
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
دانشور هر کار کند باز هم دارد از دیدگاهِ زنی اشرافی به جامعهاش نگاه میکند و همین است که راویِ او حتی نمیتواند به اندازهٔ یوسف به میانِ مردمِ دهات برود
کتابنخوانی در ایران اثرِ جادویِ یکشبهٔ یک جادوگر نیست. این قطار از کیلومترها دورتر از ریل خارج شده است.
آخرِ داستانِ قیصر امینپور، قطار قطار امید است. امیدی از جنسِ فردا
وزارتِ اطلاعات پیله کرده و میگوید سه چهارمِ کتاب را باید حذف کنید، مصلحت نیست. بهروز میگوید: «هی آقا، ای آقا، حالا تا ببینیم مصلحت چیست، مصلحت نیست… تا کی دیگه؟
فرمانِ برنامهشان را طوری چرخاندهاند که مخاطب از پنجره به بیرون پرت شده است. این اتوبوس، بیمسافر است و راننده بیخیال میراند و به صدایِ ضبطِ صوتش گوش میدهد
انسانی که سؤال دارد، گرسنه است. وقتی کسی گرسنه نباشد و غذا بخورد یا اینکه گرسنه باشد و غذای مناسبی نخورد، به مشکل برمیخورد
نشریات، روزنامهها و وبسایتهایِ متعددی به انتشارِ نقد، یادداشت و تحلیل دربارهٔ ممیزیِ کتابِ خسرو و شیرین پرداختند. این در حالی بود که بسیاری از این رسانهها به درستی نمیدانستند چالش بر سرِ چه کتابی است
او رئیسِ جمهورِ خیالیِ من است. نمایندهٔ مجلسِ خیالیِ من. او کتاب میخواند. از کتابها یاد میکند. مثالهایش از کتابها است. ذهنش پر از قصه است.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات