
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با
با تألیف کتابِ صیفیجات در آئینهٔ ادبیات پارسی گامی بلند در راستای توجیهِ مردمِ ادبدوستِ ایران به
جعفریان: انتظارمان این است که واقعبینی حاکم باشد
جعفریان فعالیتهای این حوزه را «خوب» میداند اما میگوید: در مورد انقلاب خیلی چیزها را از شکل اصلیاش درآوردیم!
جلدهایِ دوم و سومِ «آئینه جادو» + «توسعه و مبانی تمدن غرب»
یاحسینی: معلوم نیست چند درصد از آثار تاریخشفاهی جنگ حذفیات دارند
فرض کنید رئیسِ جمهورِ ایران سالِ 1391 را سالِ کتاب و کتابخوانی نامگذاری کند و بگوید: «با کمک طلبیدن از همهٔ فعالانِ حوزهٔ کتاب اعم از نویسنده، مترجم، شاعر، ناشر، کتابفروش، کتابخوان، منتقد و… به دنبالِ ارتقایِ سطحِ مطالعه در کشور هستیم.»
بالأخره برایِ ایرادهایِ نسخهٔ الکترونیکیِ لغتنامهٔ دهخدا منتقدی پیدا شد. امروز خبرگزاریِ ایسنا، در گفتگویی ظاهراً دوستانه! با محمد یعقوبی، از نقدهایِ وارد به لوحِ فشردهٔ لغتنامه نوشت. یعقوبیِ نمایشنامهنویس گفته است: «لوحِ فشردهٔ لغتنامهٔ دهخدا مشکلات سختافزاریِ زیادی دارد و گاه اجرا نمیشود!» حق با او است. دهخدایِ الکترونیک، با ویندوزِ ۷ مشکل دارد. [...]
میتوانید این نوشته را نخوانید. میتوانید به هیچیک از فرمانهای آن توجه نکنید. اما مطمئناً پشیمان خواهید شد! ۱٫ پیش از هر چیز، اگر واقعاً به دنبال کتابِ خاصی نیستید و بیهدف به نمایشگاه میروید، لطفاً در خانه بمانید، یک دیویدی ژانر وحشت تماشا کنید و ماءالشعیر بنوشید. اگر تا پایان روز بیست و چهارم [...]
فرهنگیان محترم، در طولِ مدت برگزاری مسابقه، به خانمِ صاحبِ کافینت مراجعه میکردهاند، چند دقیقه مینشستهاند و منتظر میماندند تا آن خانم، به جایشان، تک تک سؤالات را جواب بدهد و دکمهٔ ارسال را بزند. آخر سر وجهی به حلّالِ معما تقدیم میکردهاند. وزارت آموزش و پرورش هم از اجرای طرحِ موفقِ کتابخوانی با حضور حداکثری، لابد اظهار رضایت کرده و به خاطر این طرح جداً جداً به خود مباهات کرده است.
سهراب دربارهٔ زمان تولدش، چنین نوشته است: «من کاشیام. اما در قم متولد شدهام. شناسنامهام درست نیست. مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر (6 اکتبر) به دنیا آمدهام. درست سر ساعت12. مادرم صدای اذان را میشنیده است…»
نیروهای همکار در برپایی نمایشگاه، به نحوی سعی میکنند بار مسؤولیت حریق احتمالی را از روی دوش خود بردارند بیشتر حوادث در شب و در انبارهای کتاب رخ میدهد. ظاهراً 24 حریق، هنوز مسؤولان برگزاری نمایشگاه را برای تغییر محل برگزاری آن متقاعد نکرده است!
خدا بیامرزد رضا سیدحسینی مرحوم را که زمانی در یک برنامهٔ تلویزیونی، وقتی شنید اوضاع نشر و ترجمه چنین است با لحنی نقادانه گفت: «مردم بیکارند آقا!» و او از جمله یلان ترجمهٔ ایران بود، نه دانشجوی تازه فارغالتحصیل شدهٔ زبانهای خارجی که با ترجمه کتاب یک نویسندهٔ صاحبنام، در پی کسب شهرت باشد.
او، زادهٔ پدری یهودی و مادری مسیحی در آمریکا بود. 91 سال عمر کرد. سالها در انزوا زیست و روز 27 ژانویه 2010 میلادی مطابق با 7 بهمنماه 1388 شمسی در محل زندگیاش واقع در شهر کورنیش واقع در ایالت نیوهمپشایر آمریکا درگذشت.

پیشنهاد کتاب

نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ
همخانه
تماس 
امکانات