برای نخستین بار محسن پرویز -معاونِ فرهنگیِ پیشینِ وزارتِ ارشاد- روی جایزههایِ ادبیِ خصوصی دست گذاشت و از آنها بسیار انتقاد کرد؛ از جمله این که این جوایز را وابسته به کشورهای بیگانه دانست و گفت: «سه چهار سالی است که کنگرهٔ آمریکا مبلغی را برای مبارزه با نظامِ ما تصویب میکند. آیا شما تا به حال از میلیونها دلاری که تصویب میشود، یک دلار پیدا کردهاید که ببینید کجا دارد هزینه میشود؟ فکر میکنم این موضوع گویاست و پاسخِ برخی مسائل دربارهٔ برخی جوایزِ ادبی را مشخص میکند.»
بعد از این ماجراها برخی جوایزِ ادبیِ خصوصی حامیانِ مالی خود را معرفی کردند، اما باز هم معاونِ فرهنگیِ وزارتِ ارشاد چند بار در مصاحبههایش، جوایزِ خصوصی را به «عدمِ شفافیت» متهم کرد.
بهمنِ دری -معاونِ فرهنگیِ فعلیِ وزیرِ ارشاد- در گفتگویی با ایسنا، جایزههایِ ادبیِ خصوصی را به دلیل نداشتنِ مجوزِ فعالیت، غیرقانونی خواند تا همچنان بازارِ انتقاداتِ وزارتِ فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به جایزههایِ خصوصی داغ بماند.
اما فریده خلعتبری -مدیرِ نشرِ شباویز- نگاهِ دیگری به ماجرای کتاب و جوایزِ ادبیِ کشور دارد و معتقد است خوانندگان به برگزیدگان جوایز دولتی چندان باور ندارند و به این کتابها چندان اقبال نشان نمیدهند.
یونس تراکمه -عضو هیئتِ اجراییِ بنیادِ گلشیری- هم دربارهٔ تفاوتِ ماهویِ جایزههایِ ادبیِ دولتی و خصوصی به ایسنا میگوید: «تفاوت این جایزهها در نوعِ ادبیاتی است که ارزیابی میکنند. ما اکنون یک ادبیاتِ دولتی پیدا کردهایم که نوعی ادبیاتِ ایدئولوژیک است و هزینه میشود تا بینشِ خاصی را تبلیغ کند. این رانتها جواب داده است و یکسری نویسنده هم بهوجود آمدهاند…».
احمد دهقان مثل همیشه با خوشرویی تلفن را جواب میدهد. سؤالم را که میشنود کمی مکث میکند و میگوید: «نه اینکه فکر کنید در پاسخ دادن به این سؤال مشکل دارم! مدتی است در کل با رسانهها مصاحبه نمیکنم.» این در حالی است که او دربارهٔ آثارِ تازهاش با مجلات مصاحبه کرده است.
محمدرضا بایرامی مثل همیشه سکوت می کند، اما این بار همین که متوجهِ موضوعِ سؤالم میشود کمی زودتر از قبل میگوید مدتهاست مصاحبه نمیکند و سکوتش ارتباطی با نوعِ سؤالِ من ندارد. اما بایرامی هم به تازگی با خبرنگارانِ یک خبرگزاری به گفتگو نشسته است!
محسن مؤمنی و حسین فتاحی جایزهٔ کتابِ سال را معتبرترین جایزه میدانند و البته این نکته را هم ذکر میکنند که در کنار همهٔ انتقاداتی که به این جایزه دارند، چنین نظری را عنوان کردهاند.
راضیه تجار پس از تماسهای مکرر تلفن را جواب میدهد. پس از اینکه سؤالم را میشنود مثلِ اغلبِ کسانی که با آنها تماس گرفتهام سکوت میکند و بعد… پاسخی متفاوت میدهد و میگوید: «بهترین جایزه برای هر نویسنده این است که مردم کتابش را بخوانند و آن کتاب در قلب مردم جا داشته باشد، وگرنه جایزهها چندان هم ملاک نیستند.» جالب است که تجار بارها داورِ جایزههایی مثلِ کتابِ سالِ جمهوریِ اسلامیِ ایران بوده است.
اما در همهٔ دنیا جایزههای ادبی برای مردم شناخته شده و دارای اعتبار و اهمیت هستند، تا جایی که سیلِ مخاطبان را به سمتِ خرید و مطالعهٔ یک کتاب سوق میدهند! در حالی که در کشورِ ما جایزههای ادبی هنوز نتوانستهاند چنین جوّی را در جامعه ایجاد کنند.
به طور مثال سایتِ آمازونِ بریتانیا در خبری اعلام کرد که از زمانِ اعلامِ فهرستِ نهاییِ جایزهٔ اورنج، فروشِ برخی از نامزدهای این جایزه ۵ برابر شده است و حتی فروشِ کتاب «اتاق» نوشتهٔ اما دونوگ –نویسندهٔ ایرلندی- که از آن به عنوانِ شانسِ نخستِ جایزهٔ اورنج ۲۰۱۱ یاد میشد، فروشی ۴۷۰ درصدی را تجربه کرده است!
