پیشنهاد مخاطبان | حسین جعفریان: اورانیا که «پدر و مادر چندان لطفی در حقش نکرده بودند، نامش آدم را به یاد سیارهای در آسمان یا فلزی معدنی میانداخت، به یاد همه چیز مگر زنی بلندبالا و خوشسیما»…
داستان اینطوری آغاز میشود: سفری به دومینیکن، به زمانی نه چندان دور، به حکومت دیکتاتوری تروخیو، و اورانیا روایتگرِ این داستانِ تلخ است. ژنرال تروخیو، ولی نعمت، پدرِ ملت، رئیسِ بزرگ، که تکاورهای نیروی دریاییِ آمریکا او را به هنگامِ اشغالِ جمهوریِ دومینیکن توسطِ آمریکا آموزش داده بودند، حکومتِ دومینیکن را به دست میگیرد، وی با استفاده از قدرتِ نظامیِ خود اندکی نظم و رونقِ اقتصادی نصیبِ کشور کرد و تهدیداتِ کشورِ همسایه یعنی هائیتی را خنثی کرد ولی کشور به دلیلِ از دست دادنِ آزادیهای مدنی بهای سنگینی را پرداخت.
تروخیو در دومینیکن یک دیکتاتوری راه میاندازد. مردم همه چیزشان را از دست میدهند، همهٔ آزادیهایی که دارند، همه را قربانی هوسبازیهای تروخیو میکنند. تروخیو نمونهای از دیکتاتورهای تاریخ است، یک فرد مستبد، با عقدهها و کمبودهای جنسی که دوست دارد زیردستانش را به بازی بگیرد، امتحانشان کند، بیآبرویشان کند، با ناموسِ زیر دستانش رابطه برقرار کند، و آنها هم از ترسشان چیزی نمیگویند، خود تروخیو هم اذعان میدارد که از این بازی لذت میبرد .
سناتور کابرال نیز یکی از زیردستانِ تروخیو است. تروخیو او را بیآبرو میکند و او برای به دست آوردنِ جایگاهِ گذشتهٔ خود دست به هر کاری میزند.
داستان به صورتِ سه روایتِ موازی پیش میرود، عمدهٔ روایتِ داستان بر عهدهٔ اورانیا (دختر سناتور کابرال) است. اورانیا یک نماد است نه یک شخصیتِ عادی. او نمادِ معصومیتِ از دست رفتهٔ یک کشور است.
روایتِ دوم از دید آدمهایی است که میخواهند دست به ترورِ تروخیو بزنند و راویِ سومِ ماجرا هم تروخیو و زیردستانش هستند.
تروخیو آزادیِ ملتِ دومینیکن یا به تعبیرِ سالوادور ارادهٔ آزاد را از آنها میگیرد، در جایی از داستان از زبانِ یکی از شخصیتهایی که منتظرند تروخیو را ترور کنند میخوانیم :
«اما حرفی که سالوادور دربارهٔ ارادهٔ آزاد گفته بود به دلش نشست. شاید به همین دلیل معتقد شده بود تروخیو باید بمیرد تا به این ترتیب او و بقیهٔ دومینیکنیها دستِ کم حق داشته باشند آزادانه کارشان را انتخاب کنند. تونی نمیدانست آن زندگی چه جور است. شاید وقتی بچه بود میدانست، اما فراموش کرده بود. لابد زندگیِ قشنگی است. لابد قهوهای که میخوری مزهاش بهتر است، سیگارت طعم بهتری دارد، شنا توی اقیانوس در یک روز گرم، فیلمی که شنبهها میبینی، مرنگهای که از رادیو پخش میشود، لابد همه چیز در جسم و روح احساسِ لذتبخشتری را بیدار میکند. وقتی چیزی را داشته باشی که تروخیو سی و یک سال پیش از دومینیکنیها گرفته؛ یعنی ارادهٔ آزادی» (صفحه ۲۳۰)
یوسا در «سورِ بز» بر خلاف مارکز در «پاییزِ پدر سالار» دست به روانکاویِ شخصیتها میزند. یوسا بر عکسِ مارکز به جای پرداختن به حرصِ ابلهانهٔ دیکتاتور و بادشدنِ او تا مرزِ انفجار، دست به تقلیلِ شخصیتِ او به مجموعهای از عقدههای شخصی و به خصوص جنسی میزند. تروخیو در سورِ بز انسانِ بسیار حقیر و ضعیفی است؛ بردهٔ دست و پا بستهٔ میلِ جنسیِ خود است و حاضر است تمامِ قدرت و کشورِ خود را به پای علایقِ جنسیاش فدا کند. ایدهٔ اصلیِ یوسا در پرداختنِ شخصیتِ تروخیو، تأکید بر حقارتهای فردی و نقطه ضعفهای آشکاری است که در بسیاری از اشخاصِ جامعه وجود دارد.
یوسا در قالبِ شخصیتِ تروخیو، به خوبی نشان میدهد که نقشِ تصادف از یک سو و روابطِ کثیفِ پشتِ پرده از سوی دیگر، چگونه شخصی ضعیف و حقیر را به قدرت میرساند و کشوری را به باد میدهد.
«همین عذابِ چندین و چند ساله یعنی فکر کردن به نحوی و عمل کردن به نحوی متضاد با آن، او را در نهانخانهٔ دل به آنجا کشاند که تروخیو را به مرگ محکوم کند، خود را متقاعد کند که تا وقتی تروخیو زنده است، او و بسیاری از مردمِ دومینیکن محکوم به این بیماریاند، محکوم به اینکه پیوسته به خود دروغ بگویند و دیگران را فریب دهند، محکوم به اینکه دو شخص در یک قالب باشند، دروغی عمومی و حقیقتی خصوصی که به بیان درنمیآید.» (صفحه ۲۲۵(
اما سؤالِ اساسی این است: آیا دیکتاتوری با مرگِ دیکتاتور پایان مییابد؟
سورِ بز | نوشتهٔ: ماریو بارگاس یوسا | ترجمه: عبدالله کوثری | نشر علم
داستانهای امریکای لاتین, دیکتاتوری, سور بز, ماریو بارگاس یوسا, نشر علم, ژنرال تروخیو, گابریل گارسیا مارکز




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ






شما که لینک دانلود نداری مگه مریضی ورودی رو دانلود کتاب نوشتی!
دوست گرامی! «جستجوهای ورودی» نوشتهٔ اشا نیست. آنچه شما خواندهاید، فهرستِ کلیدواژههایی است که کاربران در موتورهای جستجو دنبال آن گشتهاند و به اشا رسیدهاند. اشا در هیچیک از متنهای خود «دانلود کتاب» را ذکر نکرده است. از توجه شما متشکریم.