. خودشان روی عملکردها قضاوت خواهند کرد.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a2ef81e495ec0df5fe38a98163e33d25?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>خانه کتاب اشا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2447">2011-Sep-10</a></small>
							ممنون خانم میرمرعشی!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b1f7664f25cddbf01d1ba23a85d7fe17?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مهدی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2456">2011-Sep-13</a></small>
							آقای مطهری از نگاه دقیق و کارشناسانه و دلسوزانه شما لذت بردم و می خواهم برای آنکه راه کار عملی هم برای کسانی که مایل به دریافت نظرات کارشناسان برای انتخاب کتاب مورد نیازشان هستند، ارایه شود بر کفته ای شما بیفزایم که اگر وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی از توسعه و رونق بررسی و نقد بی طرفانه و کارشناسانه کتاب های منتشر شده  حمایت کند و برای کارشناسان فرهنگی مجالی فراهم آورد که بتوانند دیدگاه های خود را در رسانه ها طرح کنند، مخاطبان بهتر و آزادانه تر می توانند کتاب خوب را بشناسند و برگزینند.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/c147d6efb0b23dcbd36f721292581eac?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ایمان مطهری منش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2457">2011-Sep-13</a></small>
							با عقیده‌ٔ شما موافقم آقا مهدی
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>علی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2458">2011-Sep-13</a></small>
							« کسانی که اهل مطالعه کتاب هستند، احتیاج دارند که اهل نظر و اهل اطلاع کتاب را به آنها معرفی کنند»
«کتاب های بسیاری نوشته می شود که اگر خواننده درباره این کتاب ها اگاهی لازم داشته باشد، آنها را به سرعت خواهد خرید و خواهد خواند، بلکه دوباره خواهد خواند، آلان که اگاهی ندارد، سراغ این کتاب نمی رود!»
آقای مطهری
این مطالب بالای بیانات مقام معظم رهبری است.
به نظر میرسه برای نقد کردن فعلا سوژه ای ندارید و 
نگاهتان فقط نقادانه است نمی دانم از کجا دلخورید که می خواهید هر برنامه ای را نقد کنید به جای حمایت
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/c147d6efb0b23dcbd36f721292581eac?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ایمان مطهری منش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6288/comment-page-1#comment-2459">2011-Sep-13</a></small>
							سلام دوست گرامی
هر دو جمله را و نظایرِ آن را پیش‌تر خوانده‌ام. نگفته می‌دانم که هر دو را رهبرِ انقلاب گفته است. اما ارتباطش را با معرفی کتاب از سویِ ارشاد متوجه نشدم. از نظرِ من، ارشاد ابداً کارشناسِ حوزهٔ کتاب ندارد. و معتقدم اگر داشت، وضعِ کتابخوانیِ کشور این‌گونه نبود. اگر ارشاد را کارشناسان پر کرده بودند، وضعیتِ ممیزی این‌قدر آشفته نبود تا از سوراخش یک‌بار فیل رد بشود و بارِ دیگر مورچه گیر کند.
برخلافِ دیدگاهِ شما، من و دوستانم تا دل‌تان بخواهد سوژه برایِ نقد کردن داریم. دلیلِ این حجمِ سوژه، اولاً تجربه و دانشی است که در حوزهٔ کتاب داریم (به هرحال در 4تا روزنامه کار کرده‌ایم و حداقل 4تا همکار و دبیرسرویس و سردبیر و مدیرمسئول و مخاطب مطالب‌مان را خوانده‌اند و اساساً اجازهٔ نشر به آن‌ها داده‌اند). ثانیاً ایرادها و غفلت‌هایی است که مسئولان دارند و رهبر انقلاب هم بارها و با جدیت بیش‌تر همین اواخر آن‌ها را گوشزد کرده‌اند. 
کارِ من و امثالِ من دیدنِ اتفاقات است. تصور می‌کنم خیلی اشا را نمی‌خوانید. اگر خوانده بودید، لابد می‌دانستید که بارها در همین سایت، از فعالیت‌هایِ فرهنگیِ خوب حرف زده‌ایم و آن‌ها را ستوده‌ایم. اغلبِ فعالیت‌هایی که زیر نگاه منتقدانه ما بوده است، فعالیت‌های همین دستگاه‌های دولتی است.
علی‌جان! کارِ سیاست‌گذار، «رسانه» بودن نیست. ارشاد باید به سیاستگذاری‌اش برسد و کارِ رسانه را به رسانه واگذارد. اگر غیر از این باشد (که هست) همه چیز در تملک دولت خواهد بود و می‌توان با کشکِ خصوصی‌سازی در فرهنگ آش خورد.
شخصاً دلخوری‌هایِ زیادی دارم ولی نیازی نمی‌بینم آن‌ها را در اشا مطرح کنم. اینجا، از کتاب می‌گویم و همانقدر که یک خبرنگارِ حوزهٔ کتاب می‌فهمد، خوبی‌ها و بدی‌های سیاست‌هایِ کتاب را بازگو می‌کنم. 
از این‌که دیدگاه‌تان را دربارهٔ این مطلب گفتید، بسیار ممنونم
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=6288"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/6288/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کپی از روی دست گودریدز</title>
		<link>http://asha.ir/archives/6152</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/6152#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Aug 2011 00:00:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ایمان مطهری منش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخاب سردبیر]]></category>
		<category><![CDATA[تیتر یک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه کتابخوانان حرفه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[مجدالدین معلمی]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور]]></category>
		<category><![CDATA[گودریدز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=6152</guid>
		<description><![CDATA[داشتنِ یک شبکهٔ اجتماعیِ کتابخوانیِ ایرانی ایدهٔ خوبی است. ایده‌ای که منافع و محاسنِ خوبی در پی دارد، اما با کپی‌کاری نمی‌توان انتظارِ شق‌القمر داشت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/5fh2K0jd9em12nvf.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;width:99%" ><p dir="RTL">مدتِ کوتاهی از افتتاحِ رسمیِ <a href="http://booki.ir/" target="_blank">شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای کشور</a> می‌گذرد. این وب‌سایت در صفحهٔ اول، خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای یک انجمنِ اینترنتی برای کتاب‌خوانان، نویسندگان، ناشران و کلیهٔ فعالان در عرصهٔ کتاب است.» اعضایِ این شبکه می‌توانند در مسابقاتِ ماهانهٔ کتاب‌خوانیِ سایت شرکت کنند. هر عضو می‌تواند کتاب‌هایِ موردِ علاقه‌اش را به اعضای دیگر معرفی کند یا دربارهٔ کتابی خاص نظراتِ دیگران را جویا شود.</p>
<p dir="RTL">کلیدهایِ «دربارهٔ ما» و «قوانینِ شبکه» در این سایت فعلاً عمل‌کردی ندارد و کاربر را به توضیحاتِ بیش‌تر دربارهٔ این شبکه راهنمایی نمی‌کند.</p>
<p dir="RTL">این شبکه از جمله محصولاتِ «نهادِ کتابخانه‌های عمومیِ کلِ کشور» است. کارفرمایِ این طرح معاونتِ توسعهٔ کتابخانه‌ها و کتاب‌خوانی بوده است.</p>
<p dir="RTL">میانِ شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ایِ کشور و سایتِ گودریدز (<a href="http://www.goodreads.com/" target="_blank">Goodreads</a>) تشابهاتِ زیادی به چشم می‌خورد. حتی در نحوهٔ چیدمانِ منوها و عناوینِ بخش‌ها نیز، اشتراکات کاملاً مشهود است.</p>
<p dir="RTL">شبکهٔ ایرانی در حالی اعلام موجودیت کرده است که جدی‌ترین رقیبش مسدود است. به استنادِ <a href="http://www.goodreads.com/blog/show/204-goodreads-now-blocked-in-iran" target="_blank">آماری</a> که مدیرانِ گودریدز در سالِ ۲۰۱۰ ارائه کردند، بیش از صدهزار ایرانی در این شبکهٔ مجازی عضو بوده‌اند. این همه در شرایطی است که دسترسی به گودریدز به صورتِ عادی ممکن نیست. با توجه به این رقم، شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای برایِ متقاعد کردنِ کتاب‌خوانانِ ایرانی به عضویت در این شبکه، کاری دشوار در پیشِ رو دارد.</p>
<p dir="RTL"><strong>چرا باید عضوِ شبکهٔ ایرانی شد؟</strong></p>
<p dir="RTL">شبکهٔ کتاب‌خوانانِ ایرانی به کاربران فرصت می‌دهد دربارهٔ کتاب‌ها بحث کنند. این شبکه، به اعضا امکان می‌دهد کتاب‌هایی را که خوانده‌اند در سایت معرفی کنند. این دو امکان، مهم‌ترین فرصت‌هایی است که گودریدز به اعضایش داده است. بنابراین، هیچ معیارِ برتری در شبکهٔ ایرانی به چشم نمی‌خورد. شاید تنها حسنِ این شبکه، مسدود نبودنش باشد. این حسن نیز، فعلاً فقط در میانِ کاربرانِ تازه‌کاری که هنوز شیوه‌هایِ دسترسی به وب‌سایت‌هایِ مسدودشده را نیاموخته‌اند خریدار دارد.</p>
<p dir="RTL">در این حال، اعضایِ ایرانیِ گودریدز، دلیلی برایِ بازگشتن به وطن ندارند. به‌ویژه که حالا و پس از چندین سال عضویت در این شبکهٔ بین‌المللی، پرونده‌ای قطور از کتاب‌های خوانده شده برایِ خود ساخته‌اند. مردم دوست دارند سوارِ قطارِ در حالِ حرکت باشند، نه قطاری که خودشان باید آن را بسازند.</p>
<p dir="RTL">گودریدز به کاربرانش امکان می‌دهد دوستانِ خود را از شبکه‌هایِ مجازی دیگر چون فیس‌بوک و توئیتر فراخوانی کنند. علاوه بر این هر عضو می‌تواند با استفاده از فهرستِ دوستانِ اکانتِ یاهومیل، جی‌میل یا هات‌میلِ خود، حلقهٔ دوستانِ کتاب‌خوانِ خود در گودریدز را گسترده‌تر کند. همه چیز آماده است تا دوستان دورِ هم باشند و از کتاب‌ها حرف بزنند. شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ایِ کشور هیچ‌یک از این امکانات را در اختیارِ کاربران قرار نمی‌دهد.</p>
