اکبر صحرایی کسی است که نوشتن را جدی میگیرد و این در زمانهٔ ما، ارجمند است. ارجمندتر آن است که جسارتِ پرداختن به فضاهای ناشناخته را دارد. مثلاً بعد از نگارشِ چندین کتابِ جدی با موضوعِ دفاع مقدس، به سراغِ طنزِ جنگ میرود که به نظرم کاری باارزش است.
حافظ هفت ادامهٔ همین نگاهِ جدی و جسور است که اینبار به حوزهٔ کلانِ سیاست پرداخته است. آنهم با سیاقی داستانیتر نسبت به آثارِ قبلی از این دست که از جنسِ سفرنامه بودهاند.
وظیفهٔ نویسنده پرداختن به اجتماعیات در بالاترین سطحِ ممکن است. متأسفانه عادت داریم که برای کاری مثلِ حافظِ هفت، پشتِ چشم نازک کنیم که نویسنده را چه به این امور، اما شبِ انتخابات همه مشغولِ دمِ دستیترین کارهای سیاسی باشیم؛ چه انقلابیمان و چه ضدانقلابمان.





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ






همان طور که نویسنده صاحب سبک و نوپرداز معاصر اقای رضا امیرخانی گفتتند. آثار اکبر صحرایی همه خواندنی، برشی و تاثیر گذار است. غیر از حافط هفت، اخیرا کتاب تپه ی جاویدی و راز اشلو ایشان را نشر ملک اعظم را خواندم. به نظرم آن کار هم کاری ستودنی است به خصوص اتفاقات محاصره گردان فجر تیپ المهدی و شهادت تک تک افراد گردان که با تصویرهای ناب و به یاد ماندنی روایت شده.