داشتنِ دوست کتابخوان چندین مزیت بزرگ دارد؛ یکی از این مزیتها این است که هرگاه به کتابِ خوبی برای مطالعه کردن نیاز داشته باشی، میتوانی بدونِ گشت زدنِ چندین ساعته در کتابخانهها و کتابفروشیها و مردد ماندن بینِ خریدنِ این کتاب یا امانت گرفتنِ آن یکی، و نهایتاً نرسیدن به مقصودِ اصلی که همانا احساسِ رضایت از مطالعهٔ یک کتابِ خوب و جذاب است، با یک مشورتِ سادهٔ یکی دو دقیقهای با دوستِ کتابخوانت، از ساعتها اتلافِ وقت جلوگیری کنی.
«شبحِ اپرایِ پاریس» را چنین دوستی در دورانِ دانشجویی به من معرفی کرد. و بهراستی از خواندنش لذت بردم، هم داستانش را دوست داشتم و هم سبکِ
از متنِ کتاب:
بارها ساعتهای مرا اوراق میکرد و چون نمیتوانست دوباره آنها را مانندِ نخست در جای خود قرار دهد، به عجیبترین وجهی خشمگین میشد. تحملِ آن را نداشت که مغلوبِ اشیای بیجان شود. بهزودی پیشرفتهای حیرتانگیزِ او مرا به هراس میافکند. من دختری با آموزشِ غیرِ متعارف بودم. پدر برای آنکه از دانشِ معماری سر در بیاورم خودش به حد کافی به من هندسه آموخته بود، اما کمکم متوجه میشدم که اریک به زودی از من پیشی خواهد گرفت.
■ ■ ■
نویسندهاش را. بهطوری که تصمیم گرفتم حتماً یک نسخهاش را در کتابخانهام داشته باشم؛ کتابخانهای که اختصاص دارد به کتابهای باارزش و دوستداشتنی برای من.
شبحِ اپرایِ پاریس افسانهٔ زندگیِ اریک است که با صورتی وحشتناک و هیولایی متولد میشود بهطوری که هیچکس حتی مادرش جرأتِ دیدنش را ندارد و آرزو میکند که ای کاش خود و فرزندش مرده بودند؛ فرزندی که فکر میکرد بعد از فقدانِ خانواده و شوهرش تنها مایهٔ آرامش و تسلیِ خاطرِ اوست.
این موجودِ عجیب به مرورِ زمان استعدادهای خارقالعادهٔ خود را آشکار میسازد بهطوری که توجهِ مادر و اطرافیانِ دلسوزش را جلب میکند. آنها برای پیشرفتِ او و همچنین در امان بودنش از آزار و اذیت و خرافهپرستیِ سایرین از هیچ تلاشی مضایقه نمیکنند. این انسانِ عجیبالخلقه مانندِ هر انسانِ دیگری رشد میکند، بهسختی زندگی میکند، ارتباط با انسانها را تجربه میکند، بهزیبایی عاشق میشود و نهایتاً در تنهایی میمیرد.
سوزان کی در این رمان برای نخستین بار داستانِ زندگیِ اریکِ محزون را از آغازِ تولد تا مرگِ تماشائیِ او به رشتهٔ تحریر در آورده است. پیش از او گاستون لرو در سالِ ۱۹۱۰ «شبحِ اپرا» را نوشته است که یک اثرِ بزرگِ کلاسیک در نوعِ رمانهای وحشتآفرین به حساب میآید. روایتهای دیگری نیز با الهام از شبحِ اپرا نوشته شدهاند اما همگی به شش ماهِ پایانیِ زندگیِ این موجودِ مغموم پرداختهاند.
در این رمانِ جذاب، هر فصل از زاویهٔ دیدِ یکی از شخصیتها نوشته شده است. فصلِ اول را مادلین، مادر اریک، روایت میکند. اریک در فصلِ دوم داستانش را ادامه میدهد و تا انتهای داستان شخصیتها میآیند، قصه میگویند و میروند. داستان بهطورِ غیرِ منتظرهای آغاز میشود، بهزیبایی اوج میگیرد و بسیار دردناک پایان مییابد. در این کتاب، تاریخِ واقعی با دنیای پر رمز و رازِ رویاها در هم آمیخته است.
نشرِ چشمه این رمان را با ترجمهٔ خانم ملیحه محمدی در ۵۰۰ صفحه منتشر کرده است. اگر خواندنِ رمان را آغاز کنید، دلتان نمیخواهد تا وقتی داستان را تا انتها نخواندهاید آن را زمین بگذارید؛ هر صفحه را که میخوانید برای خواندنِ صفحهٔ بعد مشتاقتر میشوید.
معرفیِ صوتیِ کتاب و بخشی از متن آن را دانلود کنید / بشنوید:
| عنوان | شبح اپرای پاریس |
| نویسنده | سوزان کی |
| تصویرگر | - |
| مترجم | ملیحه محمدی |
| ویراستار | کاظم فرهادی |
| ناشر | نشر چشمه |
| گروه مخاطبان | بزرگسالان |
| جنسیت مخاطبان | فرقی ندارد |
| تعداد صفحات | 500 صفحهٔ رقعی |
| نوبت چاپ | چهارم - 87 |
| شمارگان | 1500 نسخه |
| قیمت | 6500 تومان |
| شابک | 978-964-5571-05-7 |

- کمدی انسانی (0.964)
- یک عاشقانهٔ آرام (0.067)
- فونتامارا (0.067)
- دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم (0.067)
- مثل آب برای شکلات (0.067)






















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