<p dir="RTL">گودریدز سایتی باسابقه است. طی سال‌ها فعالیت، بسیاری از کاربرانِ کتاب‌خوانِ وبِ فارسی، به جمعِ اعضایِ این شبکهٔ کتاب‌خوانی پیوسته‌اند. آن‌ها عموماً کتاب‌خوانانی حرفه‌ای بوده‌اند؛ چرا که عضویت در یک شبکهٔ کتاب‌خوانی و فعالیت در آن را به فعالیت‌هایِ اینترنتیِ دیگر ترجیح داده‌اند. با این وصف، می‌توان مطمئن بود که بسیاری از کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای، امروز اعضایِ حرفه‌ایِ گودریدز هستند. پس «شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای» دنبالِ کدام «حرفه‌ای»ها است؟</p>
<p dir="RTL">شبکه‌های مجازی کارکردِ مجازی دارند. به همین دلیل، اعضایِ این سایت‌ها اصرار و اشتیاقی به معرفیِ کامل خود ندارند. در گودریدز با هر نامی می‌شود عضو شد اما شبکهٔ ایرانی، ارائهٔ کاملِ نام و نام خانوادگی، جنسیت و شغلِ کاربران را شرطِ عضویت کرده است. این ویژگی به‌طورِ حتم، بخشی از کاربران را که اشتیاقی ندارند با نامِ حقیقی خود فعالیت کنند، از دایرهٔ مخاطبانِ احتمالیِ شبکهٔ ایرانی حذف خواهد کرد.</p>
<p dir="RTL">مسئولانِ نهادِ کتابخانه‌ها اگر در پیِ رفعِ عیوبِ شبکهٔ خود هستند، باید به فکرِ ایجادِ امکاناتِ منحصر به فرد در این شبکه باشند. شاید آن‌ها رویِ اعضایِ کتابخانه‌ها حساب کرده باشند. این فکرِ خوبی است، اما صرفاً یک هدف‌گذاریِ حداقلی و دمِ دستی است. داشتنِ یک شبکهٔ اجتماعیِ کتابخوانیِ ایرانی ایدهٔ خوبی است. ایده‌ای که منافع و محاسنِ خوبی در پی دارد، اما با کپی‌کاری نمی‌توان انتظارِ شق‌القمر داشت.</p>
<p dir="RTL">علاوه بر همهٔ این‌ها، ابهام دیگری دربارهٔ شبکهٔ کتابخوانانِ حرفه‌ای وجود دارد: نویسندگان و ناشران چه بهره‌ای از چنین شبکه‌ای می‌برند؟</p>
<p dir="RTL"><strong>گربهٔ منتقد پای حجله کشته شد</strong></p>
<p dir="RTL">روزِ گذشته، <strong>مجدالدین معلمی</strong> از پایه‌گذارانِ اصلیِ «شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای» و «معاونِ توسعهٔ کتابخانه‌ها و کتاب‌خوانیِ نهاد کتابخانه‌هایِ عمومی کشور» در <a href="http://3ealef.blogfa.com/post-298.aspx" target="_blank">وبلاگش</a> به افتتاحِ پروژهٔ شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای اشاره‌ای کرد. او ۱۹۷ کلمه از مطلبِ ۲۶۵ کلمه‌ایِ خود را به انتقاد از «منتقدان» و «نقد» در کشور اختصاص داده است. به اعتقادِ معلمی «منتقد شدن در ایرانِ عزیزِ ما هیچ تخصص، بودجه یا امکاناتی نمی‌خواهد، فقط جسارت و اعتماد به نفسِ کاذب می‌خواهد».</p>
<p dir="RTL">این مدیرِ حوزهٔ کتاب در پایان‌بندیِ مطلبش از شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای یاد می‌کند و می‌نویسد: «از همهٔ دوستان دعوت می‌کنم با چشمِ منتقدی حرفه‌ای عضوِ شبکهٔ کتاب‌خوانان حرفه‌ای بشوند و در تکمیل این شبکهٔ بدیع یاری‌مان کنند!»</p>
<p dir="RTL">معلمی در آغازِ کلامش، گربه را دمِ حجله کشته است. او با نصبِ برچسب‌هایی چون «این آدم‌هایِ غُرغرویِ همیشه منتقد» اشتباهی هولناک مرتکب شده است؛ حقیقت این است که آدم‌هایِ غرغرو در برابرِ سعهٔ صدر و تأنیِ بزرگوارانه خیلی زود رسوا می‌شوند، اما مقابله به مثل و اتهام زدن به منتقدانِ نامعلوم، فرصت شنیدنِ اشکالات را از مدیری چون معلمی خواهد گرفت.</p>
<p dir="RTL">او از مخاطبانِ وبلاگش خواسته است منتقدِ شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای باشند، اما خود، زیرآبِ نقد و منتقد را زده است. بعید نیست کسانی که علاقه‌مند به نقدِ این شبکه بوده‌اند با مطالعهٔ نوشتهٔ معلمی خود را جمع و جور کنند و از ترسِ متهم شدن به غرغرو، زبان به کام بگیرند و قلم در نیام کنند!</p>
<p dir="RTL"><strong>کپی، هیچ‌وقت بدیع نیست</strong></p>
<p dir="RTL">معاون توسعهٔ کتابخانه‌ها و کتاب‌خوانیِ نهاد کتابخانه‌هایِ عمومی کشور، در وبلاگِ شخصی‌اش، شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای را فعالیتی «بدیع» معرفی می‌کند. این درحالی است که این شبکه، یک کپیِ ناقص از گودریدز است.</p>
<p dir="RTL">شاید شما هم یکی از ایرانیانِ عضوِ گودریدز باشید. آیا حاضرید عطایِ گودریدز را به لقایِ شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای ببخشید؟</p>
<p>شما نظر بدهید: گودریدز را ترجیح می‌دهید یا شبکهٔ کتاب‌خوانانِ حرفه‌ای را؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>حاشیه:</strong></p>
<ul>
<li><strong></strong>مجدالدین معلمی در پاسخ به این نوشته، در وبلاگش نوشت: <span style="color: #3366ff;"><strong><a href="http://3ealef.blogfa.com/post-299.aspx" target="_blank"><span style="color: #3366ff;">عریضه‌ای بر نقد خانهٔ کتابِ اشا</span></a></strong></span></li>
</ul>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>17 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/72e5bcd3fce03bbb5ed4b522f6a08f32?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>سید امین:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2375">2011-Aug-20</a></small>
							به هیچ وجه به پای هم تاش نمی رسه
بسیار ضعیفه
تازه از اون افتتاح هایی بود که فقط اسم داره 90 درصد بخش ها تا دیروز که من سر زدم کار نمی کرد
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>مطهره کیا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2377">2011-Aug-20</a></small>
							ما می تونیم کمک کنیم تا این شبکه پا بگیره، و بعد پیشرفت کنه
بالاخره گودریدز هم شروعی داشته، همراهی ما می تونه باعث از بین رفتن نواقص بشه
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a4fdf7772c6c828934bbe993a0fbcac5?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>محسن:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2378">2011-Aug-20</a></small>
							بعید میدانم این کپی برداری ناقص و ناشیانه به سرانجامی برسد.
از یادداشت آقای مدیر در وبلاگشان مشخص است چه نگاه عیرحرفه ای پشت کار است.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>سلام:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2384">2011-Aug-21</a></small>
							سلام این که فرمودید کپی گود ریدر است را اصلا قبول ندارم لطف بفرمایید به سایت شلف آری سری بزنید اونوقت متوجه می شید ترجمه خط به خط یعنی چه.
بعد اینکه با طول و تفصیل و کار بی برکت اداری امروز مملکت این لنگه کفش کهنه هم غنیمتی است که دست مریزاد می خواهد البته چاشنی غرغر هم که علی السویه است.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a2ef81e495ec0df5fe38a98163e33d25?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>خانه کتاب اشا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2385">2011-Aug-21</a></small>
							سلام و ممنون از نظرتان. البته می‌توان مثلِ شما نگاهِ حداقلی داشت. اما با توجه به بودجه‌هایِ کلان، انتظارِ کم داشتن از دستگاه‌هایِ فرهنگی خطا است.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>محسن محمدی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2396">2011-Aug-23</a></small>
							سلام؛

برپایی این شبکه رو باید به فال نیک بگیریم و به‌امید پیشرفت روز‌به‌روز اون باشیم.
البته متاسفانه نهادهای دولتی اصلا کارنامه‌ی خوبی در فضای مجازی نداشته‌اند که امیدوارم این بار قضیه فرقی رو در طی زمان نشون بده.

فعلا می‌خوایم خوش‌یبن باشیم ببینیم چی می‌شه.

نوشته‌ی خوبی بود، ممنون
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a2ef81e495ec0df5fe38a98163e33d25?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>خانه کتاب اشا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2397">2011-Aug-23</a></small>
							خوش‌بینی هم خوب است. ممنون که وقت گذاشتید و مطلب را خواندید
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/6cddb2efbdedee35dd9a81cdd7276696?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>الهام کهدویی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2402">2011-Aug-26</a></small>
							این نوشتار آن هم در زمان آغاز به کار شبکه ی کتابخوانان حرفه ای حس خوبی رو منتقل نمیکنه...آدم در اولین نگاه فکر میکنه بحث حسادت و رقابت(از نوع بدش) در میونه...
در ضمن فکر میکنم یک کتابخوان حرفه ای که با نت سرو کار داشته باشه و پیگیر سایتهای با محوریت کتاب باشه بلد باشه با فیلتر شکن و ورود به سایتهای مسدود شده کار کنه و این شبکه صرفه افراد مبتدی نباشه!!!!
خیلی یه طرفه به قاضی رفتید....خیلی...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>طنز سیاسی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2403">2011-Aug-26</a></small>
							سلام - با این مطلب شما میشه فهمید چرا کتاب و کتاب خوانی تو این کشور هنوز جایگاه خودش رو پیدا نکرده - چون آدمهای کوته نظر و نوک دماغ بینی مثل شمان که چشم دیدن موفقیت رقیب یا حتی دوست شون رو ندارن و به هر طریقی میخواد عملکردشون رو کم ارزش جلوه بدن - بهتر بود به جای نشستن و غلط املایی گرفتن از کار این دوستان به فکر کمک و انتقال تجربه به این سایت نوپا بودید تا نیت خیرتون بیشتر مشخص بود نه اینکه بیاید با این غلط گیری ها عقده گشایی کنید - واقعا جای تاسف داره
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>nabatalkh:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/6152/comment-page-1#comment-2404">2011-Aug-27</a></small>
							به نظر من که این سایت یکی از بهترین سایت های داخلی است که تا به حال افتتاح شده است.هم بسیار کاربر پسند است و هم جذاب و در راستای هدفی متعالی.بدون نگاه های بسته  و ارتجاعی سایت های دولتی.
