شنبه، ۳ مرداد ۱۳۸۸ - ۹:۴۵ ب.ظ | داستان و رمان
فرید شمس

داستانی که به راحتی به تجربهٔ مشترک شما و دوستان و خانواده‌تان بدل می‌شود

چهارشنبه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۳:۳۶ ب.ظ | گزارش
فرید شمس

لابد شور و هیجان آغاز دوبارهٔ نمایشگاه را از روزها قبل دیده‌اید. دوستانم از شهرستان‌های مختلف تماس و تصمیم می‌گیرند تا فلان روز خودشان را از سبزوار و قزوین و اراک و… برسانند به تهران تا با ۲۰ درصد تخفیف کتاب بخرند. این قصه، قصهٔ هرساله است. شهرستانی‌ها، چندین هزارتومان خرج می‌کنند تا ۲۰ درصد [...]

جمعه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۷ - ۲:۵۰ ب.ظ | گفت‌گو
فرید شمس

نمی‌خواهم زبان باز کنم زیرا سایت شما، مثل سایت من، «فیلتر» می‌شود. در یک کلام: «نمی‌گذارند». این جملهٔ کوتاه را طی دو دهه کار سنگین پژوهشی با ذره ذرهٔ وجودم لمس کرده‌ام. سال‌ها سوخته‌ام و فکر کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام. علل و عوامل آن را دقیقاً می‌شناسم. [گفت‌گوی اختصاصی با عبدالله شهبازی، تاریخ‌نگار]

شنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۷ - ۱:۴۰ ق.ظ | یادداشت
فرید شمس

■ ما «حسام» صدایش می‌زنیم. حتی وقتی با خانه‌ٔ پدرش تماس می‌گیریم، می‌گوییم: «آقا حسام هستند؟». پدرش می‌پرسد: «ایمان؟». دم مغرب زنگ می‌زند، تند و نجویده می‌گوید: «خانه کتاب اشا را داریم دوباره راه می‌اندازیم. هستی؟» بعد از مغرب زنگ می‌زند، می‌پرسد: «پس کو مطلبت؟ چشم‌درد گرفتم از بس زل زدم به صفحهٔ Refresh شده‌ٔ [...]

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!