محتملترین قضاوتِ بیرونی دربارهٔ اهالیِ خانهٔ کتابِ اشا، چیزی شبیه به این است: «منفعتِ خودشون بیشتر از هر چیزِ دیگهای براشون مهمه» و صد البته که این قضاوت دور از واقعیت نیست. همهٔ ما به دنبالِ منافعِ -مالی یا معنوی- خود هستیم. تا به حال که اشا برایِ اهالیاش منفعتِ مالیِ چندانی نداشته است، اما منافعِ معنویِ بسیاری به همراه داشته است. منافعی که برایِ هر یک از اهالی، شکل و رنگِ متفاوتی دارد. این نفع گاهی در سطحِ نازلِ رضایتِ نفس بوده است و گاه در حدِ خوشحالی از گفتنِ یک حقیقتِ دلچسب و رعایتِ صداقت بالا رفته است. ما انسانیم. موجوداتی با معصومیتهایِ کاسته شده. موجوداتی ممکنالخطا.
تا آنجا که به منفعتِ معنوی مربوط میشود، خانهٔ کتابِ اشا فقط یک منفعتِ شخصی نیست. در واقع، ما دوست داشتهایم که این رسانه منفعتی اجتماعی باشد.
تا اینجایِ متن را بگذارید به حسابِ «برائت از مشرکین» و بنشینید پایِ اصلِ روضه:
چند رسانهٔ کاغذی، تصویری، صوتی و اینترنتی در حوزهٔ کتاب (کتاب، نه ادبیات) داریم؟ میتوانیم بشماریمشان. این کار برایِ شما زحمتی بیشتر از شمارشِ انگشتانِ دو دستتان ندارد. در فضایِ سایبر نهایتاً «کتابِ سوم»، «هزار کتاب»، «کتابخوار» و «خانهٔ کتاب اشا» را داریم. بقیهٔ سایتهایی که عنوانِ کتاب دارند، بیشتر سرگرمِ کتابفروشیاند. معدود سایتهایی هم بودند که بعد از سونامیِ تغییر مواضع در تابستانِ سالِ ۱۳۸۸، به سلکِ سیاسینویسها در آمدند! در میانِ رسانههای کاغذی، کتابِ هفته شاید شاخصترین باشد؛ هفتهنامهای که در واقع بولتنِ رپورتاژآگهیِ وزارت ارشاد و مؤسسهٔ «خانهٔ کتاب» است.
با این بر و رو، چطور انتظار داریم مردم کتابخوان باشند و کتابخوانی کارِ روزمرهٔ ایرانیها باشد؟ بدونِ رسانه، چطور میخواهیم کتاب را موضوعِ روز کنیم؟ چطور میخواهیم داغش کنیم؟
بر اساسِ آماری که کتابِ مرجعِ نشرِ ایران ارائه میکند، در ایران حدوداً چهار هزار و سیصد ناشر فعالیت میکنند. البته اقوالِ غیر رسمی میگوید این رقم بیش از نه هزار ناشر است! طبقِ همین سند، حدودِ سه هزار و نهصد کتابفروشی در کشور فعال است. بر اساسِ حساب و کتابِ سرانگشتی، کمتر از پانزده رسانهٔ کتاب در ایران فعالیت میکنند. منظور از رسانهٔ کتاب، صفحاتی که دربارهٔ رمانها مینویسند نیست، منظور رسانههایی است که دربارهٔ کتاب بماهوِ کتاب مینویسند؛ از لحظهٔ شکلگیریِ ایدهٔ نوشتنِ کتاب تا زمانی که به دست مخاطب رسیده و خوانده شده است و حتی بعد از آن.
بر اساسِ آمارهایِ بالا یک شرکتِ تولید، بستهبندی و توزیعِ خلالِ بادام را تصور کنید. کارخانهای که به اندازهٔ نُه هزار بسته تولید میکند، به اندازهٔ چهار هزار بسته، بستهبندی و توزیع میکند و از همه جالبتر اینکه فقط به اندازهٔ پانزده رسانه آن را تبلیغ میکنند. خیلی طبیعی است که این کارخانه به زودی زمینگیر بشود.
واقعیت این است که اضافه شدنِ رسانههایِ مستقل در حوزهٔ کتاب (روی مستقل تأکید دارم) در هر حال به نفعِ کتابخوانی است. بگذارید این ادعا را بازتر کنم:
یک: اضافه شدنِ رسانههایِ مستقل در حوزهٔ کتاب، به نفعِ ناشران است. ناشران میدانند که محصولشان پس از انتشار و عرضه دیده میشود و صاحبنظران و منتقدان دربارهاش نظر میدهند. این نظرات چه مثبت، چه منفی در هر صورت باعثِ مطرح شدنِ نامِ ناشر و مطرح شدنِ نامِ اثر است. و این یکی از پایهایترین اصولِ «برَندسازی» است که البته عمدهٔ ناشرانِ ما به آن بیتوجهاند.