به هر حال نو پا بودنش یعنی اینکه ضعف هایی هم دارد.اما کمک کنیم تا این نهال سر افراز شود.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=6152"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a> | مشاهده‌ <a href='http://asha.ir/archives/6152#comments'>7 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/6152/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب‌های باحجاب، کتاب‌های بی‌حجاب</title>
		<link>http://asha.ir/archives/5770</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/5770#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jul 2011 14:44:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انوشه میرمرعشی</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخاب سردبیر]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[ترویج حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[تصویرگری کتاب کودک]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب در کتاب کودک]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان و حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=5770</guid>
		<description><![CDATA[به انبوهی از تصاویری برمی‌خورید که در آن‌ها موی زنان حتماً از روسری، مقنعه یا حتی شالِ طراحی شده در صفحاتِ کتاب، بیرون زده است]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2sq7mdhsfj.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;" ><p>داشتنِ حجاب با تعریفِ پوششِ کلِ بدن و موها به غیر از گردیِ صورت و دست‌ها در مقابلِ نامحرم بر هر زن مسلمان واجب است و برای هر متدینی واضح و پذیرفته شده است.</p>
<p>قاعدتاً هر خانوادهٔ متدین و متشرع باید دخترش را قبل از ورود به سنِ تکلیف برای رعایتِ حجاب آماده و متقاعد کند؛ آماده و متقاعد کردنی همراه با محبت، زبانِ نرم و مشوقانه. اما به هرحال استفاده از ابزار و وسایلِ فرهنگی در ایجادِ این زمینه و آماده‌سازی، نقشِ مهم و تأثیرگذاری دارد.</p>
<p>یکی از این ابزارهای فرهنگی، کتاب است؛ ابزاری که هم به لحاظِ محتوا می‌تواند زمینه‌سازِ گرایشِ دخترانِ کودک و نوجوان به حجاب باشد و هم به لحاظِ بصری و تصویرگری می‌تواند مؤثر باشد.</p>
<p>اما آیا در رسانهٔ مهمی چون کتاب این زمینه‌سازی ایجاد می‌شود؟ و بدتر از آن! آیا در فضای کلیِ تصویرگریِ کتابِ کودک، جریانی هرچند ناخواسته ضدِ احکامِ مربوط به حجاب وجود دارد یا خیر؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>حجاب‌های از سر اجبار!</strong></p>
<p>محتوای کتاب‌های کودک و نوجوان با موضوع حجاب به‌طور مجزا در یادداشتی دیگر باید بررسی شود، ولی شاید این موضوع در «تصویرگریِ» کتابِ کودک مهم‌تر باشد؛ زیرا در دورانِ قبل از مدرسه تأثیرگذاریِ تصویر برای دخترانِ خردسال خیلی زیاد است و حتی بعد از ورود به مدرسه و در دو سالِ منتهی به سنِ تکلیفِ دختران، می‌تواند برای کششِ بیش‌ترِ آن‌ها به مطالعه، مؤثرتر باشد. بنابراین مهم است که دختران در کتاب‌های داستان چه تصویری از زنان و دختران می‌بینند.</p>
<p>برای بررسیِ مختصرِ چگونگیِ تصویرِ دختران و زنان در کتاب‌های کودک تنها کافی است به یک کتاب‌فروشی از جمله کتاب‌فروشی‌های کانونِ پرورشِ فکری کودکان و نوجوانان یا فروشگاه‌های کتابِ شهر مراجعه کنید و سی تا چهل عنوان از کتاب‌های کودک را ورق بزنید&#8230;</p>
<p>وقتی کتاب‌های کودک با نویسنده‌هایی مطرح و معتبر در عرصهٔ ادبیاتِ کودک را تورق کنید، به انبوهی از تصاویری برمی‌خورید که در آن‌ها موی زنان و دختران حتماً از قسمتِ جلو و عقبِ روسری، مقنعه یا حتی شالِ طراحی شده در صفحاتِ کتاب، بیرون زده است؛ گویی تصویرگرانِ کتابِ کودک تصور می‌کنند که اگر موهای زنان و دخترانِ تصاویرِ داستان را از زیرِ روسری بیرون نکشند، حتماً مخاطبِ کودک خیال خواهد کرد که این زنان بی‌مو و کچل هستند!</p>
<p>اما این موضوع زمانی که به تفکر‌سازی می‌رسد خطرناک‌تر و مهم‌تر می‌شود؛ به این معنا که وقتی تصویرگر مثلاً در کتابِ «آی بچه‌ها بهداشت» نوشته <strong>منصوره یاراحمدی</strong> خانم دکترِ مهربانِ داستان را با مقنعه‌ای تصویر می‌کند که موهایش از زیرِ آن بیرون زده است، ناخودآگاه چه پیامی را به دخترِ خردسالِ مخاطبِ این کتاب، منتقل می‌کند؟</p>
<p>در کتاب‌های «نی‌نی کوچولو گل پسره، با خنده‌هاش دل می‌بره» نوشته <strong>ناصر کشاورز</strong>، «یاسمن نازنازی، پارک می‌ره وقت بازی» نوشته <strong>مهرداد دفاعی</strong>، «توپولی میاد تو قصه‌ها&#8230;» نوشته <strong>مریم شهبازی</strong>، مادرانِ کاردان و مهربانِ داستان حجابِ کامل که ندارند هیچ، با لب‌های قرمز و برجسته و صورتِ آرایش شده تصویر شده‌اند. آیا غیر از این است که دخترِ خردسالِ مخاطبِ این کتاب‌ها حالتِ طبیعیِ یک زنِ مسلمان را با آرایش و حجابِ نصفه نیمه و از سرِ اجبار، تلقی خواهد کرد؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>چه باید کرد؟</strong></p>
<p>البته در میانِ انبوهِ کتاب‌های کودکان، کتاب‌های کمی هم پیدا می‌شوند که در آن زنانِ تصویر شده، حجابِ کامل دارند. مثلاً کتاب «حسنی میای بازی کنیم؟» نوشته <strong>زرین رحیم بخش</strong> که آقای <strong>یوسف زبیدی</strong> تصویرگرِ آن بوده و در آن خانم معلمِ مهربان داستان دارای حجاب کامل است؛ یا مجموعه کتاب‌هایی که انتشارات <strong>انتظار مهر</strong> مشهد منتشر کرده و شرکتِ هنری <strong>آتی نگار</strong> تصویرگریِ آن‌ها را بر عهده داشته است یا مجموعه کتاب‌هایی که انتشاراتِ <strong>تک‌نوازِ حجاز</strong> مشهد منتشر کرده است و بیش‌ترِ آن‌ها محتوای مذهبی دارند.</p>
<p>اما باید قبول کرد که این نوع کتاب‌ها کم و محدود است یا در مکان‌های خاصی مانند بخشِ کودکان و نوجوانانِ انتشاراتِ آستانِ قدسِ رضوی یا مسجدِ جمکران و نمایشگاه‌های قرآن توزیع می‌شود.</p>
<p>حالا با این تفاسیر تکلیفِ خانواده‌های متدینی که دوست دارند فرزندان‌شان دوست‌دارِ کتاب و کتاب‌خوانی باشند، چیست؟ آیا آن‌ها باید تنها طیفِ خاصی از کتاب‌ها را با برای کودکانِ خود انتخاب کنند و از مواجه شدنِ فرزندان‌شان با کتاب‌های مخالف یا دارای موضع علیه مسائل اسلام، جلوگیری کنند؟</p>
<p>یا به دلیل این‌که با هیچ ممیزی نمی‌شود تصویرگرِ بی‌اعتقاد به حجاب را، مجبور به رعایتِ اصولِ اسلامی در تصویرگری‌هایش کرد، دائماً با خریدِ هر کتابی که با عقایدِ اسلامی هم‌خوانی ندارد، کودک را نسبت به بایدها و نبایدهای دین و هست و نیست‌های جامعه آگاه کنیم؟</p>
<p>شاید اصلاً مشکل از خود متدینین است که در دنیای مدرن به مسائلِ غیرِ مدرنی چون حجاب فکر می‌کنند و موضوعِ حجاب در تصویرگریِ کتابِ کودک را که امری پیشِ پا افتاده است، در میانِ موج گستردهٔ تهاجمِ فرهنگی علیهِ اعتقاداتِ دینی، جدی تلقی می‌کنند و سخت می‌گیرند! قضاوت با شما مخاطب عزیز سایت «خانه کتاب اشا» است.</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>6 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/357a20e8c56e69d6f9734d23ef9517e8?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>عباس آقا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5770/comment-page-1#comment-2260">2011-Jul-25</a></small>
							کاش عکس صفحات کتاب را می‌گذاشتید تا متن مستند و جذاب‌تر می‌شد!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/c147d6efb0b23dcbd36f721292581eac?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ایمان مطهری منش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5770/comment-page-1#comment-2261">2011-Jul-25</a></small>
							حق با شما است. ممنون از پیشنهادتان.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>احمد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5770/comment-page-1#comment-2291">2011-Aug-01</a></small>
							سلام
اوضاع از اين وخيم تر است .چند روز پيش كتاب كودكي به چشمم خورد كه در باره حاملگي مادر خانه بود با تصاويري نامناسب.زمستان پارسال هم در نمايشگاه كتاب كودك در تهران كتاب كودكي ديدم كه نحوه آرايش كردن مادر را شرح مي داد.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/c8c6c37a9fadf38d7d65fd1e52827afd?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>معصومه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5770/comment-page-1#comment-2357">2011-Aug-11</a></small>
							سلام
مطلب جالبي بود
واقعا همين طوره كه مي گين 
جالبه كه واسه خودمون هم عادت شده كه نقاشي خانم ها رو با موهاي بيرون زده بكشيم!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/882e0f92ef128cf989ee895618a2f328?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ریحانه پورشجاعی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5770/comment-page-1#comment-2369">2011-Aug-19</a></small>
							اگر بخواهیم دختران ما دوستدار کتاب باشند باید تمام ابعاد زندگی آنها را در نظر بگیریم و برای یک دختر مسلمان واقعی داستان بنویسیم و تصویرگری کنیم. دختر با حجابی که در خانه موهایش را شانه می کند و قبل از رفتن به میهمانی و مجلس عروسی از مادرش می خواهد او را نیز بیاراید. حجاب رکن اساسی زندگی مسلمانان را تشکیل می دهد اما اگر صرفا به حجاب توجه کنیم و بعد خودآرایی دختران _که مسئله ایست فطری _ را فروگذار کنیم رسما این کار خطیر را به عهده ی نااهلان آن قرار داده ایم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>الدوز:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5770/comment-page-1#comment-2406">2011-Aug-27</a></small>
							متاسفانه ما در حال طی کردن راهی هستیم که به قول دوستی غرب اگر عاقبتش را می دانست هرگز نمی رفت اما ما با علم به آن عاقبت اصرار داریم که بریم!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=5770"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/5770/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اِمِلی نوتومب به دنبال اشباحِ سرگردانِ پمپئی</title>
		<link>http://asha.ir/archives/5640</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/5640#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Jul 2011 15:09:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میهمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخاب سردبیر]]></category>
		<category><![CDATA[تیتر یک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل بیات]]></category>
		<category><![CDATA[املی نوتومب]]></category>
		<category><![CDATA[امیلی نوتومب]]></category>
		<category><![CDATA[ردای یونانی]]></category>
		<category><![CDATA[فردریش نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[ناگاساکی]]></category>
		<category><![CDATA[هیروشیما]]></category>
		<category><![CDATA[ژاک دریدا]]></category>
		<category><![CDATA[ژول ورن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=5640</guid>
		<description><![CDATA[ردای یونانی یک رمانِ کلاسیک با تعریف‌های خط کشیده شدهٔ آن نیست. همان‌طور که در مقدمهٔ کتاب هم آمده است، دربارهٔ طبقه‌بندیِ نوع اثر شاید اصلاً  به سختی بشود آن را رمان نامید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/Amélie-Nothomb2.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;width:99%" ><p>«این است، آری انتقام تنها همین است: بیزاری اراده از زمان، و آنچه در آن بوده است.»</p>
<p style="text-align: left;"><em>چنین گفت زرتشت، بخش دوم، دربارهٔ نجات، <strong>فردریش ویلهلم نیچه</strong>.</em></p>
<p style="text-align: left;">&nbsp;</p>
<p>شاید وقتی <strong>اَمِلی نوتومب</strong> نویسندهٔ بلژیکی تبارِ متولدِ ۱۹۷۶، در یکی از روزهای کسالت‌بارِ بین هفته که جلوی تلویزیونِ خانه‌اش لمیده بود و از سرِ بی‌حوصلگی مدام کانال عوض می‌کرد، ناگهان کلافه شد و به خودش آمد و دید که انگار تمامِ شبکه‌های عالم دارند دربارهٔ چیزهای مشابه برنامه پخش می‌کنند:</p>
<p>همه‌شان دربارهٔ بحران‌های سوخت، انرژی و محیط زیست، تصویرِ انفجارِ اتمیِ <strong>هیروشیما</strong> و <strong>ناگاساکی</strong>، جنگ بین گروه‌های حامی فیل‌های در حالِ انقراض و شیرهایی که دارند از گرسنگی دمِ خودشان را  می‌جوند، نیروگاه‌های هسته‌ای و چهره‌های سیاسیِ برافروخته پشتِ انبوهی از میکروفون‌ها، گرسنگیِ کودکانِ سیاه، جنگِ خرده گروه‌های مذاهبِ نوین بر سرِ تقدمِ تاریخی‌شان بر کرهٔ زمین، تصویرِ صف‌های طولانیِ زن و شوهرانی که برای تمدید یا فسخِ قراردادِ ازدواج‌شان به ردیف ایستاده‌اند و&#8230; خلاصه همین‌طور تصاویرِ در هم و بر همِ این‌گونه نشان می‌دادند&#8230;</p>
<p>در همین موقع حوصله‌اش سر رفت و تلویزیونش را خاموش کرد و برای مطالعه کتابی از <strong>ژاک دریدا</strong> با عنوان «اشباح مارکس» دست گرفت که در آن ذیلِ فصلی با عنوانِ «ازکارافتاده»، دریدا با نثری شاعرانه اشاره می‌کند:</p>
<p>«روزگار بلبشویی است. جهان به بد مسیری می‌رود. فرسوده شده است، اما دیگر فرسودگی‌اش به حساب نمی‌آید. دیرین سال یا تازه‌رس به آن شیوه دیگر به حساب نمی‌آید. جهان بیش از یک عصر و عمر است&#8230; آنچه در حالِ پیش آمدن است، در نهایت آشکار می‌شود؛ برای زمان رخ می‌دهد، در زمان رخ نمی‌دهد. سوءِ اتفاق. روزگارِ بلبشویی است. کلامِ نمایشی، کلامِ هملت در برابرِ صحنِ جهان، صحنِ تاریخ، صحنِ سیاست. محورِ عصر افتاده است هر چیز که با زمان می‌آغازد، به نظر نامراد، ناعادلانه، ناسازگار می‌آید&#8230;»</p>
<p>از خواندنِ دریدا چیزِ دقیقی دستگیرش نشد و باز حوصله‌اش سر رفت. اشباحِ مارکس را برای خودشان رها کرد و کتابِ دیگری را روی میزِ کارش پیدا کرد که نه نامِ نویسنده‌اش معلوم بود نه خودش یادش می‌آمد کِی و اصلاً برای چه چنین کتابی را تهیه کرده است؟</p>
<p>شاید نامِ کتاب وسوسه‌اش کرد: «چه کسی از عاقبتِ شهروندانِ پمپئی خبر دارد؟» برش داشت. روی تختش دراز کشید و شروع کرد به خواندن، اما هنوز چند صفحه از آن را هم نخوانده بود که پشتِ پلکش سنگینی کرد و خلاصه خوابش برد. در عالم خواب بود گویا که از خودش پرسید: اگر روزی در جهان تنها یک قدرتِ سیاسیِ مطلق، عنانِ کارِ بشر را در دست بگیرد چه خواهد شد؟</p>
<p>ناگهان ایدهٔ «ردای یونانی» از خاطرش گذشت و در همان حال که از خواب پرید، تصمیم گرفت گفتگوی بلندی بنویسد از نویسنده‌ای که نمایندهٔ همان قدرتِ قاهرِ سیاسی در سالِ ۱۹۹۵ میلادی او را از رویِ تختِ بیمارستان و پس از یک عملِ جراحی ربود و در سالِ ۲۵۸۰ میلادی احضار کرد!</p>
<p>می‌گویند هر نویسنده داستانِ نسلِ خودش را می‌نویسد. نوتومب، در ژاپن به دنیا آمده و در چندین کشورِ دنیا از جمله کشورهای آسیایی و آمریکا نیز زندگی کرده و در هفده سالگی به وطنِ پدریِ خود باز گشته است.</p>
<div id="attachment_5641" class="wp-caption alignright" style="width: 122px"><a rel="attachment wp-att-5641" href="http://asha.ir/archives/5640/82rxz8dt"><img class="size-full wp-image-5641" title="82rxz8dt" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/07/82rxz8dt.jpg" alt="تصویر جلد کتاب ردای یونانی" width="112" height="171" /></a><p class="wp-caption-text">تصویر جلد کتاب</p></div>
<p>سال‌های شکل‌گیریِ شخصیت و درکِ تجربه‌های تأثیرگذار برای او، در ملت‌ها و فرهنگ‌ها و اقلیم‌های متفاوت بوده است؛ از این‌رو می‌شود گفت نوتومب یک جهان‌وطن است و این را از علایقش به فرهنگ و زبان‌های شرقی از جمله زبانِ فارسی و آثارِ کلاسیکِ ادبیاتِ ما که در جای جایِ کتاب از آن یاد می‌شود، به‌خوبی می‌توان فهمید.</p>
<p>انگار او به نمایندگی از خیلی از هم‌سن و سال‌هایش در سراسرِ جهان، دغدغه‌های ایشان دربارهٔ سرانجامِ جهان و آینده را، به تصویر کشیده است. نمایندهٔ قدرتِ قاهر، <strong>سلسیوس</strong> نام دارد. انتخابِ نمادینِ این نام برای نماینده بودنِ تنها قدرتِ قاهرِ سیاسیِ جهان، کنایه‌ای است به اهمیتِ جایگاهِ انرژی در استراتژیِ قدرت‌های برترِ جهانِ کنونی.</p>
<p>تأکید بر عنصرِ انرژی و جایگزین‌های تازه برای آن در قرونِ آینده، در رمان بسیار زیاد به چشم می‌خورد. ممکن است این نکته دو وجه داشته باشد: یکی بازتابِ نگرانیِ جامعهٔ جهانی از بحرانِ آیندهٔ جوامعِ انسانی و دیگری نگرانیِ شخصیتِ نویسنده در رمان دربارهٔ این موضوع در آستانهٔ سدهٔ بیست و یکم. این نگرانی شاید بزرگ‌ترین دغدغهٔ نسل ما که هم سن و سال‌های نوتومب هستیم و آیندگان ما نیز باشد.</p>
<p>ردای یونانی یک رمانِ کلاسیک با تعریف‌های خط کشیده شدهٔ آن نیست. همان‌طور که در مقدمهٔ کتاب هم آمده است، دربارهٔ طبقه‌بندیِ نوع اثر شاید اصلاً  به سختی بشود آن را رمان نامید.</p>
<p>اما جدای از این که کلیتِ اثر و حرفی که کتاب می‌خواهد بزند، ارتباطِ چندانی به رمان، نمایشنامه یا هر قالبِ دیگر ندارد، می‌شود گفت نوتومب در این «فراداستان» سعی کرده است عرصهٔ جدیدتری از رمانِ مدرن را با قابلیت‌های تازه و البته سخت و توان‌فرسا در نگارشِ آن به خواننده‌اش عرضه کند. او در این اثر با تمامِ توان سعی می‌کند پوچی و انتزاعِ مواجههٔ شخصیتِ نویسنده با نمایندهٔ قدرتِ مطلق و تصمیم‌های او دربارهٔ آیندهٔ جهان را بازنمود کند.</p>
<p>ساختارِ رواییِ اثر نیز شایانِ توجه است: انتخابِ قالبِ گفتگو برای چنین موضوعی هوشمندانه بوده است چرا که اگر چنین نمی‌کرد  و از عنصرِ توصیف در پیش‌بردِ ماجرا بیش‌تر استفاده می‌کرد، با یک رمانِ نوجوانانه و البته کسالت‌بار مواجه بودیم، یا در بهترین حالت خواندنِ ردای یونانی ما را به یادِ پیش‌بینی‌های <strong>ژول</strong><strong> </strong><strong>ورن</strong> در رمان‌هایش دربارهٔ آینده می‌انداخت.</p>
<p>اما او با هوشمندیِ تمام از هر گونه شرح و توصیفِ فضا و مکانِ وقوع چنین داستانی می‌پرهیزد و تنها به نگارشِ گفتگوها می‌پردازد. البته گفتگونویسی در این سطح و با این حجم، خود کارِ توان‌فرسا و سنگینی برای یک رمان‌نویسِ نه‌چندان پرتجربه به حساب می‌آید که اغلبِ نویسندگان از آن می‌پرهیزند، اما نوتومب دو شخصیت را در خلأِ لامکان قرار می‌دهد و اصلِ حرفش را در انتزاعِ کامل بیان می‌کند.</p>
<p>ردای یونانی را می‌شود یک رمان فلسفی-سیاسی دانست. این نکته علاوه بر آن‌که در درونمایهٔ اثر وجود دارد، در تعدادِ شخصیت‌های اثر و نیز در نوعِ نام‌گذاری آن‌ها به خوبی دیده می‌شود: نویسنده نامی ندارد، هر نامی برای او شاید زنده‌کنندهٔ مفهومی می‌شد که ذهن را به بیرون از نویسنده بودنِ شخصیت به مفهومِ عامِ آن پرتاب می‌کرد. نمایندهٔ قدرتِ قاهر نیز نامی کاملاً استعاری و با کارکردی نمادین دارد که در اولین برخورد ذهن را به همان دغدغهٔ مواج در سراسرِ اثر: «انرژی» راهنمایی می‌کند.</p>
<p>نویسنده با به حداقل رساندنِ تعدادِ شخصیت‌ها سعی کرده است خواننده را به اتفاقِ اصلی و پیامِ اندیشمندانهٔ اثر تمرکز بدهد. نوتومب در شخصیت‌پردازیِ خود از همان کلیشه‌های آشنا در حافظهٔ خوانند‌گانش استفاده کرده است:</p>
<p>ـ یک مأمورِ تیزهوشِ خشکِ بی‌احساس و بی‌اندازه منطقی که به صورتِ کاملاً ماشین‌گونه‌ای از مافوقِ خود تبعیت می‌کند،</p>
<p>ـ یک نویسندهٔ تلخ‌کام و مشکوک و پرخاش‌گر که قرار است در سرتاسرِ اثر نمایندهٔ نوعِ انسان و به‌ویژه نمایندهٔ روشنفکرانِ کرهٔ زمین باشد، با همان دغدغه‌های معروفِ چه بر سرِ اخلاق و عشق و انسان و فقر و جهانِ سومی‌ها و چه و چه خواهد آمد.</p>
<p>کلیشهٔ مأمورِ ماشین‌مسلک آن‌جا به اوج می‌رسد که هر جا منطقِ خشک و خشنِ او در برابرِ نویسنده؛ این موجودِ پرسش‌گر، ضعیف می‌شود، به سادگی از فشار و زور بهره می‌گیرد و سلسیوس هر جا جوش می‌آورد عملِ جدیدی که در ذهنِ خواننده، نو یا دستِ کم ناآشنا باشد، از او سر نمی‌زند.</p>
<p>اما آنچه اثر را از سقوط در ورطهٔ یک کتابِ خسته‌کننده و کش‌دار نجات داده است، پایان‌بندیِ اثر و بر بسترِ رویا قرار دادانِ کلِ ماجرا است؛ در یک کلام، می‌شود گفت ردای یونانی، گفتگوی بلند بالایِ دو نیم‌کرهٔ چپ و راستِ مغزِ شخصیتِ نویسنده در رمان است؛ گفتگوی خودآگاه و ناخودآگاهش با هم؛ گفتگوی <strong>کرئون</strong> شاه با <strong>آنتیگونه</strong> بر سرِ پذیرفتنِ مسئولیتِ آیندهٔ جهان.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=5640"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/5640/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از بدبینی مصباح تا خوش‌بینی رهبر</title>
		<link>http://asha.ir/archives/5046</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/5046#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Jun 2011 08:36:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ایمان مطهری منش</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله بهشتی]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله خامنه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله مطهری]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جلال‌الدین فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[حسینیه ارشاد]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر علی شریعتی]]></category>
		<category><![CDATA[ساواک]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمود دعائی]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمحمود دعایی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید بهشتی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید مرتضی مطهری]]></category>
