یکی-دو سال قبل بود که «آنا هنوز میخندد» به تحریریهٔ جام جم رسید. کم پیش میآمد کتابی به تحریریه بیاید و منِ بدسلیقهٔ بدپسند، همانجا بنا کنم به خواندنش. «آنا هنوز میخندد» از جملهٔ آن شاذ و ندرهایی بود که یکدفعه سر بلند کردم و دیدم وقت نهار شده و رسیدهام به وسط عشق!
اکبر صحرایی را با آنا هنوز میخندد شناختم. کتابش را خواندم. یکجاهایی باید میخندیدم و خندیدم. جاهایی که باید بغض میکردم، بغض کردم، بغض هی کوبید و هی کوبید و هی کوبید تا اشک ریختم؛ و در همهٔ این احوال، آنا با من بود.
آنا به زبان آذری یعنی مادر. مادر، در کتاب اکبر صحرایی اسطورهٔ داستانها است. داستانهایی که در عینِ مستقل بودن، پیوستهاند و مرتبط با هم. نویسندهٔ کتاب دربارهٔ اثرش میگوید: «اگر فرصت خواندن تمام داستانها را نداشتید؛ میتوانید از هرجای کتاب، قطعه داستانی را انتخاب کنید و بخوانید. اگر فرصت خواندن همهٔ داستانها را پیدا کردید؛ شاید باچیدن داستانها کنار هم، به لذت دومی هم دست پیدا کنید»
ناشناس آشنا
دارعلی داخل کانالی بتونی نشسته بود که شب قبل از تصرف دشمن در آورده بودند. انتظار ضد حملهی دشمن را میکشیدند. بیخوابی و خستهگی پیشروی شب قبل از یک طرف، درد روحی از دست دادن یدالله از طرف دیگر، باعث شده بود تا سردرد شدیدی سراغش بیاید. چفیه دور گردن را باز کرد و محکم دور سر گره زد. هاشم که متوجه حالش شد، گفت:
ـ دارعلی برو استراحت کن! من بی سیم چی ام رو از دست دادم, تو عزا گرفتی؟…[ادامهٔ داستان را در وبلاگ نویسنده بخوانید]
■■■
آنا هنوز میخندد مجموعهای از ۴۴ داستان کوتاه کوتاه است که شیرین و روان و ساندویچپیش شدهاند. خوش خوراکاند و راحتالحلقوم. تنها، هضمشان است که به هر دلی نمیآید. دل، باید دل اکبر صحرایی باشد که سه سالِ جوانیاش را جلوی دشمن ایستاده. دل، باید دل باشد تا آنا را بفهمد.
آنا هنوز میخندد از جمله بهترین کتابهایی است که دربارهٔ جنگ و روزهای پس از جنگ خواندهام. کتابی که شاید تأثیر و ارزشش از بسیاری از آثار حوزهٔ دفاع مقدس بیشتر باشد.
به شما که با ادبیات جنگ مأنوس هستید و شما که از ادبیات جنگ بیزارید، کتاب «آنا هنوز میخندد» را پیشنهاد میکنم و حتم دارم، کمتر کسی از خواندن این اثر پشیمان بشود.
|
شنــــاسنامهٔ کتـاب |
|
|
نام کتاب: |
آنا هنوز هم میخندد |
|
ناشر: |
|
|
نویسنده: |
اکبر صحرایی |
|
گروه مخاطبان: |
آنها که مشتاق داستانهای ساندویچیاند |
|
شمارگان: |
۲۲۰۰ نسخه |
|
نوبت چاپ: |
اول /۸۶ |
|
تعداد صفحات: |
۱۳۲ صفحه |
|
قیمت: |
۱۳۰۰ تومان |
|
شابک: |
۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۳۳۹-۷ |
آنا هنوز می خندد, آنا هنوز میخندد, ادبیات جنگ, اکبر صحرایی, داستان دفاع مقدس, داستان کوتاه کوتاه, دراژه شکلاتی




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ






سلام دوستم. آنا هنوز هم می خندد صحرایی را به توصیه شما و نقد کوتاه تو خواندم. به خودم که آمدم تپه جاوید و راز اشلو نشر ملک اعظم و رمان حافظ هفت را هم خواندم و لذت بردم. کاش تپه جاویدی و راز ایشان را هم به خوانندگان معرفی می کردی آقای مطهری منش. به خصوص تصرف تپه برد زردی در عمق عراق و محاصره و کشته شدن های و…ممنونم از معرفی کتاب آنا که راه را برایم باز کرد…
دوستِ عزیز! سلام. شما میتوانید لذتی که از خواندنِ کتابها بردهاید با دیگران به اشتراک بگذارید. کافی است عضوِ «خانه کتاب اشا» شوید و از طریقِ این صفحه: http://asha.ir/submit/?ptype=ashava&KeepThis=true&TB_iframe=true&height=400&width=650
کتابهایی که خواندهاید را به مخاطبان اشا معرفی کنید.