
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با کمک طلبیدن از همهٔ فعالانِ حوزهٔ کتاب اعم از نویسنده، مترجم، شاعر، ناشر، کتابفروش، کتابخوان، منتقد و… به دنبالِ ارتقایِ سطحِ مطالعه در کشور هستیم.»
هر دو خبر تیترِ یکسان دارند، اما در محتوای این دو تناقضاتی مشاهده میشود. در خبرِ دوم، تعدادِ قطعات مجموعه، پنجاه و هفت عنوان ذکر شده است!
نظامیان برایِ ورود به حوزهٔ کتاب از ما اجازه نمیگیرند. و به همین دلیل، هم مؤلفاند، هم ناشر، هم ممیز، هم موزع، هم مبلغ، هم خریدار، هم مروج، هم رسانه.
رئیسِ جمهور میخواهد به هیئتهایِ سیاسی در مجمعِ عمومیِ سازمانِ ملل، کتاب هدیه بدهد.
گرفتن دو و حتی سه نوع تصمیم دربارهٔ یک اثر، در یک وزارتخانه و از سویِ یک گروهِ ثابت، به همه میفهماند که بیثباتی در تصمیمگیری در وزارتِ ارشاد بیداد میکند
چرا باید برایِ شنیدنِ حرفهایِ شاعران و ادبیانی که هر هفته و هر ماه در اینجا و آنجا نشست و جلسه دارند، به نمایشگاه قرآن بیایند؟
تفاوتِ کاری و مأموریتیِ «مؤسسه فرهنگی» و «انجمن صنفی» چیست؟ اساساً این مرز معلوم است؟
آیا این دیدار، آغاز دورِ تازهای در ترویجِ مطالعه است؟ یا به زودی شاهدِ قصهٔ تکراریِ کلیشه شدنِ گفتههایِ رهبری خواهیم بود؟
واقعیت آن است که این روزها با گفتن دربارهٔ «جنگ نرم»، بودجههایِ خوبی تقسیم میشود. اما برایِ بودجه گرفتن، بهتر است هیچ عنوان و عبارتی را لوث نکنیم.
توصیه خوب است، اما در ایران چند ارگان، چند نفر، چند نهاد خیال دارند به نویسندگان توصیه کنند؟ بگوئید بلکه نویسندگان تکلیف دستشان بیاید.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات