یک اشتباه کتاب‌فروش که مشتری را دچار گردن‌درد می‌کند
دوشنبه، ۱۳ تیر ۱۳۹۰ | یادداشت  
حسام الدین مطهری

در مملکتی که سرِ هر کوی و برزنش فروشگاهِ کتاب نیست، کتاب‌خوان‌ها دوست دارند به کتاب‌فروشی‌هایِ خوشگل بروند. کتاب‌فروشیِ خوشگل یعنی جایی که دکورش یا از این ورِ بام افتاده باشد یا از آن ورِ بام (یعنی یا پُست‌مدرن باشد یا سنتیِ سنتی با بویِ چوب و رنگِ قهوه‌ای سوخته). خوش‌صحبتی و خوش‌روییِ فروشندگان هم از خصایصِ دیگرِ کتاب‌فروشیِ خوشگل است. موافقید؟

در تهران کتاب‌فروشیِ خوشگل راحت گیر می‌آید. حتی اگر ساکنِ شاه عبدالعظیم باشی، گاهی هوس می‌کنی به خیابانِ کریم‌خان یا شریعتی بروی و در یک کتاب‌فروشیِ خوشگل سیر کنی و مثلِ عطش‌زده‌ها کتاب برداری. وقتی به خانه برمی‌گردی، علاوه بر جیبِ خالی، چند چیزِ دیگر همراه آورده‌ای: یک یا چند کیسه پر از کتاب (چه روشن‌فکر!)، یک جفت پایِ دردناک با عضلاتِ کوفته، یک جفت دست که در آستانهٔ جدا شدن از کتف است و چیزی که دلیلش را نمی‌فهمی: «گردن‌درد»!

وقتی شمارِ مشتاقانِ کتاب‌فروشی‌هایِ خوشگل زیاد باشد، کتاب‌فروشان سعی می‌کنند هر جور شده دکان‌شان را شیک و پیک کنند، رویِ صورت‌شان پولیش بزنند (خوش‌رو باشند)، بخندند و از درِ دوستی با مشتری در بیایند. آن موقع است که کتاب‌فروش تصور می‌کند همهٔ معیارهایِ یک کتاب‌فروشیِ خوب را رعایت کرده است، اما «گردن‌درد» را فراموش کرده…!

مدتی قبل، یک کتاب‌فروشیِ شیک و پیک در خیابانِ انقلاب، کتاب‌هایش را بر خلافِ روالِ همهٔ کتاب‌فروشی‌ها، رو به جلد در قفسه گذاشت. این کار، مانعِ چیدنِ تعداد عناوینِ بیش‌تر در قفسه‌ها می‌شد. با این شیوه هر کتابِ رقعی، تقریباً به اندازهٔ ۱۰ کتاب فضا اشغال می‌کرد؛ این هزینه‌ای بود که کتاب‌فروش برایِ «دیده شدنِ» جلدِ کتاب می‌پرداخت. فکر می‌کنید نتیجهٔ این شیوه چه بود؟ پس از مدتی، فروشِ هر کتاب در این کتاب‌فروشی روندِ صعودی پیدا کرد. کتاب‌فروش، جوابِ ریسکش را گرفت و دیگر هیچ کتابی را به عطف در قفسه نگذاشت.

مهم‌ترین دلیل برای به عطف چیدنِ کتاب‌ها در کتاب‌فروشی، کمبودِ فضا است. اما این شیوه دو عیبِ مهم دارد:

گردن‌دردِ مشتری

دیده نشدنِ جلد کتاب

مشتریانِ کتاب‌فروشی مجبورند برایِ خواندنِ نوشتهٔ عطفِ هر کتاب، گردن‌شان را -مثلِ عکسِ این مطلب- کج کنند. این اتفاق مشتری را زود خسته می‌کند. شاید به نظرتان موضوعِ مهمی نباشد، اما اگر کتاب‌فروش هستید باید بدانید «خستگی» مثلِ بویِ بد یا برخوردِ بد مشتری را می‌پراند. مشتری باید در کتاب‌فروشیِ شما احساسِ آرامش کند نه خستگی. او خستگی را در بیرونِ کتاب‌فروشی تجربه کرده و حالا می‌خواهد لذت ببرد.

برایِ مشتریانی که کتاب‌شناس نیستند، جلدِ کتاب مثلِ بزک برایِ عروس است. جلدِ کتاب برایِ مشتریانِ معمولی و بی‌شناخت اولین جذبه است. پوشاندنِ این جذبه، بهره نبردن از یک عاملِ تبلیغاتیِ مفت و مجانی است. در این صورت به عطف چیدنِ کتاب‌ها یک ضرر است، نه منفعت.

من و بسیاری دیگر از کتاب‌خوان‌ها، دوست نداریم با گردنِ کج در کتاب‌فروشی بچرخیم. ما دوست داریم جلدِ کتاب‌ها را ببینیم و دربارهٔ خوبی و بدی‌شان با همراه‌مان حرف بزنیم.

اگر کتاب‌فروش هستید، ریسک کنید.

 

 

برچسب های مطلب:
, ,

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!