یکشنبه، ۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۰ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

بهار برایم کاموا بیاور رمانی است در قالب نامه‌. نامه‌ها را زنی برای همسرش می‌نویسد و در آن‌ها برای او و بیشتر برای ما از زندگی‌شان می‌نویسد.

شنبه، ۱۸ تیر ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۹ ق.ظ | یادداشت
فاطمه روان‌گرد

وارد کتابفروشی می‌شدیم و اطلاعاتی مثل موضوعاتِ موردِ علاقه برای مطالعه، نامِ کتاب‌ها و نویسندگانی را که دوست داریم به دستگاهِ موردِ نظر می‌دادیم

شنبه، ۱۱ تیر ۱۳۹۰ - ۶:۲۱ ب.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

داستانِ کتاب با رفتنِ سلوچ آغاز می‌شود. سلوچ پیش از آغازِ داستان پا از روستای زمینج بیرون گذاشته و ما و خانواده‌اش را ترک کرده است

پنجشنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۶ ق.ظ | زبان و ادبیات فارسی
فاطمه روان‌گرد

نوشتن؛ تنها بر استعداد استوار نیست. درست است که استعداد یکی از پایه‌های اصلی آن به شمار می‌رود امّا برای خوب نوشتن، باید مطالعه کرد و از قوانین و ضوابط آن آگاه شد.

پنجشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۹:۱۴ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

لا‌به‌لای خاطراتش توصیه‌های خوب و مفیدی هم برای نویسندگانِ تازه‌کار دارد که خواندنشان به قلمِ نویسنده‌ای چون او خالی از لطف نیست.

شنبه، ۴ دی ۱۳۸۹ - ۹:۰۲ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

«خاطره‌های پراکنده» درست مثل یک دفترچه‌ٔ خاطرات -که باعث می‌شود چند لحظه‌ای از حال کنده شویم به دنیای پر از صمیمیت گذشته سفر کنیم- شیرین و سرگرم‌کننده است

دوشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۷ ق.ظ | زبان و ادبیات فارسی
فاطمه روان‌گرد

نامه‌های کاغذی، فاصله‌ها را از بین می‌برند و پنجره‌ای تازه به روی ما می‌گشایند و باعث می‌شوند ما حضور نویسنده را نزد خودمان احساس کنیم.

پنجشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۳:۱۱ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

کلبهٔ عموتام، برای بیش‌تر ما اسم آشنایی‌ست. اکثر ما حداقل یک‌بار دربارهٔ موضوع و اهمیت آن شنیده‌ایم. داستان این کتاب، دربارهٔ زندگی تلخ و غم‌انگیز بردگان است. بردگانی که با گذشت زمان، معنای آزادی را از یاد برده‌اند و خود را محکومینِ ابدیِ این زندگی رقت‌بار می‌دانند. عمو تام (عمو تُم) نام یکی از همین [...]

یکشنبه، ۱۳ تیر ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۷ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

اگر شما شانس داشته باشید، فقط یک شانس، تا به گذشته برگردید و اشتباهی را که در زندگی مرتکب شده‌اید جبران کنید، از این فرصت استفاده می‌کنید؟

دوشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۴ ق.ظ | داستان و رمان
فاطمه روان‌گرد

کتابی است که از گذشته حرف می‌زند؛ طوری که از حال عقب نمی‌مانی، حسرت گذشته را نمی‌خوری

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!