سه شنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱:۲۴ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه نیکنام

هزار خورشید تابان داستانِ زنانِ زجرکشیدهٔ افغانستان است؛ خورشیدهای تابانی که در پسِ برقع‌هایشان پنهان هستند

سه شنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۰ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه نیکنام

دوستیِ امیر و حسن مثل دوستی‌های نوجوانی‌مان پر است از قهر و آشتی، حسادت و رفاقت، بازی و شیطنت. امیر و حسن با وجودِ ارباب‌زادگی و نوکرزادگی، دوستانی صمیمی هستند. اما رفاقتِ حسن با امیر (راوی داستان) فرق می‌کند؛ حسن حاضر است هزار بار جانش را برای امیر بدهد. امیر هم اگرچه حسن را دوستِ [...]

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!