شاید ما اهالی خانه کتاب اشا را سرزنش کنید که مادام از شیرینی هدیه گرفتن و هدیه دادن کتاب کیفور میشویم و این حس خوب را بازگو میکنیم. اما باور کنید برای ما، این شیرینی مانند ندارد.
مدتی قبل، دوست عزیزمان «امیر احسان دولت آبادی» به مناسبتی، کتاب «هرلبت یک کبوتر سرخ است» را به من هدیه کرد. هر لبت یک کبوتر سرخ است، مجموعه شعری است از شاعر جوان و خوش قریحه، غلامرضا طریقی.
غلامرضا طریقی متولد ۱۳۵۶ است و غیر از این، دو مجموعه شعر دیگر نیز اخیراً منتشر کرده است. خود جناب امیراحسانخان معتقد است که دو اثر دیگر طریقی، که بعد از «هر لبت یک کبوتر سرخ است» منتشر شدهاند، به قوت و حلاوت اولین اثر نمیرسند. صحت و سقم ادعای امیراحسان پای خودش، اما شخصاً «هر لبت یک کبوتر سرخ است» را عمیقاً دوست دارم.
جا میخورد از تردی ساق تو پرنده!
ایمان منی -سست و ظریف و شکننده!-
هم، چون کف امواج «خزر» چشمگریزی
هم، مثل شکوه «سبلان» خیرهکننده!
میخواست مرا مرگ دهد، آنکه نهادهست
بر خوان لبان تو، مربای کشنده!
چون رشتهٔ ابریشم قالیچهٔ شرقیست
بر پوست شفاف تو رگهای خزنده!
غیر از تو که یک شاخهٔ گل بین دو سیبی
چشم چه کسی دیده گل میوه دهنده؟!
لبهای تو اندوختهٔ آب حیات است
اسراف نکن این همه در مصرف خنده!
ای قصهٔ موعود هزار و یکمین شب
مشتاق تو هستند هزاران شنونده
افسوس که چون اشک، توان گذرم نیست
از گونهٔ سرخ تو -پل گریه و خنده-!
عشق تو قماریست که بازنده ندارد
ای دست تو پیوسته پر از برگ برنده!!
- دوستش دارم به خاطر تخیل بیحصار شاعر، آنجا که میسراید:
ای -آب آتشزننده- چشم خوش شعله پوشت!
بار لبم را «گران» کرد، لبهای خرما فروشت!
- دوستش دارم به خاطر نگاه عمیق شاعرانهٔ شاعرش، آنجا که میگوید:
اگر منعم کند دین از شراب خون گیرایت
دو فنجان قهوه مینوشم، به یاد مردمکهایت!
- دوستش دارم به خاطر ایرانی بودن و عینی بودن تصاویرش، آنجا که میگوید:
نبند روسریات را به وقت بوسه زدن
تنی به آب زدن بادبان نمیخواهد!
نبند روسری «آبی» خودت را نه!
زمینهٔ تن تو «آسمان» نمیخواهد!
- دوستش دارم به خاطر قدرت شاعر در بهرهگیری از کلمات و آرایههای ادبی، آنجا که میگوید:
با یاد شانههای تو سر آفریده است
ایزد چقدر «شانه به سر» آفریده است!
…
هرچیز را که یک سر سوزن شبیه توست
خوب آفریده است -اگر آفریده است-!
- دوستش دارم به خاطر استعارههای جاندارش، آنجا که میگوید:
تو که چشمات شب لبریز نوره
تنت آمیزهٔ برف و تنوره
دوباره صبح شد؛ پاشو کمک کن
که دست و صورتت آبو بشوره!
غزلهای عاشقانهٔ «غلامرضا طریقی» در «هر لبت یک کبوتر سرخ است» برای هر خانوادهٔ دو نفرهای پیشنهاد میشود! برای تازه عروس و دامادها، برای کهنه -اما زنده- عروس و دامادها و برای هرکسی که «عاشقی کردن» را با کلمات سعدی و منزوی تجربه کرده و حالا دلش، غزلهای امروزین طلب میکند.
برای مطالعهٔ بیشتر: گفتگوی کوتاه سوره مهر با طریقی
|
شنــــاسنامهٔ کتـاب |
|
|
عنوان: |
هر لبت یک کبوتر سرخ است |
|
ناشر: |
|
|
گروه مخاطبان: |
جوان |
|
شاعر: |
غلامرضا طریقی |
|
تصویرگر: |
ندارد |
|
مترجم: |
ندارد |
|
شمارگان: |
۲۲۰۰ نسخه |
|
نوبت چاپ: |
اول / ۸۶ |
|
تعداد صفحات: |
۸۰ صفحه / رقعی |
|
قیمت: |
۱۳۰۰ تومان |
|
شابک: |
۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۲۹۹-۴ |





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





