
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
چرا ملکِ یک ناشر بعد از سالها فعالیتِ فرهنگی از دستش گرفته میشود؟ اگر مشکل کتابها بوده است، پس چرا امروز بازچاپ میشوند؟
کتابنخوانی در ایران اثرِ جادویِ یکشبهٔ یک جادوگر نیست. این قطار از کیلومترها دورتر از ریل خارج شده است.
دربارهٔ مزایایِ کتابِ کنکور حرف میزنم. به دور از احساسات میگویم: همانقدر که آناکارنینا یا مسیر سبز کتاب به حساب میآیند، کتابِ تستِ فلان ناشر هم کتاب است
فرمانِ برنامهشان را طوری چرخاندهاند که مخاطب از پنجره به بیرون پرت شده است. این اتوبوس، بیمسافر است و راننده بیخیال میراند و به صدایِ ضبطِ صوتش گوش میدهد
او رئیسِ جمهورِ خیالیِ من است. نمایندهٔ مجلسِ خیالیِ من. او کتاب میخواند. از کتابها یاد میکند. مثالهایش از کتابها است. ذهنش پر از قصه است.
نظامیان برایِ ورود به حوزهٔ کتاب از ما اجازه نمیگیرند. و به همین دلیل، هم مؤلفاند، هم ناشر، هم ممیز، هم موزع، هم مبلغ، هم خریدار، هم مروج، هم رسانه.
حتّى در همان تهدیدهایى که مستقیماً از طرفِ دشمن است، اگر ما ضربهاى خوردیم، تقصیرِ خودِ ماست، کوتاهىهاى خودِ ماست
مطالعهٔ کاملِ قوانینِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی به خوبی نشان میدهد که فعالیتِ فرهنگیِ خصوصی در ایران فاقدِ جایگاه و مجالِ ورود و بالندگی است. شما عنوانی برایِ این سیاست پیشنهاد میکنید؟

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات