چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ | یادداشت  
بهرام بابایی

ثانیه‌ها، نقطهٔ آغازین روز سی‌ویکم را به مقصد زمان آوازخوانی جیرجیرک‌ها ترک گفته‌اند. منظرهٔ افول آفتابِ آخرین روز ژولای ۱۹۴۴ پهنهٔ آسمان را می‌پوشاند. همه چیز مهیا است. هواپیما با احتیاطی درخور یک نبرد جهانی بازبینی می‌شود. در تیرگی شب، خلبان ۴۴ ساله، جزیرهٔ “کرس” را به مقصدی نامعلوم ترک می‌کند.

لیون/۲۹ ژوئن ۱۹۰۰ میلادی: آنتوان دوسنت اگزوپری متولد شد

فراز و نشیب زندگی آنتوان بی‌درنگ آغاز شد. سومین فرزند کنت ژان دوسنت اگزوپری هنوز چند ماه تا چهارسالگی فاصله داشت که سیاهپوش مرگ پدر شد. پس از آن، مادر می‌بایست جور پرورش آنتوان، یک برادر و دو خواهر دیگر خانواده را تنها به دوش می‌کشید.

در آغاز دوران تحصیل، مدرسه “ژسو” تعالیم ابتدایی را به آنتوان آموخت. مدتی بعد او تعالیم پدران کاتولیک را در فرایبورگ سوئیس تجربه کرد. اما در تمام مدت تحصیل، اشتیاقی در درس و مدرسه نداشت و گه‌گاه به هوای تماشای هواپیماها به فرودگاه می‌گریخت. حس کنج‌کاوی، آنتوان ۱۲ ساله را به ترجمهٔ کتاب لاتین “ژول سزار” واداشت چراکه می‌خواست از نحوهٔ ساخت جنگ‌افزار رومی‌ها مطلع باشد.

طبع لطیف و هنری او گه‌گاه چهره می‌نمود. دبیرستانی بود که به فراگیری نوازندگی ویلن تمایل نشان داد. در دوران تحصیل نیز گاهی دست به قلم می‌برد و ذوق شاعری و نویسندگی خود را آشکار می‌نمود که این قریحه آزمایی‌ها غالباً با تشویق دبیران و استادانش همراه می‌شد.

■■■

شروع دورهٔ جوانی آنتوان با حوادث تلخ و شیرینی همراه بود. مرگ برادر بزرگ‌تر در ۱۹۱۷ سرپرستی خانواده را به او تحمیل کرد. مدتی بعد و در سال ۱۹۲۱ با مردودی در امتحان ورودی نیروی دریایی مواجه شد. موعد خدمت سربازی در همین زمان پیش روی او قرار گرفت. پس از طی این مدت، آنتوانِ ۲۳ ساله درحالی قصد داشت به زندگی عادی بازگردد که از خلبانان مورد اعتماد ارتش فرانسه محسوب می‌شد. ره‌آورد او از دو سال خدمت اجباری، علاوه بر کسب مهارت در خلبانی، آموختن فن مکانیک هواپیما بود. این امتیازات، یکی از فرماند‌ه‌هان آنتوان را به اصرار بر ماندن وی در ارتش واداشت. هرچند به خاطر جلب رضایت نامزدش، به شغلی اداری روی آورد، اما خیلی زود نامزدی‌اش به هم خورد. مدتی بعد و در ۱۹۲۳، آنتوان با «لوئیزه لوک دوویلمورین» رمان‌نویس، نامزد کرد.

پاریس/ ۱۹۲۶ میلادی: بار دیگر، پرواز…

پرواز، برای ذهن جستجوگرِ خلبان جوان مجالی بود، تا تجربهٔ زیبایی‌های طبیعت و شناخت سرزمین‌ها و ملل گونه‌گون را با خود همراه کند. آنتوان با هر سفر، به کشف شگفتی‌های نقاط دور و نزدیک دست می‌یافت. در این مدت، طبع حساس او پذیرندهٔ اثرات آموزه‌های بی‌آموزگار سفر می‌شد. با این همه، هنوز وجه آنتوان نویسنده بر وجود خلبان جوان غلبه نیافته بود. حتا زمانی که گاه‌نامه‌ای در پاریس، داستان کوتاه «مانون» را به چاپ رساند(۱۹۲۵م)، هیچ‌کس -حتا خودش- گمان نویسنده بودن به او نمی‌برد.

یک سال بعد و در ۱۹۲۶ وقتی دوباره به آسمان بازگشت، گفت‌وشنیدها درباره نوولی با عنوان «خلبان» در محافل ادبی فرانسه جریان گرفت. بهار همان سال، نویسندهٔ جوان این اثر، پس از استخدام در یک شرکت هواپیمایی، به شهر تولوز عزیمت کرد.

در ۱۹۲۷، یک مأموریت خاص، آنتوان را به میان قبایل صحرانشین مراکش کشاند. بازگشت از این سفر، علاوه بر تشویق مسئولین پست بین‌المللی، دستاوردی ویژه درپی داشت. اثر ماندگار «پست جنوب» -سوغات ویژهٔ سفر به صحرا- خیلی زود و در بازگشت از مراکش با واسطهٔ پسر عمویش به دست برخی از نویسنده‌گان فرانسه رسید. نویسندهٔ خلبان، بیش از حد انتظار مورد تقدیر قرارگرفت و یک ناشر سرشناس، عهده‌دار انتشار چند اثر او شد.

