[یادداشت به قلم پرفسور علیاکبر جلالی درباره مؤسسه به سوی فردا]
بنده بیشتر سازمان مردمی مثل به سوی فردا را از طریق افرادش که بسیار پیگیر و دلسوز برای توسعهٔ فرهنگ کتابخوانی و مطالعه تلاش میکنند میشناسم. اعتقاد دارم که دولت و رهبران جامعه همواره علاقه خود را برای توصیه فرهنگ مطالعه و کتابخوانی از طریق رسانهها یا شرکت در نمایشگاههای کتاب و مراسم کتاب سال و امثال آن نشان دادهاند و مردم را تشویق کردهاند، اما خیلی موثر نبوده است.
سئوال این است که چه چیزی مشکل اصلی بیرغبتی مردم ایران به مطالعه و کتابخوانی است؟ گرانی کتاب، نبود کتابهای وزین و جاذب، کمبود کتابخانه، توسعهٔ کتابهای دیجیتالی و دسترسی مردم به اینترنت و عدم نیاز به کتاب! یا موضوعات دیگری است که علاقه به کتابخوانی در کشور ما کم است؟
بنده فکر میکنم همهٔ موارد فوق ممکن است باشد، اما مهمترین آن این است که به سازمانهای مردمی و غیرانتفاعی مانند سازمان به سوی فردا که در میان مردم هستند و میتوانند نقش مهمی داشته باشند توجه کمی شده است.
بنده به عنوان یک استاد دانشگاه که ۲۷ جلد کتاب ترجمه و تألیف دارم و ۱۵۰۰ مقاله علمی و تخصصی نوشتهام به سازمان غیرانتفاعی به سوی فردا توصیه میکنم که حتمأ با جدیت تمام به کار خود ادامه دهد و علاوه بر روش سنتی با تهیه کتابهای دیجیتالی توسعه و حضور خود را در فضای سایبر گستردهتر کنند. کار در دنیای سایبر و با توجه به شبکههای اجتماعی شرایط بسیار مناسبی را برای توسعه کمی و کیفی اهداف سازمان به سوی فردا فراهم کرده است.
برای تمام عزیزان در سازمان به سوی فردا آرزوی موفقیت دارم.
دکتر علیاکبر جلالی
www.drjalali.ir





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





