خانه کتاب اشا http://asha.ir

پرنده‌ای به نام آذرباد

توسط ایمان مطهری منش در چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ @ ۶:۴۷ ق.ظ داستان و رمان,غذا,غذا,کودک و نوجوان | No Comments

این چندخط را محضِ معرفیِِ یک کتاب نمی‌نویسم، بیش‌تر به هوای دل وامانده‌ام می‌نویسم که سخت دلتنگِ «جاناتان» یا همان «آذرباد» است. و اگر او را نمی‌شناسید، لاجرم باید بگویم: مرغِ دریاییِ آزادی است که جلدِ زمین که هیچ؛ جَلدِ آب و جَلدِ هوا نماند؛ حتا جَلدِ زمان هم نماند.

«جاناتان؛ مرغ دریایی» که سال‌ها قبل در ایران با نامِ «پرنده‌ای به نام آذرباد» منتشر شده است، مخلوقِ نویسندهٔ ژرف‌نویسی است که در میانِ خوانندگان حرفه‌ای آثار ادبی نام‌آشنا است. ریچارد باخ [1] زادهٔ آمریکا است. همان آمریکایی که در عینِ خدامرگی و آفت‌زدگی و سلطهٔ وجه حیوانیِ انسان بر جامعه‌اش، هنوز که هنوز است امثالِ باخ می‌زاید!

«جاناتان؛ مرغ دریایی» که میل دارم با نامِ «پرنده‌ای به نام آذرباد» یادش کنم، داستانِ جَلد نماندن و نبودنِ مرغک دریایی‌ای است، که خلاف موج و سیستم و چهارچوب پر می‌زند. و صد البته که این «خلاف» هزینه دارد.

«پرنده‌ای به نام آذرباد» داستانِ آزادی‌خواهی و کمال‌طلبی است. داستانی که حکمِ «شیر مادر» دارد برای انسانِ واماندهٔ شَل و پَل شده از این همه درد و توهم.

بیش‌تر مرغ‌های دریایی نمی‌خواستند بیش از آن‌چه راجع‌به پرواز می‌دانستند بیاموزند. برای آن‌ها فقط پرواز به طرف ساحل برای دست یافتن به غذا مطرح بود، ولی آذرباد بیش از هر چیز در زندگی از آموختن پرواز لذت می‌برد. او به زودی دریافت که این طرز فکر سبب می‌شود که او محبوبیت خود را میان دیگران از دست بدهد. حتی پدر و مادرش از این‌که او تمام روزها را تنها می‌گذرانید و پروازهای سختی را انجام می‌داد نگران بودند.

مادرش می‌پرسید: چرا…آذرباد، چرا؟ برایت سخت است مثل دیگران باشی؟ چرا نمی‌پذیری که این جور پروازها برای پرندگان دیگر مناسب است، نه برای ما. پسرم چرا غذا نمی‌خوری؟ تو یک پارچه پوست و استخوان شده‌ای!

آذرباد می‌گفت: برای من مهم نیست که استخوان و پوست باشم . من می‌خواهم نهایت توانایی خود را در کار پرواز بسنجم.

ما در «خانهٔ کتاب اشا» کتاب‌ها را به چند مزه تشبیه می‌کنیم و اگر دقت کرده باشید، در بخش «کلمات کلیدی» هر متن، نام یک غذا یا خوردنی هم می‌آید. آن خوردنی یا نوشیدنی، در حقیقت عنوانِ مزهٔ هرکتاب است. ما کتاب‌هایی که چون «جاناتان مرغ دریایی» یا «شازده کوچولو [2]» یا «تیستوی سبز انگشتی [3]» و… با فطرتِ آدمی حرف می‌زنند، به «شیر مادر [4]» تشبیه کرده‌ایم. این را گفتم که بدانی قدرِ قوهٔ امثالِ «جاناتان» را.

تا جایی که می‌دانم، «پرنده‌ای به نام آذرباد» را اول‌ بار، نشرِ امیرکبیرِ سابق، در سال‌های دهه ۵۰ و با ترجمهٔ خانم سودابه پرتوی منتشر کرده است. پس از آن، باز همان ناشر، کتاب را با عنوانِ «جاناتان مرغ دریایی» و به ترجمهٔ خانم لادن جهان‌سوز منتشر کرده. شخصاً محضِ انتخاب عنوان هم شده، ترجمهٔ اولی را بیش‌تر پسندیده‌ام. غیر از این دو ترجمه، ترجمه‌های دیگری از این کتاب شده و ناشران دیگری نیز به انتشار ترجمهٔ خانم جهان‌سوز اقدام کرده‌اند. اما اگر قطع جیبیِ / خشتیِ نشر امیرکبیر را یافتید، سرِ خریدنش معطل نکنید که کتاب جیبی / خشتی / پالتویی، آن‌هم این کتاب، مزهٔ علی‌حده دارد.

اگر تا کنون نام این اثرِ خواندنی را نشنیده بودید، حالا دست‌مریزاد بگوئید به روزگار که گذرتان را به این‌جا انداخت. شکر!

مشتاقم توصیه کنم به مطالعهٔ این یادداشت‌:

پرواز را به خاطر بسپار [5]

شنــــاس‌نامهٔ کتـاب

عنون:

پرنده‌ای به نام آذرباد

ناشر:

امیرکبیر [6]

گروه مخاطبان:

۱۵ تا ۱۰۰ ساله‌ها

نویسنده:

مترجم:

ریچارد باخ

سودابه پرتوی

شماره‌گان:

۳۰۰۰ نسخه

نوبت چاپ:

هفتم / ۸۲

تعداد صفحات:

۸۸ صفحه / رقعی

قیمت:

۴۰۰ تومان

شابک:

۹۶۴-۳۰۰-۱۳۹-۳
جستجوهای ورودی:

برگرفته شده از خانه کتاب اشا: http://asha.ir

آدرس مطلب: http://asha.ir/archives/800

URLs in this post:

[1] ریچارد باخ: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%AE

[2] شازده کوچولو: http://www.asha.ir/archives/740

[3] تیستوی سبز انگشتی: http://www.asha.ir/archives/373

[4] شیر مادر: http://www.asha.ir/tag/%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1

[5] پرواز را به خاطر بسپار: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1433328

[6] امیرکبیر: http://www.amirkabir.net

[7] ??????? ????? ?? ?? ??? ??????: http://asha.ir/search/

کلیه حقوق برای خانه کتاب اشا محفوظ است.