آرژانتین/ رخدادهای بعد از ۱۹۲۷ میلادی: مهاجرت به آمریکای جنوبی

آنتوان دوسنت اگزوپری به آرژانتین مهاجرت کرد و در آن‌جا به ریاست خطوط پست هوایی منصوب شد. در این مدت اتفاقات تازه‌ای در زندگی او رخ داد. بعد از بازگشت از آمریکای جنوبی در۱۹۳۱، در شهر آگه با «کنسئولو مانسین ماندووال دوگومژ» هنرمند السالوادوری ازدواج کرد که بعدها الهام‌بخش شخصیت «گل‌سرخ» در اثر شازده‌کوچولو شد.

در همان سال، کتاب «پرواز شبانه» -اثر تقدیر شده‌ توسط آندره ژید- اعتبار ویژه‌ای در بین محافل ادبی اروپا به او بخشید. به خصوص آن‌که بلافاصله پس از انتشار، به چند زبان اروپایی ترجمه شده و موفق به دریافت جایزهٔ «پریکس فمینا» شد. از همین تاریخ به بعد است که سفرهای پیاپی وی از سر گرفته می‌شود.

آغاز جنگ‌جهانی دوم: زندگی دور از وطن، خلق شازده‌کوچولو

پیش از آغاز نبرد جهانی دوم، اگزوپری به سفر پرداخت. هر یک از این سفرها، برای او ارمغانی از تجربه‌های تازه و فرصتی برای مشاهدهٔ زیبایی‌های جهان بود. در این مدت، آثار دیگری از او منتشر شد که از آن‌جمله می‌توان به «زمین انسان‌ها» اشاره کرد.

با شروع جنگ، اگزوپری چند پرواز برای ارتش فرانسه انجام داد. اما پس از تسلیم فرانسه به آلمان هیتلری، زندگی در غربت بر او تحمیل شد. او مدت‌ها در شهرهای مختلفی چون نیویورک و کِبک زندگی کرد و آثار دیگری چون «قلعه»، «شازده کوچولو» و «خلبان جنگی» را در سال‌های تبعید نگاشت. در سال ۱۹۴۴ به قوای فرانسه پیوست و تحت فرماندهی اسکادران مدیترانه‌ای «جی.سی‌۳۳» با ارتش دشمن جنگید.

جزیرهٔ کرس/ ۱۹۴۴ میلادی: پرواز به مقصد سیاره گل‌سرخ

آنتوان دوسنت اگزوپری ۴۴ ساله، پذیرفت به عنوان آخرین مأموریتِ پیش از بازنشسته‌گی، برفراز درّهٔ رودخانه «رون ریور» پرواز شناسایی انجام دهد. شب ۳۱ ژولای، اگزوپری برای انجام مأموریت آماده شد و هواپیما را به پرواز درآورد.

ساعاتی بعد هیچ نشانی از هواپیمای سرهنگ اگزوپری در آسمان یا زمین دیده نمی‌شد. حوالی ظهر اول آگوست، یک زن ادعا کرد بقایای هواپیمای ساقط شده‌ای را در نزدیکی خلیج «کارکوئیران» دیده است. چندروز بعد، جسدی با یونی‌فرم ارتش فرانسه در منطقه کشف شده و در ماه سپتامبر به خاک سپرده شد. مدتی بعد نیز، ماهیگری در جنوب مارسی یک دستبند نقره از آب گرفت که مشخص شد به خلبان گمشده تعلق داشته است.

به نظر برخی، هواپیمای اگزوپری در صدکیلومتری شمال «باستیا» مورد حمله هواپیماهای آلمانی قرارگرفته و پس از آن سقوط کرده بود. «رابرت هاشیل» خلبان جنگدهٔ آلمانی «فوک وولف۱۹۰» نیز مدعی بود آن شب یک نور درحال حرکت را مورد هدف قرارداده است.

هفتم آوریل ۲۰۰۴ میلادی، مقامات رسمی تأئید کردند تکه‌هایی از لاشهٔ مچاله شدهٔ هواپیمای «دوسنت اگزوپری» در سال ۲۰۰۰ بر سواحل بندر مارسی کشف شده است. یافتن لاشه هواپیما کمکی به حل این معما نکرد. از یافته‌ها به نظر می‌رسید برخلاف ادعاهای پیشین اثری از تیر بر بنده هواپیما دیده نمی‌شود. بنابراین برخی این سقوط را با نقص فنی یا اتمام بنزین هواپیما مرتبط دانستند.

باد مدیترانه‌ای از ضربهٔ دماغهٔ هواپیما زخم برمی‌داشت و می‌شکافت. خلبان با خود اندیشید که به راستی نمی‌توان با این تنِ سنگین، بر سیاره گل سرخ فرود آمد. به علاوه، جسم مانند پوستهٔ کهنهٔ دورانداختنی‌ای، مانع پروازش می‌شد. «او لحظه‌ای بی‌حرکت ماند. فریادی نزد. مانند درختی که فروافتد آرام بر زمین افتاد. حتی صدایی برنخاست. چون روی ماسه‌ها افتاد…»

افشای راز؛ پس از ۶۴ سال

سال گذشته، یکی از خلبانان ارتش نازی در جریان جنگ جهانی دوم، ادعا کرد که هواپیمای اگزوپری را منهدم کرده است. «اگر می‌دانستم که “زانیت اگزوپری” است هرگز شلیک نمی‌کردم، هرگز.» این جمله‌ای‌ است که هورست ریپرت (Horst Rippert) در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفته ‌است. وی که ۸۸ سال دارد، در زمان جنگ جهانی دوم، خلبان هواپیمای جنگی آلمان بود و به احتمال زیاد در سال ۱۹۴۴ با شلیک به هواپیمای “آنتوان دو سن اگزوپری” (Antoine de Saint-Exupéry)، خالق کتاب “شازده کوچولو” باعث مرگ وی شد. به گفته‌ٔ هورست ریپرت، این اتفاق در نزدیکی تولون رخ داده.

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!