دو: اضافه شدنِ رسانههایِ مستقل در حوزهٔ کتاب، به نفعِ نویسندگان است. شاید نویسندگان تصور کنند که در مصاحبهشان با رسانهها، واردِ بازیِ یکطرفهای شدهاند؛ بازیای که رسانه بیشتر از نویسنده در سودش سهیم است. این البته تفکرِ نادرستی است. حتی اگر در برخی موارد، رسانه در مصاحبه با نویسنده صاحبِ سود و منفعتِ بیشتری شود، این اتفاق در مجموع بیشتر به نفعِ خودِ نویسنده است. پاگرفتن، گستردهتر شدن، مطرحتر شدن و تأثیرگذارتر شدنِ رسانههایِ حوزهٔ کتاب، مساوی است با تریبونهایِ بیشتر برایِ استفادهٔ تبلیغاتیِ نویسنده. بنابراین نویسنده میتواند در موردی از سهمش چشمپوشی کند تا ایزد در بیابانش دهد باز! این اتفاق نوعی تعاملِ دوطرفه است. رسانه از نویسندهٔ محبوب اعتبار میگیرد تا چند صباحِ دیگر، همان رسانه به نویسنده سرویسدهی کند. البته اغلبِ نویسندگان ما به این موضوع بیتوجهاند.
سه: اضافه شدنِ رسانههایِ مستقل در حوزهٔ کتاب (ولو در جهتِ اهدافِ نظام نباشند) در نهایت به نفعِ نظاماند. با خفه کردنِ رسانهها نمیتوان نظام را حفظ کرد. نظامِ سیاسیِ ایران باید بداند که ازدیادِ رسانههایِ حوزهٔ کتاب در مجموع به داشتنِ فضایِ بازِ سیاسی و فرهنگی منجر میشود. نظام میتواند در این میان حامیِ مالیِ برخی رسانهها باشد و موازنهٔ قدرتِ رسانهای را اینگونه به نفعِ خود کند، اما با تعطیل کردنِ رسانههایِ دگراندیش، سودی که نمیبرد هیچ، در بلند مدت ضرر هم خواهد کرد. هیچ نظامی از بسته بودنِ فضایِ فرهنگی سود نخواهد برد.
چهار: اگر همانقدر که سیاست در ایران صاحبِ رسانه است، فرهنگ هم بود، امروز مردم تا این اندازه به فرهنگ بیتوجه نبودند. اگر واقعاً دلِ مسئولانِ جمهوریِ اسلامیِ ایران به حالِ فرهنگ میسوزد، راهش بیانیه دادن و سخنرانی کردن نیست. فضایِ فرهنگ محتاجِ رسانههایی است که مستقل بنویسند.
پنج: ازدیادِ رسانههایِ حوزهٔ کتاب برایِ این رسانهها خطر محسوب نمیشود. هرچه این رسانهها بیشتر باشند، فضایِ رقابت و میزان اهمیتِ کار در این حوزه بیشتر و گستردهتر خواهد شد.
کتابنخوانی در کشورِ ما معلول این دو علت است: توزیعِ نامطلوب و تبلیغِ نامطلوب. خیلی خب، توزیعش را اهلِ بازار درست کنند و بگذارند ما رسانهایها، کارمان را بکنیم. کالایِ بدونِ تبلیغ و بدونِ معرفی، بازار ندارد. این یک معادلهٔ ساده و قابل فهم است.
شما که امروز این سطرها را خواندید! اگر روزی در این کشور مسئول شدید، به بیشتر شدنِ رسانههایِ کتاب کمک کنید. قول میدهم ظرفِ نیم دهه (پنج سالِ ناقابل) از شرمندگیِ وزرایِ ارشاد موقعِ بیانِ آمارِ سرانهٔ مطالعه به مراتب کاسته شود. من ایمان مطهری منش هستم و تا نفس میکشم سرِ این حرفم میمانم.




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ






حالا میفهمم که رضاامیرخانی در نفحات نفت جه میگفت راجع به رسانه غیرنفتی. البته همان جا میشد سفیدخوانی کرد و فهمید که اگر کسی بخواهد مستقل بماند، جه هزینه هایی باید بدهد…
و چه کسی باید این رسانههای مستقل کتابمحور را زیاد نماید؟ خودِ ارشاد؟ این کمی تناقضآمیزناک نیست؟!
ممنون از طرحِ این نکته. اگر بپذیریم که ارشاد شأنِ هدایتگونه دارد و از جمله وظایفش بسطِ فرهنگ و تأمین زیرساختهایِ مناسب برایِ این بسط است، تناقضی در کار نیست.
البته این به معنایِ دخالت در محتوا و تعیین مرز برای رسانهها نیست.
ای آقا! اگر قرار بود که میخ آهنین در سنگ فرو برود که الان حساب خیلی چیزها بهتر از این بود که هست!
علی هذا، آقایان مدت ها است که سرشان جای دیگری بند است و البته آنچه این وسط مظلوم است فرهنگ بیچاره در مقیاس کلی و کتاب بما هو کتاب در مقیاس کوچکترش است.
حالا درک می کنیم که آقا وقتی می گویند فرهنگ مظلوم است حرفشان چیست!
سیاه نمایی می فرمایید آقا!خواهرزاده خودمان پریروز رفت تهران-خیابان انقلاب-بر دانشگاه تهران.دو جعبه کتاب خرید،چند کیلو!همه چی هم داشت:هزار تست و صد نکته و کتاب آبی مخصوص دوره و کتاب مشکی همپا و از اینا.