		<category><![CDATA[ناصر میناچی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=5046</guid>
		<description><![CDATA[«جریان‌ها و سازمان‌هایِ مذهبی-سیاسیِ ایران» کتابِ خوب و پُر سر و صدایی است. این را از واکنش‌های مختلف به مطالبش می‌شود دریافت. بخشی از این پُر سر و صدایی که گاه جریانک‌هایی هم برساخته است، مدیونِ موضوعِ آن است و بخشی دیگرش از ریزبینی و دقتِ نویسنده‌اش برآمده است. به هرحال، «خانهٔ کتابِ اشا» اعتقادش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/jaryaanha-shariati-jafarian.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;" ><p>«جریان‌ها و سازمان‌هایِ مذهبی-سیاسیِ ایران» کتابِ خوب و پُر سر و صدایی است. این را از واکنش‌های مختلف به مطالبش می‌شود دریافت. بخشی از این پُر سر و صدایی که گاه جریانک‌هایی هم برساخته است، مدیونِ موضوعِ آن است و بخشی دیگرش از ریزبینی و دقتِ نویسنده‌اش برآمده است. به هرحال، «خانهٔ کتابِ اشا» اعتقادش به خوبیِ این کتاب را با <a href="http://asha.ir/archives/4742" target="_blank">پیشنهاد کردنِ آن به مخاطبان</a> نشان داده است.</p>
<p>آن‌چه امروز می‌نویسم، حرفِ تازه‌ای دربارهٔ خوبی یا بدیِ این اثرِ <strong>رسولِ جعفریان</strong> نیست. امروز می‌خواهیم چاپِ نهمِ این کتاب را ورق بزنیم و به صفحاتِ نسبتاً پرحجمِ «شریعتی» برسیم. پُرحجمیِ صفحاتِ مربوط به دکتر <strong>علی شریعتی</strong> در کتابِ جریان‌ها و سازمان‌هایِ مذهبی-سیاسیِ ایران، پیش از هر چیز اهمیتِ رویدادهایِ مرتبط با این معلمِ فقید را نشان می‌دهد؛ رویدادهایی که همواره پیش و پس از انقلابِ اسلامی از سویِ افرادِ مختلف محلِ بحث و حتی کتک‌کاری بوده است.</p>
<p>عده‌ای شریعتی را اسلام‌شناسی روشن‌بین می‌دانند و عده‌ای دیگر او را مسلمانی شاعرمسلک می‌خوانند. کثرتِ دیدگاه‌ها دربارهٔ شریعتی در بینِ بزرگانِ سیاسی و مذهبیِ ایران بیش از آن است که بتوان در این‌جا همه‌شان را آورد. اگر خواهانِ دانستنِ بخشِ اعظمِ آن‌ها هستید، بهتر است به کتابِ جنابِ جعفریان رجوع کنید.</p>
<p>پیش‌تر، اهالیِ خانهٔ کتابِ اشا از ناممکن بودنِ روایتِ بی‌طرفانهٔ تاریخ <a href="http://asha.ir/archives/4601" target="_blank">گفته‌اند</a>. از همین رو است که نمی‌توان جریان‌ها و سازمان‌های&#8230; را اثری کاملاً بی‌طرف دانست. البته، جعفریان محققی سالم و عالِم است و خود در ابتدایِ اثر بر صداقت و رعایتِ انصاف در تاریخ‌نگاری تأکید می‌کند و می‌نویسد: «به باورِ نویسنده، اگر کسی از گروهی خوشش نمی‌آید دلیلِ آن نمی‌شود که در کارِ تاریخ‌نگاری سهمِ آن گروه را موردِ غفلت قرار دهد.» از این جهت، می‌توان جعفریان را بی‌حب و بغض دانست. اگر این‌طور باشد و او توانسته باشد بدونِ هیچ احساساتی تاریخ را مرور کند، پس به مثالی نقض برایِ ادعایِ «تاریخ‌نگارِ بی‌طرف نداریم» رسیده‌ایم.</p>
<p>قوانینِ هستی تغییر نمی‌کنند. انگار بی‌طرف نبودنِ تاریخ‌نگاران هم جزئی از قوانینِ هستی است. حتی رسولِ جعفریان هم در بخش‌هایی از اثرش، دچارِ احساسات شده است. بروزِ احساسات، به ویژه در صفحاتِ مربوط به دکتر علیِ شریعتی نمود دارد. شاید بخشی از این نگاهِ احساسی، معلولِ موضع‌گیریِ صنفیِ نویسنده باشد.</p>
<p>به هرحال او در کسوتِ روحانیت است و همه می‌دانند که شریعتی گاه در نقدِ روحانیت آن‌چنان جدیت به خرج داده که به بی‌رحمی نزدیک شده است. این بی‌رحمی از رویِ محبت است یا عناد؟ شواهدی که جعفریان در کتابش ارائه می‌کند به خوبی گویایِ علاقهٔ شریعتی به روحانیت است، اما مرورِ این شواهد و نقلِ آن‌ها از جانبِ نویسنده باعث نمی‌شود که او را با یک قولِ ناموثق معرفی نکند. این نقلِ قول‌ها معمولاً با سندِ غیرِ قابلِ استنادِ «العهدة علی الراوی» نشان‌دار شده‌اند. نمونه‌ای از این نقل‌ها در صفحهٔ ۵۷۰ چاپ نهم و ۵۹۱ از همین چاپ آمده است.</p>
<p>مرورِ دیدگاه‌ها و نظرات دربارهٔ شریعتی، در کتابِ جریان‌ها و سازمان‌های&#8230; به مددِ حاشیه‌نگاری‌ها و اضافاتِ اشخاص کامل شده است. نویسنده در مقدمهٔ کتاب، سبکِ اثرش را «تاریخ‌نگاریِ فرهنگی» معرفی می‌کند. شاید تاریخ‌نگاریِ فرهنگی در نظرِ نویسنده با تاریخ‌نگاریِ ژورنالیستی مترادف بوده است؛ چرا که استناد به «العهدة علی الراوی» و کنارِ هم چیدنِ قول‌های اشخاص، سبکِ گزارش‌نویسیِ مجله‌ای را پیشِ چشم‌مان می‌آورد. با این وصف، اگر اشخاصِ مشهور و مطرحِ تاریخی به چاپ‌هایِ پیشینِ کتابِ آقایِ جعفریان انتقاد نمی‌کردند و بر آن حاشیه نمی‌نوشتند، شاید جریان‌ها و سازمان‌های&#8230; هیچ‌وقت از یک پروندهٔ ژورنالیستی پا فراتر نمی‌گذاشت.</p>
<p>شاید تکاملِ تدریجیِ مستنداتِ کتابِ جریان‌ها و سازمان‌های&#8230; از نظرِ برخی یک نقصِ مهم قلمداد شود. اگر این کتاب را به چشمِ یک اثرِ تاریخی نگاه کنیم و انتظارِ یک تاریخ‌نگاریِ تحقیقی داشته باشیم، باید با این برخی موافقت کرد. اما می‌توان جورِ دیگری به کتابِ جعفریان روی آورد. این جورِ دیگر، همان نگاهِ ژورنالیستی است. در این حال، باید از صاحب‌نام‌هایی چون آیت‌الله <strong>خامنه‌ای</strong>، <strong>جلال‌الدین فارسی</strong>، <strong>ناصرِ میناچی</strong>، سید <strong>حمید روحانی</strong> و&#8230; بابتِ نقدِ کتابِ جریان‌ها و سازمان‌های&#8230; و تعریض به آن متشکر بود؛ چون به تکاملِ این اثر کمک کرده‌اند.</p>
<p>هرچند دیدگاه‌هایِ مختلف دربارهٔ شریعتی در این کتاب آمده است، خواننده در پایانِ بخشِ شریعتی بینِ قضاوت دربارهٔ خوبی و بدیِ او معلق می‌ماند. در این کتاب، نقدهایِ تندِ مرحوم آیت‌الله <strong>مطهری</strong> دربارهٔ شریعتی نقل شده است و گاه نمونه‌هایی از طعن‌هایِ به شدت عصبیِ ایشان به دکتر نیز آمده است. (مثلاً نگاه کنید به صفحهٔ ۵۸۴، پاراگرافِ آخر و استفادهٔ مرحوم مطهری از تعبیرِ «مرحوم» برایِ شریعتی، درحالی‌که که وی هنوز زنده بوده است!) در مقابل، نگاه‌هایِ متعادلِ بزرگانی چون آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله <strong>بهشتی</strong> نیز مرور شده است؛ تا آن‌جا که به موضوعِ شکراب شدنِ رابطهٔ مطهری و بهشتی به خاطرِ اختلاف بر سر شریعتی اشاره شده است. (نگاه کنید به پانوشتِ اول از صفحهٔ ۵۹۱).</p>
<p>شاید این ابهام در قضاوت، به خاطرِ مه‌آلودگیِ رفتارهایِ شریعتی باشد. مه‌آلودگی‌ای که در آن طرفداری و محبتِ شدید به روحانیت دیده می‌شود (مثلاً نگاه کنید به خاطره‌ای که در صفحهٔ ۵۸۷ از قولِ آقایِ <strong>مهدویِ راد</strong> نقل شده است) و در عینِ حال، تزِ اسلام منهایِ روحانیت از سویِ او مطرح می‌شود.</p>
<p>مخاطب می‌تواند با نظریهٔ آیت‌الله خامنه‌ای موافق باشد و بگوید: «به نظرِ من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجودِ نقاطِ مشترکِ خود با دستگاه مانندِ ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را دربارهٔ خود به طمع بیندازد و در واقع آن‌ها را فریب دهد و موفق شد. شاکلهٔ او با نوکریِ ساواک سازگار نبود.»</p>
<p>یا می‌تواند مثلِ امام <strong>خمینی</strong> رضوان الله تعالی علیه، هرگز اظهارنظرِ مستقیم و روشن دربارهٔ شریعتی نکند. اما حتی اگر شریعتی از نگاهِ امام را باور کنیم، نقدهایِ محتوایی (و نه شخصی و با کنایه) را با نقدِ نقادی‌هایِ تندروانه توأمان می‌بینیم. امام در مراحلِ مختلف، برخی نظراتِ شریعتی را بدونِ نام بردن از او نقد می‌کند و در جایی دیگر، دربارهٔ نگاهِ مثلاً آیت‌الله <strong>مصباحِ یزدی</strong> به شریعتی می‌گوید: «این بزرگوار -یعنی مصباح- به آدم و عالم بدبین است.» (نقل از حجت‌الاسلام دعایی، صفحهٔ ۶۰۹ کتاب).</p>
<p>به هرحال، شاید آن‌چه در این کتاب دربارهٔ شریعتی آمده است، منصفانه‌ترین و جامع‌ترینِ دیدگاه‌ها و نگاه‌ها باشد. قضاوت در نهایت با خواننده است؛ اگر خود را لایقِ قضاوت می‌داند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>حاشیه:</strong></span> <a href="https://profiles.google.com/kaaf.alef/posts/4MEdFRULUYW#kaaf.alef/posts/4MEdFRULUYW" target="_blank">بحثی دربارهٔ این مطلب را در گوگل‌باز دنبال کنید</a></p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b85c19c2c74fd9f180aa31fa3ed52682?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مجید دائی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/5046/comment-page-1#comment-2297">2011-Aug-02</a></small>
							برادر تیترت مناسب نیست...
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=5046"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/5046/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دسته‌جمعی کف زدن برایِ هنر!</title>
		<link>http://asha.ir/archives/4713</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/4713#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jun 2011 20:12:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میهمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[حسین قنادیان]]></category>
		<category><![CDATA[رضا رسولی]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان بسیج هنرمندان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر برای حقیقت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=4713</guid>
		<description><![CDATA[این روزها در میان تازه‌های بازار نشر و در میان کتب هنری اثری با عنوان «هنر برای حقیقت» به اهتمام رضا رسولی، منتشر شده است. نویسندگانِ این کتاب خود را به نوعی تبیین‌کنندهٔ راهبردی می‌دانند که دو سال پیش رهبرِ انقلاب در دیدار با عواملِ یک سریالِ تلویزیونی آن را مطرح کرد اما همچنان مغفول [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/honar-baraye-haghighat.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;" ><p><strong></strong>این روزها در میان تازه‌های بازار نشر و در میان کتب هنری اثری با عنوان «هنر برای حقیقت» به اهتمام <strong>رضا رسولی</strong>، منتشر شده است. نویسندگانِ این کتاب خود را به نوعی تبیین‌کنندهٔ راهبردی می‌دانند که دو سال پیش رهبرِ انقلاب در دیدار با عواملِ یک سریالِ تلویزیونی آن را مطرح کرد اما همچنان مغفول مانده است.</p>
<p>با نگاهی به عناوین، محتوا و اسامی‌ای که در فهرست و ابتدای کتاب دیده می‌شود به سادگی می‌توان دریافت محتوای کتاب کاملاً در حیطهٔ هنرِ متعهد و انقلابی است و در این میان تنها به نقلِ مطلب از شخصیت‌های محدود به این عرصه بسنده نشده است.</p>
<p>کتاب با حمایتِ سازمانِ بسیجِ هنرمندان و تحت نظر دکتر <strong>حسین قنادیان</strong> –رئیسِ این سازمان- منتشر شده است. لوگوی سازمانِ مذکور در پشتِ جلدِ کتاب درج شده و در شناسنامهٔ ابتدایی نیز آمده است که طراحی و تولیدِ آن بر عهدهٔ امور ارتباطات و بین‌المللِ سازمانِ بسیجِ هنرمندان بوده است.</p>
