این روزها در بازار کتاب شعر زیاد اتفاق میافتد که برخی شاعران بعد از چاپ کتابی، برای ساماندهی کتاب بعدی خود منتخبی از اشعار کتاب یا کتابهای قبلیشان را به عنوان مجموعهٔ جدید شعر روانهٔ بازار نشر میکنند. چه بسا شاعرانی که در یک سال چند بار از این نوع مجموعههای شعر منتشر میکنند یا شاعرانی که پس از چاپ کتاب اول، مجموعهٔ دوم آثارشان به همین شیوه روانهٔ بازار میشود.
البته گاهی نام شاعر آنقدر در فروش کتاب مؤثر است که ناشران بسیاری هوس چاپ آثار وی را در سر میپرورانند اما به هر دلیل نمیتوان از آثار منفی این شیوه بر ناشران دیگر و علیالخصوص مخاطبان شعر چشم پوشی کرد.
در واقع آثار منفی و انکارنشدنی این شیوه اولاً بر بازار ناشر و ثانیاً بر مخاطبان و خوانندگان آثار است. بیشک ناشرانی که کتاب جدیدشان در فاصلهٔ کوتاهی از کتاب قبلی منتشر میشود، ضرر بسیاری را متحمل خواهند شد؛ زیرا اکثر کارهای قبلی در کتاب جدید هم منتشر شده است و در نتیجه کتاب جدید به عنوان کتاب دست اول شاعر مطرح نخواهد بود.
در نگاه دیگر، مخاطب را هم نمیشود به واسطهٔ چند شعر به خرید کتاب جدید ترغیب کرد، به خصوص مخاطبان عام که خیلی زود نسبت به بازار نشر و اکثر کتابهای چاپ شده در آن بیاعتماد میشوند و حاضر نیستند ریسک خرید یک کتاب تکراری را که تنها نامش تغییر کرده است قبول کنند. قرار هم نیست شاعران تمام مشکلات زندگیشان را با چاپ کتاب و حقالتألیف آن بر طرف کنند چرا که ناشران کمکم نسبت به این دسته از شاعران بیاعتماد میشوند و تمایل کمتری برای کار با آنان نشان میدهند.
اگر اشعار شاعر مورد پسند مخاطبان قرار گیرد، نیازی به چاپ آنها در کتاب جدید نیست. همان کتاب هم میتواند جای خود را در میان خوانندگان باز کند و فروش قابل قبولی داشته باشد. در واقع تعداد کتابهای چاپ شده از شاعر یک روی قضیه است و قدرت اشعار در جذب مخاطب روی دیگر قضیه…
دربارهٔ یکی از شعرای عصر صفوی به نام غواصی یزدی نقل است که تا پانصد بیت در روز شعر میگفته و تا نود سالگی هم کارش همین بوده است. خودش چهل سال قبل از فوتش میگوید:
ز شعرم آنچه حالا در حساب است
هزار و نهصد و پنجه کتاب است
اما استادان شعر جز مطلع زیر شعری از وی را قابل ضبط ندانستهاند:
گرنه هردم ز سر کوی توام اشک برد
عاشقیها کنم آنجا که فلک رشک برد
حالا این شاعر را مقایسه کنید با حکیم خیام نیشابوری که با همان رباعیهای معدودش مرزهای جهانی را در هم نوردیده است.
به نظر مشکل این قبیل شاعران چاپ کتابهایشان نیست. شاید هنوز اشعارشان در دل مردم جا باز نکرده است،به هر حال دلایل شاعران این مجموعهها هر چه باشد نمیتواند آثار سوء و نامطلوب این عمل در بازار نشر را توجیه کند.





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





