چهارشنبه، ۲۲ تیر ۱۳۹۰ |  
حسین جعفریان

پیشنهاد مخاطبان | حسین جعفریان: اورانیا که «پدر و مادر چندان لطفی در حقش نکرده بودند، نامش آدم را به یاد سیاره‌ای در آسمان یا فلزی معدنی می‌انداخت، به یاد همه چیز مگر زنی بلندبالا و خوش‌سیما»…

داستان این‌طوری آغاز می‌شود: سفری به دومینیکن، به زمانی نه چندان دور، به حکومت دیکتاتوری تروخیو، و اورانیا روایت‌گرِ این داستانِ تلخ است. ژنرال تروخیو، ولی نعمت، پدرِ ملت، رئیسِ بزرگ، که تکاورهای نیروی دریاییِ آمریکا او را به هنگامِ اشغالِ جمهوریِ دومینیکن توسطِ آمریکا آموزش داده بودند، حکومتِ دومینیکن را به دست می‌گیرد، وی با استفاده از قدرتِ نظامیِ خود اندکی نظم و رونقِ اقتصادی نصیبِ کشور کرد و تهدیداتِ کشورِ همسایه یعنی هائیتی را خنثی کرد ولی کشور به دلیلِ از دست دادنِ آزادی‌های مدنی بهای سنگینی را پرداخت.
تروخیو در دومینیکن یک دیکتاتوری راه می‌اندازد. مردم همه چیزشان را از دست می‌دهند، همهٔ آزادی‌هایی که دارند، همه را قربانی هوس‌بازی‌های تروخیو می‌کنند. تروخیو نمونه‌ای از دیکتاتورهای تاریخ است، یک فرد مستبد، با عقده‌ها و کم‌بودهای جنسی که دوست دارد زیردستانش را به بازی بگیرد، امتحان‌شان کند، بی‌آبروی‌شان کند، با ناموسِ زیر دستانش رابطه برقرار کند، و آن‌ها هم از ترس‌شان چیزی نمی‌گویند، خود تروخیو هم  اذعان می‌دارد که از این بازی لذت می‌برد .
سناتور کابرال نیز یکی از زیردستانِ تروخیو است. تروخیو او را بی‌آبرو می‌کند و او برای به دست آوردنِ جایگاهِ گذشتهٔ خود دست به هر کاری می‌زند.

داستان به صورتِ سه روایتِ موازی پیش می‌رود، عمدهٔ روایتِ داستان بر عهدهٔ اورانیا (دختر سناتور کابرال) است. اورانیا  یک نماد است نه یک شخصیتِ عادی. او نمادِ معصومیتِ از دست رفتهٔ یک کشور است.

روایتِ دوم از دید آدم‌هایی است که می‌خواهند دست به ترورِ تروخیو بزنند و راویِ سومِ  ماجرا هم تروخیو و زیردستانش هستند.

تروخیو آزادیِ ملتِ دومینیکن یا به تعبیرِ سالوادور ارادهٔ آزاد را از آن‌ها می‌گیرد، در جایی از داستان از زبانِ یکی از شخصیت‌هایی که منتظرند تروخیو را ترور کنند می‌خوانیم :
«اما حرفی که سالوادور دربارهٔ ارادهٔ آزاد گفته بود به دلش نشست. شاید به همین دلیل معتقد شده بود تروخیو باید بمیرد تا به این ترتیب او و بقیهٔ دومینیکنی‌ها دستِ کم حق داشته باشند آزادانه کارشان را انتخاب کنند. تونی نمی‌دانست آن زندگی چه جور است. شاید وقتی بچه بود می‌دانست، اما فراموش کرده بود. لابد زندگیِ قشنگی است. لابد قهوه‌ای که می‌خوری مزه‌اش بهتر است، سیگارت طعم بهتری دارد، شنا توی اقیانوس در یک روز گرم، فیلمی که شنبه‌ها میبینی‌، مرنگه‌ای که از رادیو پخش می‌شود، لابد همه چیز در جسم و روح احساسِ لذت‌بخش‌تری را بیدار می‌کند. وقتی چیزی را داشته باشی که تروخیو سی و یک سال پیش از دومینیکنی‌ها گرفته؛ یعنی ارادهٔ آزادی» (صفحه ۲۳۰)

یوسا در «سورِ بز» بر خلاف مارکز در «پاییزِ پدر سالار» دست به روان‌کاویِ شخصیت‌ها می‌زند. یوسا بر عکسِ مارکز به جای پرداختن به حرصِ ابلهانهٔ دیکتاتور و بادشدنِ او تا مرزِ انفجار، دست به تقلیلِ شخصیتِ او به مجموعه‌ای از عقده‌های شخصی و به خصوص جنسی می‌زند. تروخیو در سورِ بز انسانِ بسیار حقیر و ضعیفی است؛ بردهٔ دست و پا بستهٔ میلِ جنسیِ خود است و حاضر است تمامِ قدرت و کشورِ خود را به پای علایقِ جنسی‌اش فدا کند. ایدهٔ اصلیِ یوسا در پرداختنِ شخصیتِ تروخیو، تأکید بر حقارت‌های فردی و نقطه ضعف‌های آشکاری است که در بسیاری از اشخاصِ جامعه وجود دارد.

یوسا در قالبِ شخصیتِ تروخیو، به خوبی نشان می‌دهد که نقشِ تصادف از یک سو و روابطِ کثیفِ پشتِ پرده از سوی دیگر، چگونه شخصی ضعیف و حقیر را به قدرت می‌رساند و کشوری را به باد می‌دهد.

«همین عذابِ چندین و چند ساله یعنی فکر کردن به نحوی و عمل کردن به نحوی متضاد با آن، او را در نهان‌خانهٔ دل به آن‌جا کشاند که تروخیو را به مرگ محکوم کند، خود را متقاعد کند که تا وقتی تروخیو زنده است، او و بسیاری از مردمِ دومینیکن محکوم به این بیماری‌اند، محکوم به این‌که پیوسته به خود دروغ بگویند و دیگران را فریب دهند، محکوم به این‌که دو شخص در یک قالب باشند، دروغی عمومی و حقیقتی خصوصی که به بیان درنمی‌آید.» (صفحه ۲۲۵(

اما سؤالِ اساسی این است: آیا دیکتاتوری با مرگِ دیکتاتور پایان می‌یابد؟


سورِ بز | نوشتهٔ: ماریو بارگاس یوسا | ترجمه: عبدالله کوثری | نشر علم

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!