<p>با این اوصاف و قدری تورقِ کتاب می‌بینیم که این اثر مثل بسیاری از نمونه‌های مشابه صرفاً یک حرکتِ شخصی و جرقه‌ای در میان خیلِ کارهای دیگر در جبههٔ فرهنگ و هنرِ انقلاب نیست. همچنین یک کارِ سفارشی و برون‌سپاری‌شده که کابردِ اصلی‌اش صرفِ بودجه و پر کردنِ بیلان‌ها باشد به نظر نمی‌رسد. بلکه حرکتی حساب‌شده است که بر اساسِ نیازسنجی‌های به‌روز و با صرفِ یک ارادهٔ سازمانی انجام گرفته است. اصلِ این حرکت از سوی بسیجِ هنرمندان ارزشمند است اگرچه به فرم و نحوهٔ پردازشِ موضوعِ کتاب نقدهایی وارد است.</p>
<p>ساختارِ کتاب بر این مبناست که نظر اشخاصِ مختلفِ مرتبط به فضای هنر را دربارهٔ تعبیر «هنر برای حقیقت» جویا شده و آن‌ها را جمع‌آوری کرده است. نقلِ نظرها نیز در جای جایِ کتاب طی قالب‌های متنوعی طرح شده است.</p>
<div id="attachment_4714" class="wp-caption alignleft" style="width: 180px"><a rel="attachment wp-att-4714" href="http://asha.ir/archives/4713/mohammad-mahdi-shaikh-sarraf" target="_blank"><img class="size-full wp-image-4714 " title="mohammad-mahdi-shaikh-sarraf" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/06/mohammad-mahdi-shaikh-sarraf.jpg" alt="محمدمهدی شیخ‌صراف" width="170" height="128" /></a><p class="wp-caption-text">منتقد: محمدمهدی شیخ‌صراف</p></div>
<p>به نظر می‌رسد تیمِ نگارندهٔ کتاب بیش از هر چیز به دنبالِ جمع‌آوریِ مجموعه‌ای پر از نام‌ها و نظراتی بوده است که از هر لحاظ متنوع باشد. این تنوع‌محوری هم در شکلِ مطالب در انواعِ قالب‌های میز گرد، مصاحبه، خبر، یادداشت و مقاله و هم در تضاربِ آرا و نظرخواهی از شخصیت‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. البته این رویکرد که بیش‌تر مطبوعاتی به نظر می‌رسد تا علمی، در بخش‌هایی به توفیقِ کتاب در پرهیز از یک‌نواختی و خسته نشدنِ مخاطب کمک کرده اما باعثِ عمیق شدنِ محتوای آن نشده است.</p>
<p>اما این «جمع‌آوری» در هیچ جای کتاب تبدیل به «جمع‌بندی» نشده و این بزرگ‌ترین نقصِ «هنر برای حقیقت» است؛ زیرا سطح آن را از اثری که می‌توانست منبعِ درسیِ دانشگاهی باشد، به یک ویژه‌نامهٔ تخصصیِ مطبوعاتی تنزل داده است، چون محتوای درج شده از مهم‌ترین اتفاقی که ممکن بود برای آن بیفتد دور مانده است و این اتفاق همان استخراجِ محورهای مشترک و شاخصه‌های قابلِ اتکا از میانِ نظراتِ بیش از پنجاه هنرمند است.</p>
<p>آرا و نظریاتِ جمع آوری شده در نهایت باید با جمع‌بندی به تدوینِ یک نظریه، راهبرد یا الگوی منسجم می‌رسید که بتواند مورد رجوع و استفاده‌های بعدی قرار بگیرد اما این جمع‌بندی در هیچ جای کتاب دیده نمی‌شود و مهم‌ترین علتِ آن نداشتنِ یک روش‌شناسیِ علمی در تدوینِ کتاب است.</p>
<p>سوابق رضا رسولی نشان می‌دهد که یک داستان‌نویسِ توانا با چندین کتاب و یک مدیرِ میانیِ دولتی با سوابق رسانه‌ای است، اما به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از این‌ها و حتی مدرک کارشناسی ارشدِ حقوق نتوانسته است به وی در پیدا کردن یک روش‌شناسیِ علمی برای تدوینِ جدیدترین کتابش کمک کند؛ روش‌شناسی‌ای که با وجودِ تمام زحماتی که صرفِ تدوینِ کتاب شده است، نه تیمِ مطبوعاتیِ پدید‌آورنده‌اش به آن توجه کافی داشته‌اند، نه سرپرست این تیم، وگرنه کتاب از آن چیزی که هست ارزشِ بسیار بیش‌تری پیدا می‌کرد.</p>
<p>در این حال، به نظر می‌رسد «هنر برایِ حقیقت» به تشویقِ دسته‌جمعیِ یک دیدگاه شبیه است، نه اثری تبیین‌کننده و علمی دربارهٔ یک موضوعِ مهم.</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=4713"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/4713/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنی در زمین موراکامی</title>
		<link>http://asha.ir/archives/4621</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/4621#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 May 2011 09:14:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میهمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[انتشارات ققنوس]]></category>
		<category><![CDATA[جواد جزینی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کسی برای قاطر مرده گریه نمی‌کند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=4621</guid>
		<description><![CDATA[در داستان «سرباز و قمقمهٔ خالی» (که عنوانش آدم را یاد داستانِ «سنگر و قمقمه‌هایِ خالیِ» بهرام صادقی می‌اندازد) یک سرباز از قرارگاهی نگهبانی می‌دهد که در دل بیابان است و تنها یک سرگروهبان دارد. دختری از آن‌جا عبور می‌کند و سرباز از او می‌پرسد: «داری می‌ری از چشمه آب بیاری؟» اگر سرباز دختر را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/453.jpg.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;" ><p>در داستان «سرباز و قمقمهٔ خالی» (که عنوانش آدم را یاد داستانِ «سنگر و قمقمه‌هایِ خالیِ» <strong>بهرام صادقی</strong> می‌اندازد) یک سرباز از قرارگاهی نگهبانی می‌دهد که در دل بیابان است و  تنها یک سرگروهبان دارد. دختری از آن‌جا عبور می‌کند و سرباز از او  می‌پرسد: «داری می‌ری از چشمه آب بیاری؟» اگر سرباز دختر را می‌شناسد که از  داستان همین برمی‌آید، با دیالوگ‌هایی که معلوم می‌کند سرباز از منطقه هیچ  خبری ندارد، نباید اتفاقِ دیدارشان را یک تصادف تلقی کرد.</p>
<p><span id="more-4621"></span>«کسی برایِ قاطرِ مرده گریه نمی‌کند» مجموعه داستانی کوتاه است که چند داستانِ کوتاهِ کوتاه هم به آن افزوده‌اند. در کل، ۱۵ داستان در این کتابِ <strong>محمدجواد جزینی</strong> آمده است.</p>
<p>اولین چیزی که نظرِ مرا جلب کرد وجود چند داستانک یا همان داستانِ کوتاهِ کوتاه در میان داستان‌های با تعدادِ صفحات مختلف بود. این نکته به ذهنم تداعی شد که نویسنده برای فراهم کردنِ تعداد صفحاتی که بشود به آن کتاب گفت و سپردنِ آن به دستِ چاپ، هر چه در چنته داشته عرضه کرده است. و بی‌شک در چنین مواقعی باید چشم به راهِ داستان‌های بی‌محتوا و کم‌ارزش نیز بود.</p>
<p>این برای نویسنده ضعفِ بزرگی است که در یک مجموعه داستان، ریتمِ موضوعیِ داستان‌ها را در مد نظر نگیرد و داستان‌ها را با هر محتوا و هر اندازه قدرتِ ساختاری و نوشتاری، در یک کتاب گرد بیاورد. در کتابِ مذکور ما عملاً با انواع راوی‌ها، انواع فضاها، انواع زاویه دیدها و&#8230; روبه‌رو هستیم که تقریباً در تک‌تکِ داستان‌ها تغییر می‌کنند.</p>
<p>در سه داستانِ اول، نویسنده با بیانِ یکی دو استثنا و نگاهی جانب‌دارانه و با زاویهٔ دیدِ اول شخص و دخالتِ راوی، خواسته است مخاطب به جنگ نگاهی متفاوت داشته باشد، یا به عبارتی خواسته در خواننده نگاهی ضدِ جنگ ایجاد کند. داستانِ اول که نامِ عنوان کتاب را دارد به ردیف قاطرهایی اشاره می‌کند که زیرِ بارِ مهماتِ جنگی خسته شده‌اند. از طرفی رفتار و بیش‌تر از آن گفتارِ سرگروهبانی را داریم که تکیه‌کلامش «کره خر» است. پای یکی از قاطرها می‌شکند، اما گروهبان می‌خواهد او را راهی کند. وقتی از او ناامید می‌شود، بارها را باز می‌کند و او را روی برف‌ها به پایین سُر می‌دهد. و اشاره می‌کند که بارها را بردارید.</p>
<p>در جنگی که ما این همه ایثارگری‌ها، رشادت‌ها و شهادت‌ها داشته‌ایم، راوی با بیانِ یک استثنا به دل‌سوزی برای یک قاطر برخاسته و خواسته است نگاه خواننده را نسبت به مقولهٔ جنگ مخدوش کند.</p>
<p>نویسنده در داستانِ کوتاهِ چهارم «یک شب در خانهٔ پری، نوهٔ دختری نایب‌السلطنه» با آوردنِ چند عکسِ قدیمی و بازگوکردنِ چند خاطره از زبانِ راویِ اول‌شخص، ما را با خاطراتِ <strong>پری </strong>آشنا می‌کند. این خاطرات، همه به ابهتِ زمانِ شاهنشاهی و خفتِ اکنون اشاره می‌کند؛ آن هم به خاطر این‌که نایب‌السلطنه که از نزدیکانِ دربار بوده است، انقلاب را قبول نکرده و به شاه وابسته مانده است. به زعمِ نویسنده لابد این شخص باید بعد از انقلاب هم به عنوانِ مخالف در بهترین موقعیت قرار می‌گرفت. نویسنده با اشاره به خاطراتِ این دختر، خواسته است چهرهٔ انقلاب را منفی جلوه بدهد.</p>
<p>در هرچهار داستانِ اول، موضوعِ اصلیِ داستان کلیت ندارد و بر مبنای استثنا بنا شده است و این باعث شده که مخاطب هم‌ذات‌پنداری نداشته باشد. در چنین مقوله‌هایی باید بسیار در لفافه و بسیار هنرمندانه وارد عرصه شد و مخاطب را یک عامیِ ساده فرض نکرد.</p>
<p>اما در داستان‌های دیگرِ کتاب، با فراوانیِ موضوع روبه‌رو می‌شویم. نویسنده دیگر وحدت موضوع را رعایت نکرده و تقریباً به هر موضوعی پرداخته است و در نتیجه این ذهنیت در مخاطب ایجاد می‌شود که نسبت به مسئلهٔ خاصی دغدغه ندارد و فقط خواسته است داستان بنویسد. نپرداختنِ مناسبِ داستان‌ها، دیالوگ‌های بسیار تکراری و کلیشه‌ای، فضاهای باورنکردنی، قاطی بودن داستان‌های کوتاه و کوتاهِ کوتاه با همدیگر، غلط‌های املایی، دیدنِ ردپای آثار بزرگان به صورتِ مشهود در داستان‌ها (که معلوم می‌شود نویسنده تحتِ تأثیرِ خواندنِ کتابی این داستان را نوشته است) و مسائلی از این قبیل جزء ضعف‌های مشهودِ این کتاب است که برای آن‌ها مثال‌هایی از متن کتاب می‌آورم:</p>
<p>در داستان «سرباز و قمقمهٔ خالی» (که عنوانش آدم را یاد داستانِ «سنگر و قمقمه‌هایِ خالیِ» <strong>بهرام صادقی</strong> می‌اندازد) یک سرباز از قرارگاهی نگهبانی می‌دهد که در دل بیابان است و تنها یک سرگروهبان دارد. دختری از آن‌جا عبور می‌کند و سرباز از او می‌پرسد: «داری می‌ری از چشمه آب بیاری؟» اگر سرباز دختر را می‌شناسد که از داستان همین برمی‌آید، با دیالوگ‌هایی که معلوم می‌کند سرباز از منطقه هیچ خبری ندارد، نباید اتفاقِ دیدارشان را یک تصادف تلقی کرد. برخوردِ دختر با یک سرباز که دارند همهٔ جزئیات را برای هم توضیح می‌دهند، نشان می‌دهد که این‌ها با هم از قبل آشنا نبوده‌اند. آیا عجیب نیست که در کنارِ یک قرارگاه، دختری با دامن بلند و ظاهرِ روستایی، در حالی که دبهٔ خالی آب به دست دارد، گرم و صمیمی با یک سرباز به صحبت بایستد؟</p>
<p>در داستانِ «زنی با کفش‌های پاشنه‌بلند» فضایی درست مثل داستانِ «سگِ کوچک آن زن در زمین» از <strong>هاروکی موراکامی</strong> را شاهدیم. فضایی در یک هتل که باران مسافران آن را که اتفاقاً یک زن و مرد هستند، در خود محصور کرده است. بدون این‌که این زن و مرد به همدیگر اعتماد داشته باشند یا هم را بشناسند یا لااقل فضاسازی‌ای شده باشد، این دو با هم واردِ بحث می‌شوند و در آخر مرد، زن را در ساحل می‌کشد و آب کفش‌های زن را می‌برد. در این داستان هم هم‌ذات‌پنداری برای مخاطب دشوار است و سؤال‌های او بی‌جواب می‌ماند: این‌که چرا زن که از مردهای قاتل می‌ترسد، با آن مرد دم‌خور می‌شود؟ چرا باران می‌آید؟ چرا آن دو نفر در یک هتلِ خالی هستند؟ چرا مستخدم یک‌راست از قاتلِ زن‌ها صحبت می‌اندازد؟ چرا&#8230;</p>
