خانه کتاب اشا http://asha.ir

آسمان۴

توسط ریحانه مهرزاد در جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ @ ۱:۴۲ ب.ظ آش خانه,تنقلات,داستان و رمان | No Comments

مادرش گفته بود: دختر به ارتشی نمی دهم! «درست نمی‌دانست چه طور عاشق شد. عاشق این خلبان جوان ارتشی که حالا کنار دستش نشسته بود و  پایش را از روی پدال گاز بر نمی داشت…. دوست داشت این جاده را با همهٔ سرسبزی چشم  نوازش و با همه عطر شکوفه‌های بهاری به پایان ببرد، برای رسیدن به مقصد؛ مثل همیشه عجله داشت. برای رفتن.

آن روز خیلی زود به «بیشه کلا» رسیدند. هر دو باهم. آمده بودند تا ایام سال روز ازدواج‌شان را در بهشت زمینی سر کنند. اگر چه مهناز نمی‌دانست تازه دامادش دل در گرو بهشت آسمانی دارد و به کم‌تر از آن رضایت نمی‌دهد. و این گونه بود که همیشه چشم به آسمان داشت و حیاتش را در پرواز می‌جست!»

بخشی از کتاب:

هواپیمای جنگی با هواپیمای مسافری فرق دارد. هواپیمای مسافری قشنگ است. رنگ سفید بدنه‌اش به آدم آرامش می‌دهد و بعد که سوار می‌شوی یک صدا از پشت بلندگو برایت سفر خوشی آرزو می‌کند، ولی هواپیمای او زمخت بود. ابهت داشت اما آرامش نمی‌داد. پرسید «نمی‌ترسی عباس؟» خندید. گفت «مگر می‌شود آدم از چیزی که دوست دارد، بترسد؟» و او حسودیش شد. یاد حرف پدرش افتاد. خواست بگوید «بیا از این شغل دست بردار. برو بازار حجره بگیر، بچسب به کار» اما نگفت. آن جواب قدیمی یادش بود. «من مرد آسمانم. روی زمین بلد نیستم کاری بکنم!»

■■■

«آسمان۴» روایت مهناز دلیر روی فرد از همسرش است، شهید عباس دوران [1]. روایت رویش عشق، از زبان یک

نو عروس. بیش‌تر از یک سال از پیوند پر شور و شوق‌شان نگذشته است که «جنگ» بر زندگی‌شان سایه‌ای سنگین می‌افکند و چشم پر از اشک و دل مضطرب مهناز را در همهٔ پروازها، بدرقهٔ راه عباس می‌کند.

مهناز در انتهای دل‌نگرانی‌هایش به آغازی نو دل خوش دارد، غافل از این که بی‌قراری‌هایش زودتر از آن‌چه می پندارد خاتمه می‌یابد و عباس جانش را به آن بهشت آسمانی می‌سپارد؛ باز هم عجولانه. اما این بار تنها! اگر چه مهناز باور نمی‌کند و بعد از سال‌ها که پلاک و استخوانش باز می‌گردد، آرزو دارد عباس سر از تابوت بردارد و لبخند بزند. سوار بر همان ماشین قدیمی، بروند «بیشه  کلا»، همان بهشت زمینی!

شنــــاس‌نامهٔ کتـاب

عنوان:

آسمان۴ / دوران، به روایت همسر شهید

ناشر:

روایت فتح

نویسنده:

زهرا مشتاق

گروه مخاطبان:

بزرگ‌سال

شمار‌گان:

۳۳۰۰ نسخه

نوبت چاپ:

سوم / ۸۶

تعداد صفحات:

۸۰ صفحه / پالتویی

قیمت:

۸۵۰ تومان

شابک:

۰-۵۷-۷۵۲۹-۹۶۴-۹۷۸


برگرفته شده از خانه کتاب اشا: http://asha.ir

آدرس مطلب: http://asha.ir/archives/896

URLs in this post:

[1] عباس دوران: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86

کلیه حقوق برای خانه کتاب اشا محفوظ است.