لابد شور و هیجان آغاز دوبارهٔ نمایشگاه را از روزها قبل دیدهاید. دوستانم از شهرستانهای مختلف تماس و تصمیم میگیرند تا فلان روز خودشان را از سبزوار و قزوین و اراک و… برسانند به تهران تا با ۲۰ درصد تخفیف کتاب بخرند. این قصه، قصهٔ هرساله است. شهرستانیها، چندین هزارتومان خرج میکنند تا ۲۰ درصد تخفیف را دریابند.
نمایشگاه فروشگاهِ امسال هم با شور و هیجانش برپا شد. فروشگاهی که عنوانِ «نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران» دارد، اما همهٔ دستاندرکارانش معترفند که این، فروشگاه است، نه نمایشگاه. نمونهاش خانم شهلا لاهیجی –مدیر مسؤول انتشارات روشنگران و مطالعات زنان- است که میگوید:
«این که ما داریم اسمش بازار مکارهٔ کتاب است».
میپرسم وقتی همه میگویند این فروشگاه است، پس چرا همت نمیکنیم و نمایشگاه راه نمیاندازیم؟ خانم لاهیجی میگوید:
«ما اگر در این بازار مکاره سالیانه شرکت نکنیم در نمایشگاه میخواهیم چه کار کنیم؟».
گرچه مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، از فروشگاه بینالمللی کتاب تهران گلهمند است اما میگوید:
«وقتی ما کپیرایت نداریم، وقتی کسی نمیتواند از خارج بیاید اینجا تا کپیرایت کتابهایش را به ما بفروشند یا کپیرایت کتابهای ما را بخرد، ما میخواهیم در نمایشگاه چه کار کنیم؟ ما تا عضو کپیرایت نشویم، هیجحرکت بینالمللی برایمان خاصیت ندارد چون در حرکت بینالمللی نمیتوانیم فعال باشیم و منفعلیم. به همینجهت هم برای ناشران ایرانی نمایشگاه بینالمللی کتاب تنها مفری است تا به نقدینگیشان بیفزایند».
و حقاً از جمله بزرگراههای ناشران برای رسیدن به نقدینگی همین نمایشگاه کتاب است. جایی که میتوانند کتابهایشان را بدون واسطه به دست مشتری برسانند و با نصف یا بیشتر از نصف کردن هزینهٔ توزیع، بیش از اوقات دیگر سودآوری کنند.
اگر فرض بگیریم که نمایشگاهِ کتاب با صورت فعلیاش، برای ناشر و مشتری و مؤلف و مترجم منفعت دارد، میفهمیم چرا هیچکس برای ایجاد تغییر بنیادین در آن، همت نمیکند. در حقیقت همه راضیاند! ارشاد آمارش را میدهد، جوان شهرستانی کتابهای یکسالش را میخرد، ناشر سود میکند، مؤلف به چشم میآید. پس دلیلی برای برپایی نمایشگاه به معنای حقیقیاش نیست.
از اینها گذشته، به قول خانم لاهیجی وقتی کپیرایت را نپذیرفتهایم و در کتب ترجمهای دست میبریم، حذف و اضافه میکنیم و… پس نمایشگاه چه منفعتی برایمان دارد؟
کورش صفوی –مترجم- هم دربارهٔ نمایشگاه به شکل فعلیاش میگوید:
«به نظرم میرسد که چنین نمایشگاهی اتفاقا بهتر است تا به شکلی که در فرانکفورت است. مشکل ما خرید کتاب خارجی است. ما هیچ فروشگاهی در ایران نداریم که دائماً کتاب خارجی بیاورد یا من بتوانم سفارش بدهم تا از خارج برایم کتاب بیاورند. نمایشگاه تنها جایی است که من میتوانم کتاب خارجی بخرم. از این بابت این نوع نمایشگاه بیشتر به درد ما میخورد. چون ما کتابهایی که میخواهیم را میشناسیم، اما جایی نداریم که بخریمشان».
یک سؤال مهم: چه کسی از برگزاریِ نمایشگاه بینالمللی کتاب ضرر میبیند؟
خواستم گزارشی تهیه کنم با محوریت این سؤال: «با وجود نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران که در حقیقت فروشگاه است نه نمایشگاه، ما چه چیزهایی را از دست میدهیم؟ چه بهرههایی میتوانیم از نمایشگاه به سبک نمایشگاه فرانکفورت یا دهلی یا لندن یا لایپزیک ببریم که با نبودشان، ضرر میبینیم؟».
پرسیدم و دیدم همه راضیاند جز من! اما مگر ناشران، مؤلفان، مترجمان و خیلیهای دیگر نبودند که طالب برگزاری نمایشگاهی عظیم همچون فرانکفورت در ایران بودند؟
بگذارید قولی به شما بدهم. قول میدهم فردای روز اختتامیهٔ نمایشگاه بیست و دوم، رسانهها باز فرانکفورت را به رخ میکشند و گله میکنند که بیست و دومین، نمایشگاه نبود.




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