<p>از بیانِ باقیِ ایرادهایی که به این اثر وارد می‌دانم، به دلیل طولانی شدن صرفِ نظر می‌کنم. در پایان اگر عنوانِ کتاب و طرحِ جلدِ آن و انتشاراتِ مشهورش آن را بفروشد، چیزی به افتخاراتِ این اثر اضافه نخواهد کرد.</p>
<p>کسی برای قاطر مرده گریه نمی‌کند/ نوشته محمدجواد جزینی ۱۳۴۴/ انتشارات ققنوس ۱۳۸۹/ ۱۰۳صفحه</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=4621"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/4621/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استفاده از این نرم‌افزار ممکن نیست!</title>
		<link>http://asha.ir/archives/4432</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/4432#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 May 2011 10:34:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حمید اعلایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[سی دی لغت نامه دهخدا]]></category>
		<category><![CDATA[لغت‌نامه دهخدا]]></category>
		<category><![CDATA[لوح فشرده لغت‌نامه دهخدا]]></category>
		<category><![CDATA[محمد یعقوبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=4432</guid>
		<description><![CDATA[بالأخره برایِ ایرادهایِ نسخهٔ الکترونیکیِ لغت‌نامهٔ دهخدا منتقدی پیدا شد. امروز خبرگزاریِ ایسنا، در گفتگویی ظاهراً دوستانه! با محمد یعقوبی، از نقدهایِ وارد به لوحِ فشردهٔ لغت‌نامه نوشت. یعقوبیِ نمایش‌نامه‌نویس گفته است: «لوحِ فشردهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا مشکلات سخت‌افزاریِ زیادی دارد و گاه اجرا نمی‌شود!» حق با او است. دهخدایِ الکترونیک، با ویندوزِ ۷ مشکل دارد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/loghat_nameh_dehkhoda.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;" ><p>بالأخره برایِ ایرادهایِ نسخهٔ الکترونیکیِ لغت‌نامهٔ دهخدا منتقدی پیدا شد. امروز خبرگزاریِ ایسنا، در <a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1765968&amp;Lang=P" target="_blank">گفتگویی ظاهراً دوستانه</a>! با <strong>محمد یعقوبی</strong>، از نقدهایِ وارد به لوحِ فشردهٔ لغت‌نامه نوشت.</p>
<p>یعقوبیِ نمایش‌نامه‌نویس گفته است: «لوحِ فشردهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا مشکلات سخت‌افزاریِ زیادی دارد و گاه اجرا نمی‌شود!»</p>
<p>حق با او است. دهخدایِ الکترونیک، با ویندوزِ ۷ مشکل دارد. اما این همهٔ مشکل نیست. برنامه‌های امنیتی و ویروس‌یاب‌ها هم جلویِ فایلِ اجراییِ دهخدا را می‌گیرند. برایِ همین، هر وقت می‌خواهیم به لغت‌نامه مراجعه کنیم، مجبوریم نرم‌افزارِ امنیتی‌مان را غیرفعال کنیم. کارِ درستی نیست، اما مجبوریم!</p>
<p>یعقوبی این موضوع را به دانشگاهِ تهران اعلام کرده و این‌طور جواب گرفته است: «به من گفتند کامپیوتری که آنتی‌ویروس دارد، این لوح فشرده را به عنوان ویروس شناسایی می‌کند، که این به دلیل قفل‌های امنیتی است که بر این لوح قرار داده شده است.»</p>
<div id="attachment_4433" class="wp-caption alignleft" style="width: 95px"><a rel="attachment wp-att-4433" href="http://asha.ir/archives/4432/mohammad-yaghoobi"><img class="size-full wp-image-4433" title="mohammad-yaghoobi" src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2011/05/mohammad-yaghoobi.jpg" alt="محمد یعقوبی" width="85" height="123" /></a><p class="wp-caption-text">محمد یعقوبی</p></div>
<p>این نمایش‌نامه‌نویس حرفِ دانشگاه تهران را این‌طور نقد می‌کند: «یعنی آن‌ها اصل را بر این می‌گذارند که افراد می‌خواهند به صورت غیرقانونی از این لوح استفاده کنند! بنابراین آن‌قدر قفل و زنجیر به آن می‌زنند که نمی‌شود از آن استفاده کرد. در حالی که باید این گنجینه را در اختیار همه قرار دهند.»</p>
<p>احتمالاً ویندوزِ محمد یعقوبی هم ۷ بوده که به ایسنا گفته است: «روایت سوم لوح فشردهٔ لغت‌نامه را به قیمت ۱۲هزار تومان خریده‌ام. وقتی لوح را داخل کامپیوتر قرار دادم، این پیام داده شد که می‌توانم اطلاعات آن را در هارد کامپیوتر ذخیره کنم؛ اما این امکان برای من فراهم نشد و اصلاً لوح فشرده باز نشد!</p>
<p>ماجرای یعقوبی و لغت‌نامهٔ دهخدا به همین‌جا ختم نشده است. بعد از مدتی، نسخهٔ چهارم این نرم‌افزار را هم می‌خرد و بعد با همان مشکلات مواجه می‌شود! حالا حسابی شاکی است و می‌گوید: «چند ایراد در این قضیه وجود دارد: یکی این‌که به مشتری نباید اطلاعات غلط داد و نباید وسیله‌ای را در اختیار او قرار داد که قابل استفاده نیست. من با دانشگاه تهران تماس گرفتم و موضوع را به آن‌ها گفتم و آن‌ها تنها اظهار تأسف کردند. اما اظهار تأسف آن‌ها برای مشتری لوح فشرده نمی‌شود.»</p>
<p>ایرادِ دیگرِ لغت‌نامهٔ دهخدا در ویندوزِ ۷، نشان ندادنِ حرفِ «الف» در وسطِ کلمات است. یعنی اگر شما «کلاش» را جستجو کنید، اصلاً متوجه نمی‌شود که نرم‌افزار اطلاعاتِ خواسته شده را در اختیارتان می‌گذارد، چون نتیجه این‌طور نمایش داده می‌شود: «کلش»!</p>
<p>یعقوبی در این گفتگو، یادی از نمونه‌هایِ خارجی کرده و رویِ لغت‌نامه را حسابی سفید کرده است: «وقتی این لوح فشرده را با کارهای خارجی مانند نرم‌افزار <strong>اینکارتا</strong> مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم که آن‌ها هم غنی‌ترند و هم امکاناتی مانند به‌روز کردن در اینترنت، آرشیو صدا و تصویر دارند. همچنین در هارد کامپیوتر هم می‌توان آن را ذخیره کرد.»</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ad516503a11cd5ca435acc9bb6523536?s=32' class='avatar avatar-32 photo avatar-default' height='32' width='32' /><i>ناشناس:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/4432/comment-page-1#comment-2452">2011-Sep-11</a></small>
							خیلی نرم افزار بدی ایست 15هزار تومان دادم یک دی وی دی گرفتم که نه نصب می شود و نه...
 به نام دهخدا دارن 15هزار تومان پول مفد می گیرند اگه دی وی دی خام می دادند شاید به درد می خورد ولی به نام دهخدا دارن مردم را فریب و کاهبرداری می کند و مردم زمانی متوجه می شود که پول و وقت را از دست داده است
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=4432"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/4432/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقض غرض شاعر در ترجمه</title>
		<link>http://asha.ir/archives/4015</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/4015#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Dec 2010 07:51:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میهمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[ابر]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات روس]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات روسیه]]></category>
		<category><![CDATA[حمیدرضا فردوسی]]></category>
		<category><![CDATA[شاعران]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر روسی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتوریسم]]></category>
		<category><![CDATA[منم ولادیمیر مایاکوفسکی]]></category>
		<category><![CDATA[ولادیمیر مایاکوفسکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=4015</guid>
		<description><![CDATA[در ترجمهٔ شعرهای مکاتب جدید، موضوع آشنایی با مکتب شاعر، به اندازهٔ آشنایی به زبان مبدأ مطرح و مهم است. اگر مترجمی بخواهد با پس و پیش کردن چند کلمه به ترجمه‌اش آهنگِ شاعرانه بیفزاید، وحشتناک است. این اتفاق، دربارهٔ اشعار مکتبی که هدفش خلاف این است، اشتباه هولناک‌تری است.  مایاکوفسکی آن دسته از اشعارش را که در قالب مکتب فوتوریسم سروده است،]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/mayakofsky-books-farsi.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;" ><p>این نوشته به ترجمهٔ فارسیِ دو اثر از <strong>ولادیمیر مایاکوفسکی </strong>نگاهی کوتاه دارد. این دو اثر (منم ولادیمیر و ابر) را «حمیدرضا فردوسی» ترجمه کرده است.</p>
<p>همین ابتدا باید تأکید کنم که هر شاعر، پیرو مکتبی است. هر مکتب واژگان و کلمات خاص خود را دارد و واژگانی را طرد کرده است. بنا بر این، مترجم باید در ترجمه آثار مربوط به هر مکتب، به دایرهٔ واژگانی آن تسلط کافی داشته باشد و معادل هر کدام از واژگان را در زبان مقصد به درستی بشناسد. در ترجمهٔ شعر معاصر، که مکتب شاعر تأثیر بسیاری درانتخاب واژگان برای انتقال مفاهیم، ترسیم فضای ذهنی شاعر و نشان دادن کشف و شهود او دارد، این نکته اهمیتی صد چندان پیدا می‌کند.</p>
<p>در ترجمهٔ شعرهای مکاتب جدید، موضوع آشنایی با مکتب شاعر، به اندازهٔ آشنایی به زبان مبدأ مطرح و مهم است. اگر مترجمی بخواهد با پس و پیش کردن چند کلمه به ترجمه‌اش آهنگِ شاعرانه بیفزاید، وحشتناک است. این اتفاق، دربارهٔ اشعار مکتبی که هدفش خلاف این است، اشتباه هولناک‌تری است.</p>
<p>مایاکوفسکی آن دسته از اشعارش را که در قالب مکتب <strong>فوتوریسم</strong> سروده است، در دو کتابی که نام‌شان برده شد منتشر کرده است. آنچه در فوتوریسم مبنای کار شاعران قرار دارد، سادگی کلام  و دوری از یافته‌های کهن است. در واقع شاعران مکتب فوتوریسم (که مایاکوفسکی بزرگترین آنان به شمار می‌رود) لغات و یافته‌های کهن را به طور کلی طرد می‌کنند و حتی یافته‌های امثال <strong>پوشکین</strong> را «لجن» می‌خوانند. در مانیفیست فوتوریسم آورده‌اند که: «باید به دور انداخت پوشکین، داستایوفسکی و تولستوی و امثال این‌ها را. به دور از کشتی عصر حاضر»<a href="#_ftn1">[۱]</a></p>
<p>حال مجسم کنید مترجم کتب مورد بحث در صفحهٔ ۷۵ کتاب «منم ولادیمیر» از واژهٔ «چونان» استفاده می‌کند، یا در صفحهٔ ۷۸ کتاب مذکور عبارت «نه بیامیخت آوایم اندر آن سعبیت» را آورده، در حالی که قرن‌هاست در فارسی اینگونه آوردن «نه» منفی در ابتدای جمله، منسوخ شده است.</p>
<p>مترجم در صفحهٔ ۷۳ کتاب «ابر» آورده است: «که ماراست این باور» و در صفحهٔ ۷۰ همین کتاب آورده شده: «فرا دهید مرا گوش» که خود این‌ها تنها گوشه‌ای از جمله‌بندی و کلمات ثقیل و دیریابِ به کار رفته در ترجمهٔ شعرِ پیشرویِ روس است که بسیاری آن را سر آغاز عصر جدید ادبیات در روسیه می‌دانند.</p>
<p>هدف نگارنده در این یادداشت رد یا قبول نظر فوتوریست‌ها نیست، اما وقتی مکتبی هدف خود را «مخالفت با زیباگرایی واستفاده از شک‌ها و اپارتاژهای عمدی»<a href="#_ftn2">[۲]</a> می‌داند و همهٔ پیشینیان را نفی می‌کند یا با پرداختن به عمق معنای نهفته شده در شعر سعی در باز کردن افقی جدید دارد، این جفا به شعر است که متضاد با روح کلمات مورد نظر شاعر به زبان دیگری ترجمه شود.</p>
<p>زیبایی شعر فوتوریست‌ها در معنای نهفته در تصاویرِ تازهٔ ایشان است، مثل این شعر معروف از مایاکوفسکی:</p>
