خانه کتاب اشا http://asha.ir

آهو بچه [مسعود دیانی]

توسط میهمان در چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۸۸ @ ۱:۲۳ ق.ظ مجله ادبی | No Comments

آهو بچه
تنها
و چه تنها
و چه تنها …

تنهاست
و تنهاست
و تنهاست
و تنهاست …

آهو بچه
زیبا
و چه زیبا
و چه زیبا …

زیباست
و زیباست
و زیباست
و زیباست …

آهو بچه
غمگین
وچه غمگین
و چه غمگین …

دل گفت کمی در بر این غمزده بنشین

آهو بچه
بی باک
چه بی باک
چه بی باک …

برخاست
و برخاست
و برخاست
و برخاست

آهو بچه
با من
و چه به تو
و چه با او …

آهو بچه
آهو بچه
آهو بچه
آهوست …

آهو بچه
آهو
و چه آهو !؟
و چه آهو !؟

سر گشته ی صحراست
و صحراست
وصحراست …

آهو بچه
چشم است
و چشم است
و چشم است …

چشم است
چه چشم است !؟
چه چشم است !؟
چه چشم است !؟

چشمه ست
چه چشمه ست !؟
چه چشمه ست !؟
چه چشمه ست !؟

دریاست
و دریاست
و دریاست
و دریاست …

لبخند
و لبخند
و لبخند
و لبخند …

آهو بچه افتاد سر انجام در این بند …

از دور کسی آمده !
آهو بخرد !
چند!؟

آهو بچه چندی است که بی مشتری اینجاست …

بگرفت
و بگرفت
و بگرفت
و بگرفت …

آهو بچه را در بغلش سفت تر از سفت …

ضامن شد و
ضامن شد و
ضامن شد و
ضامن …

آهو بچه آهو بچه ی حضرت زهراست

کفتر شد و
کفتر شد و
کفتر شد و
کفتر …

هی پر زد و
هی پر زد و
هی پر زد و
هی پر …

هی کاسه شد و
پر شد و
هی پر شد و
هی پر …

اسمال طلا، صحن و سرا، روضۀ آقاست


برگرفته شده از خانه کتاب اشا: http://asha.ir

آدرس مطلب: http://asha.ir/archives/430

کلیه حقوق برای خانه کتاب اشا محفوظ است.