مصطفی رحماندوست میگوید: «کتاب سال میتواند معتبرترین جایزهٔ ادبیِ کشور باشد، اما متأسفانه وزارتِ ارشاد تنها آن را برگزار میکند و هیچگونه برنامهٔ حمایتی برای کتابهای برگزیده ندارد، به همین علت تنها به برگزاری و اعلامِ برگزیدگان محدود میشود و پایان میگیرد.»
نویسندهٔ دیگری که مُصِر است نامی از وی آورده نشود، میگوید: «خانم! کتابم مانده ارشاد، در این شرایط چگونه به سؤالِ شما پاسخ دهم؟»
مجید قیصری هم از نویسندگانی است که در اغلبِ موارد به هیچ سؤالی پاسخ نمیدهد. به وی می گویم: «البته میدانم که جواب نمیدهید، اما خب اجازه بدهید سؤال را مطرح کنم.» با شنیدنِ سؤالم میخندد و میگوید: «در گزارشتان بنویسید من سکوت کردم.»
بلقیس سلیمانی هم خیلی دوستانه و مهربان مانند همیشه بعد از کلی احوالپرسی میگوید: «ترجیح میدهم سکوت کنم.»
اما احمد شاکری بعد از مقایسهای مفصل بین جایزهٔ ادبیِ جلال آل احمد و سایر جوایز، آن را به لحاظِ بررسیهای علمی معتبرترین جایزهٔ ادبیِ کشور میداند، البته تأکید میکند ممکن است بسیاری تصور کنند به این دلیل که عضوِ هیئتِ داورانِ این جایزهٔ ادبی است چنین نظری دارد، اما چنین نیست. او نامزد جایزهٔ جلال هم بوده است.
نویسندهٔ دیگری میگوید اعتبارِ جایزهٔ ادبی در ایران را باید با مبلغی که میپردازند سنجید! البته شاید قصد دارد با این پاسخ مشکلاتِ معیشتیِ نویسندگان در ایران را بیان کند!
محمد میرکیانی از میانِ جوایزِ ادبی موجود در کشور، جایزهٔ کتابِ سال و کانونِ پرورشِ فکری کودکان و نوجوانان را معتبر میداند. میرکیانی از جمله همکارانِ کانون بوده و مدتی هم بر مرکز آفرینشهای ادبیِ این کانون مدیریت کرده است.
داوود غفارزادگان کمی سکوت میکند… با خنده میپرسم: «سؤال سخت است؟» میگوید: «نه، اما نمیتوان جایزهٔ معتبرتر را تعیین کرد، از طرفِ دیگر چارهای هم نداریم جز برگزاری جوایز ادبی، بنابراین با همهٔ این اما و اگرها باید این جوایز باشد. بالأخره بودنشان بهتر از نبودشان است.»
برخی دیگر در پاسخ به سؤال من میگویند: «خانم! این سایت سیاسی است، از ما میشنوی شما هم همکاری نکن، مگر عکسهای صفحهٔ اولِ سایت را ندیدهای؟»
برخی از نویسندگان هم برخوردِ خوبی با من ندارند و ناراحت میشوند از اینکه ممکن است در این گزارش نامشان در کنار نامِ نویسندگانی قرار بگیرد که آنها را روشنفکر نمیدانند! البته این در حالی است که «خانه کتاب اشا» به بازگوییِ نظرات مختلف و حتی متفاوت با دیدگاهِ خود معتقد است.
اما رضا رئیسی بهصراحت جشنوارههای دولتی و خصوصی را نقد میکند و میگوید: «هیچکدام از جایزههای ادبیِ کشور معتبر نیستند. جوایز دولتی سیاسی هستند و با ادبیات سلیقهای برخورد میکنند. جوایزِ خصوصی هم در مقابل، جناحی عمل میکنند، البته جایزهٔ ادبی گلشیری بهتر از جوایزِ دیگرِ این عرصه است. اما در کل مسئله اینجاست که خود ادبیات کمتر دیده میشود.»
سعید بیابانکی که به نظر میرسد با حالتِ طنزگونهای پاسخ سؤالم را میدهد، میگوید: «جایزهٔ ادبی معتبر نداریم، باید چنین جایزهای را ایجاد کنیم!»
جامعهٔ ادبی ایران در حالِ حاضر بیش از ۱۵ جایزهٔ دولتی و خصوصی دارد. تیراژ کتابهای داستان در ایران بهطورِ متوسط بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نسخه است.
احمد دهقان, احمد شاکری, اما دونوگ, بلقیس سلیمانی, بهترین جایزه ادبی, بهمن دری اخوی, جایزه ادبی اورنج, جایزه جلال آل احمد, جایزه کتاب سال, جوایز ادبی ایران, حسین فتاحی, داود غفارزادگان, داوود غفارزادگان, راضیه تجار, رضا رئیسی, سعید بیابانکی, فریده خلعتبری, مجید قیصری, محسن مؤمنی شریف, محسن پرویز, محمد میرکیانی, محمدرضا بایرامی, مصطفی رحماندوست, یونس تراکمه




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