<p>«غمگینم، چون آن پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ بر می‌گردد پسرش نیست».</p>
<p>وقتی روحِ کلام این‌قدر زیباست و تصویر این‌قدر دلنشین، چرا باید در ترجمه به خاطر استفاده از لغات و جملات و ترکیبات ساختار کهن فارسی، تمام ویژگی‌هایش را از دست بدهد؟ کاش مترجم محترم کتاب همان‌قدر که به زبان مبدأ احاطه داشت به مکتب این شاعر فقید نیز آشنایی داشت تا کتاب به این روزِ واویلا در نمی‌آمد و از اساس نقض غرض نمی‌شد.</p>
<hr size="1" />
<p><a href="#_ftnref1">[۱]</a> عصر طلایی و عصر نقره‌ای شعر روس. نشر نی، صفحهٔ ۲۷۸</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="#_ftnref2">[2]</a> همان. صفحهٔ ۲۷۴</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/be9b24774c07513d04bb361c489215d9?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>بهار:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/4015/comment-page-1#comment-1887">2010-Dec-23</a></small>
							جفا به شاعر!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=4015"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/4015/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحریف عاشورا در تاریخ ادبیات عرب</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3963</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3963#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 10:26:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ایمان مطهری منش</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر یک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایلیا پائولویچ پطروشفسکی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ادبیات عرب]]></category>
		<category><![CDATA[رینولد نیکلسون]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3963</guid>
		<description><![CDATA[تاریخ بر نمودِ فرهنگیِ حماسهٔ عاشورای سال ۶۱ هجری قمری در بسیاری از شئون زندگی مردم مسلمان و غیر مسلمان گواهی می‌دهد. ادبیات نیز جزئی از این شئون است که در طول قرون مختلف پس از حادثهٔ کربلا، له یا علیهِ ماجرای شهادت فرزند پیغمبر بروزهایی داشته است. بخشی این بروزها را در اشعار عاشورایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/adabiate-arab.jpg" style="float:right; margin:4px 0px 0px 10px;width:99%" ><p>تاریخ بر نمودِ فرهنگیِ حماسهٔ عاشورای سال ۶۱ هجری قمری در بسیاری از شئون زندگی مردم مسلمان و غیر مسلمان گواهی می‌دهد. ادبیات نیز جزئی از این شئون است که در طول قرون مختلف پس از حادثهٔ کربلا، له یا علیهِ ماجرای شهادت فرزند پیغمبر بروزهایی داشته است. بخشی این بروزها را در اشعار عاشورایی شعرای فارسی‌زبان و عرب‌زبان دیده‌ایم. اما مرادِ من از این نوشته، مرور آثارِ شعرا و ادبای مسلمان نیست.</p>
<p>در این‌جا رویکردهای مختلفِ دو ناشر/ مترجم در انتشار و ترجمهٔ اثر دو مستشرق بررسی می‌شود. اولی اثری از «رینولد نیکلسون» و دیگری اثری از «ایلیا پائولویچ پطروشفسکی» است.</p>
<p><strong>روایت مخدوشِ آمریکایی!</strong></p>
<p>بسیاری نام نیکلسون را به بهانهٔ تصحیح کتاب «مثنوی معنوی» اثر «جلال الدین محمد بلخی» مشهور به «مولوی» شنیده‌اند. اما نام «ایلیا پائولویچ پطروشفسکی» مستشرق و نویسندهٔ روسی کتابِ «اسلام در ایران» بیش‌تر برای محققان آشناست؛ به ویژه که کتابِ مشهور او –اسلام در ایران- سال‌هاست که مُهرِ «نایاب» خورده و به آسانی پیدا نمی‌شود.</p>
<p>نیکلسون در اثری با عنوان «تاریخ ادبیات عرب» علاوه بر تاریخ ادبیات اعراب، دربارهٔ اسلام هم چیزهایی نوشته است. بسیاری از محققان و صاحب‌نامانِ ادبیات کشورمان این اثر نیکلسون را ستوده‌اند. از جملهٔ این محققان، آقای «محمدرضا شفیعی کدکنی» است که از این اثر با عناوینی چون «اثر برجستهٔ قرن» یاد کرده و بابت ترجمهٔ آن به فارسی از ناشر «سپاسگزار» بوده است!</p>
<p>«تاریخ ادبیات عرب» را حدود ۹ سال قبل یعنی در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی خانم «کیوان‌دخت کیوانی» به فارسی ترجمه کرده است. در بخشی از این اثر، نویسنده بنا به ضرورت به ماجرای عاشورای سال ۶۱ هجری قمری پرداخته است. رویکردِ نیکلسون به این واقعهٔ مهم و تأثیرگذار، نه تنها با رویکردِ مورد قبول شیعه منافات دارد، بلکه عملاً قهرمانِ حماسه را به توصیفاتی چون «مدعی خلافت» و «متهور» متصف می‌کند و تلویحاً ماجرای کربلا را اشتباهی از سوی حسین بن علی علیه‌السلام می‌شمارد و حتی می‌نویسد: «به نظر می‌آید که رؤسای بنی‌امیّه خودشان از قتل‌عام نفرت داشتند و امیدوار بودند بتوانند نوهٔ پیغمبر را زنده دستگیر کنند.»</p>
<p>این ادعای نیکلسون در حالی است که طبق تاریخ و اسناد معتبر موجود، یزید شخصاً به ترتیب از والیان مدینه، مکه و کوفه خواسته بود از پسر پیغمبر بیعت بگیرند یا خون او را بریزند! و این ماجرا بسیار بعدتر از وقتی است که معاویه، با کشتارِ سران شیعهٔ عراق، عملاً روی صلح‌نامهٔ میان خود و حسن بن علی علیه‌السلام مُهرِ بطلان زد و خلافِ دیدگاهِ نیکلسون را اثبات کرد.</p>
<p><strong>باز هم بی‌طرفانِ معروف</strong></p>
<p>آن‌چه نیکلسون دربارهٔ واقعهٔ کربلا می‌گوید، آشکارا جانب‌دارانه است. او پشت ادعایِ «نظر بی‌طرفانه» می‌ایستد و این‌چنین قلم می‌راند: «طبق روایات اسلامی که بدون استثنا همه مخالف حکومت بنی‌امیّه است حسین(ع) شهید مظلوم است و یزید قاتل شمرده شده است، گرچه تاریخ‌نویسان جدید بیش‌تر با نظریهٔ سر دبلیو مایر موافق هستند که حسین(ع) به علت قیام هرچند ناموفق علیه تاج و تخت، مرتکب کاری می‌شد که جامعه را به خطر می‌انداخت و لازم بود سریعاً سرکوب شود.» فحوای کلامِ این بخش از نوشتهٔ نیکلسون در حقیقت تلاشی است برای متعصبانه و یک‌جانبه‌گرایانه نشان دادنِ نظرات مسلمین دربارهٔ حسین بن علی علیه‌السلام و یزید بن معاویه و محققانه عنوان کردنِ نظریهٔ دوم به مدد برچسبِ «تاریخ‌نویسان جدید»! این البته برآمده از نگاهِ بیرونی به ماجرای کربلا است. کسی از ما شیعیان و مسلمانان از نیکلسون انتظار ندارد مفهوم شهادت، امر به معروف یا نهی از منکر، وظیفه و امثالهم را بفهمد؛ اما انتظار از ناشر و مترجم اثر چیز دیگری است.</p>
<p>غرضِ من، نفیِ لزوم انتشار یا ترجمهٔ «تاریخ ادبیات عرب» نیست. بی‌شک در این اثر مطالبی قابل استفاده برای ادبا و اهالی ادبیات وجود دارد و محققان به آن بسیار رجوع خواهند کرد. من مدافع سانسور کتاب یا اعمال تغییرات در اصل اثر نیستم و معتقدم که مترجم و ناشر بایستی به اصل کتاب وفادار بمانند. اما، وظیفهٔ وفادار ماندنِ ناشر و مترجم به دینِ رسمی کشور و اعتقادات اسلامی و شیعی موضوع دیگری است که به عقیدهٔ من، از سوی نشر «ویستار» و خانم «کیوان‌دخت کیوانی» ابداً رعایت نشده است.</p>
<p>ترجمهٔ «تاریخ ادبیات عرب»، بازتابِ دیدگاه‌های یک‌جانبه و بعضاً ضد اسلامی و ضدشیعیِ نیکلسون است. این اثر حتی از منظر تاریخی نیز دچار ایراداتی است و خط روایت بعضی از ماجراها (نظیر همین واقعهٔ عاشورا) در آن مخدوش است و برپایهٔ اقوالِ معروف و مشهورِ تاریخی نیست. مثلاً در روایت نحوهٔ شهادت حضرتِ امام حسین علیه السلام یا شرحِ ماجرای مقابلهٔ سپاهِ «حر»، سپاهِ «عمر بن سعد» و سپاهیان دیگر که به فرماندهی امرای دیگری از سمتِ کوفه راهی کربلا شدند بی‌دقتی‌هایی روی داده است. گذشته از این نقد، جا دارد از ناشر و مترجم بپرسیم چطور راضی شدند بدونِ ارائهٔ مسلماتِ تاریخی و دعوی‌های درست در پاورقی، پانوشت یا ضمیمهٔ کتاب، به بازتابِ صد در صدیِ دیدگاه‌های جانبدارانهٔ نیکلسون بپردازند؟</p>
<p><strong>صد رحمت به مستشرق روسی</strong></p>
<p>در نمونه‌ای مشابه، مستشرقی روسی در کتابِ «اسلام در ایران» روایتی از واقعهٔ کربلا آورده است که به حقیقت نزدیک‌تر است و مانند نیکلسونِ آمریکایی جانبدار و به عبارتی یک‌چشم، نیست. از این گذشته، مترجم و ناشرِ «اسلام در ایران» آن‌قدر دقت داشته‌اند که کتاب را در اختیارِ یک عالم دینی آشنا با تاریخ بگذارند و از او بخواهند توفیراتِ ادعاهای نویسندهٔ نامسلمان را با حقایق مسلمِ اسلامی و شیعی بسنجد و در ضمیمهٔ کتاب، از حقایق بگوید تا مبادا خواننده بی دانستنِ حقیقت، ادعاهایی مه‌آلود را در ذهن خود ملکه سازد.</p>
<p>«اسلام در ایران» کتابی است مربوط به سال‌ها قبل. یافتنش این روزها بسیار دشوار است و آن‌چنان که از مقدمهٔ مترجم –کریم کشاورز- برمی‌آید، ترجمهٔ آن به سال ۱۳۴۸ شمسی باز می‌گردد. علامه «محمدرضا حکیمی» چنان‌که در مقدمهٔ کتاب نوشته‌ شده «رنج مرور این کتاب را به عهده گرفته و نظر خویش را که مبتنی بر منابع اسلامی، از جمله تازه‌ترین کتب و منابع تحقیقی شیعی است، در پایان کتاب زیر عنوان توضیحات آورده‌اند.» این کاری است ستودنی که مترجم و ناشر اثر لزوم آن را درک کرده‌اند. و تازه این در زمانی بوده که حکومت، دعوی مسلمانی نداشته و اصراری بر انتشار آثار بر مبنای اسلام و قرآن نمی‌کرده است. اما «تاریخ ادبیات عرب» متأسفانه در اوجِ دعویِ مسلمانی و در دوره‌ای که حکومت جمهوری اسلامی ایران زمام امور را در دست دارد ترجمه و منتشر شده است.</p>
<p>«تاریخ ادبیات عرب» در حال کنونی‌اش، حکم رسانه‌ای را دارد که با آزادی تمام علیه ارزش‌های دینی ما فعالیت می‌کند. این عیبِ بزرگ، به آسانی می‌توانست با انتشارِ توضیحاتی از یک عالم دینی آشنا با تاریخ در ضمیمهٔ کتاب رفع شود؛ اما انگار کسی دلش به حال این وضع نمی‌سوزد و سینه‌زنان و عزادارانِ حسینی هم بیش‌تر سرگرمِ چشم و ابرویِ امام‌اند تا تصحیحِ و دفعِ شبهاتی که به آسانی و با مجوزِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می‌شود.</p>
<p>بگذریم از اطلاعات غلط و غیرحقیقی‌ای که نیکلسون با کتابش به انگلیسی‌زبانان ارائه کرده است. و این، لزوم انتشار اثر دربارهٔ قیام عاشورا در سطح جهانی را تشدید می‌کند.</p>
<p><img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2010/12/logo-top-comment-pages.gif" title="خانه کتاب اشا"></p>
				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/7ecfb21a0a34f9b3cdf13f0cb2dc2f84?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>یار مهربان:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3963/comment-page-1#comment-1912">2011-Jan-20</a></small>
							سلام
ممنون از اطلاع رسانی تون امیدوارم فرصت کنم هر دو کتاب رو بخونم
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3963"><img align="middle" border="0" src="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/nazar-comment.png" alt="ارسال سریع نظر" /></a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3963/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Minified using disk
Page Caching using disk (enhanced)

Served from: asha.ir @ 2012-02-04 11:05:50 -->
