سه شنبه، ۱۳ مرداد ۱۳۸۸ | یادداشت  
حمید اعلایی

این‌نوشته، یادداشتی قدیمی‌ست که به زمان نگارشش به اسفندماه ۱۳۸۵ باز می‌گردد. یادداشت را پس از تماشای فیلم «گفتگو با سایه» نوشتم و این، از ناپخته‌گیِ دیدم و عجولانه نوشتنم هویدا است. با این همه، یادداشت کهنه را فتح بابی می‌دانم برای پرداختن به موضوع فیلم «گفتگو با سایه».

مولانا وقتی می‌سرود: «چرا مرده پرست و خصم جانیم؟»، شاید به عادت معمول و معهود هم‌وطنان ایرانی‌اش نظر داشت که در مرده‌پرستی شهره‌اند و نام‌دار. و اگر اقتراح این قلم را بگذارید به حساب ذوق‌ و بنشینید پای ادامه کلام، شاید در انتها به قول مشترک بگوییم: «استثنا اگرچه کم است، ولی هست!»

استثنا یعنی «بیرون کردن از مجموعه‌ای چیزی را». و نه این‌که من بگویم، قول جناب دهخدا است در فرهنگ لغت شریفش. یک نقطهٔ سیاه، وسط صفحهٔ سفید استثنا است؛ توی چشم می‌زند و بیننده را مجذوب خود می‌کند. ولی این استثناها، گاهی نیز لای انبوه جمعیت گم می‌شوند. مثل تار موی سپیدی که گیر افتاده است میان گیسوان سیاه. وقتی شانه می‌زنی به موها، گاهی استثنای سرت زیر دست و پا له می‌شود؛ به همین خشنی!

در فرهنگ و سیاست و حتا ورزش ما، مرده‌های مبدل به «بت» شده بسیارند و جمع مصادیق‌شان افزون است از حوصلهٔ من و شما و حتا این صفحه. سر که بچرخانی، بی‌شک تصویر یا نام یکی‌شان را بر در و دیوار می‌بینی. ته این فهرست را هم، حضرت عزرائیل بازگذاشته و هستند آدم‌هایی که شروع کنند به ساخت و ساز اصنامِ اموات. همین است که «مرده‌پرستی» برای خودش بازار دارد، فروش ویژهٔ بهاره و تابستانه و پائیزه و زمستانه دارد؛ کارگر و کارگاه و صنعت‌گر و فروشنده و مصرف‌کننده دارد.

نگاه کنید به نام بزرگ «صادق هدایت» که مدت‌هاست به هرجایی رخنه کرده و اگر بشود پستویی در امان مانده از مصنوعات مرتبط با این مردهٔ در حال پرستش یافت، بی‌شک تنورِ نان‌پزیِ زن‌های ترکمن‌صحرا است. رویکرد این قلم در سطور پیش روی، شهرت و عوامل شهرت و باقی ماجراهای مرتبط با این موضوع نیست، بلکه تنها می‌خواهم نمونه‌ای طرح کنم از بت‌شکنی.

درباره زندگی و آثار هدایت، کتب بسیاری از نویسنده‌گان و منتقدین مختلف، از طیف‌های گونه‌گون انتشار یافته است. این روزها، حضرات دانش‌جوی ادبیات فارسی، کتب هدایت را می‌خوانند و به استاد جواب پس می‌دهند. بین جماعت کتاب‌خوان و علاقه‌مند به ادبیات هم، هدایت جای پایی است برای خودش. ناشرین هم که الی ماشاءالله، در ماراتن تجدیدچاپ آثار وی یک‌دیگر را جا می‌گذارند. با همهٔ این‌ها، نمی‌شود تأثیر آثار هدایت را بر بخشی از اقشار جامعه نادیده گرفت.

بگذارید از خوب یا بد بودن آثار هدایت نگویم. این آثار هرچه بوده‌اند، در زمان حیات هدایت خوانده نمی‌شده‌اند و مورد توجه قرار نمی‌گرفته‌اند. پس از خودکشی است که آثار وی اندکی و بعدتر خیلی بیش‌تر در کانون توجه واقع شدند تا آن‌جا که برخی هدایت را «پدر داستان نویسی نوین ایران» خواندند.

«گفتگو با سایه» عنوان فیلم مستند-داستانی است از خسروسینایی که به شخصیت و برخی آثار صادق هدایت می‌پردازد . نگارش فیلم‌نامه این اثر را، سینایی و احمدزاده به طور مشترک عهده‌دار بوده‌اند. این فیلم در جشنواره فیلم فجر سال ۸۴ نمایش داده شد.

«گفتگو با سایه» در اصل عنوان تحقیق احمدزاده است. تحقیقی که نه سردستی و از روی تعجیل، که از پس سؤال و سؤال و پی‌جویی جواب به دست آمده است. گرچه هنرمندیِ سینایی در ساخت فیلم را نباید نادیده گرفت، ولی چه بهتر که اهالی سینما در این‌باره بگویند و منِ مشتاق ادبیات، از شوقم بگویم.

در این فیلم، اندکی دربارهٔ زندگی هدایت و بعد دربارهٔ «بوف کور» سخن می‌رود. بدون اغراق باید گفت، احمدزاده در نیل به هدفش نکاتی را یافته و پراخته‌ که تاکنون کسی زحمت بیرون کشیدن‌شان را از لای آثار و افکار هدایت به خود نداده، و یا این‌که مصلحت بازار را در آن ندیده است!

وقتی در «گفتگو با سایه»، سکانس‌هایی از فیلم‌های مورد علاقه هدایت را می‌بینیم که عیناً، با برخی صحنه‌های روایت شده در بوف‌کور هم‌سانی و اشتراک دارند، وقتی رمزگشایی رفتارها و انزواطلبی‌های هدایت را -تا حدودی و البته با نقص- می‌فهمیم، لذت می‌بریم. اگرچه، محدودیت زمانی فرصت پرداخت بیش‌تر را به کارگردان و فیلم‌نامه‌نویسان نداده است، اما «گفتگو با سایه» فتح بابی است در شیوهٔ تازهٔ نقد آثار و افکار صادق هدایت. شیوه‌ای که نه همه‌چیز را به تیغ تندی و بی‌منطقی زخمی می‌کند و نه حکم ستایش‌گر و بازار گرم‌کن را دارد.

حالا ساعت از ۳ بامداد گذشته، من حدود ساعت ۱ از تهران برگشته‌ام؛ با خاطرهٔ خوب «گفتگو با سایه». دل‌م می‌خواهد، همهٔ دوست‌داران و مخالفان هدایت این فیلم را ببینند و به قضاوت عادلانه بنشینند. فیلم به هیچ‌وجه جادوگری و شعبده‌بازی نمی‌کند، چیزی از سازنده‌گانش نمی‌گوید، افکار این و آن را تکرار نمی‌کند و تنها و تنها، از دل آثار و افکار و نوشته‌های خود هدایت حرفش را بیرون می‌کشد و به مخاطب عرضه می‌کند.

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!