پنجشنبه، ۲۶ دی ۱۳۸۷ | داستان و رمان  
محسن خطیبی فر

فونتامارا روایتی‌ست از دهکده‌ای قدیمی و گم‌نام. جایی محصور میان کوه‌ها و تپه‌ها. خانه‌های رعیتی فونتامارا -که بخشی از سرزمین ایتالیا است- اغلب یک روزنه دارند که کار در و پنجره و دودکش را با هم می‌کند: مردان، زنان، کودکان، بزها، جوجه‌ها، خوک‌ها و خرها با هم به‌سر می‌برند، می‌خوابند، می‌خورند و قضای حاجت می‌کنند، و همهٔ این‌ها در همان یک گوشه رخ می‌دهد!

براردو یک جوان شیرخام خورده است. تو تا به حال حتماً یکی‌شان را دیده‌ای. یا دستِ کم از این قماش جوان‌ها چیزی شنیده‌ای. حتی جاهایی ممکن است دیده باشی که یک عده بخواهند ادای‌شان را دربیاورند. آدمی که حواسش به مصلحت‌ها نیست. سرش درد می‌کند که حرفش را به کرسی بنشاند. با زورگو در بیفتد و آخرِ سر، جانش را بر سر همین کار بدهد. ولی باز تو دیده‌ای از این جماعت را که نه تنها نمرده‌اند (کشته نشده‌اند) بل دارند خیلی در صلح و صفا با خانوادهٔ محترم‌شان زند‌گی می‌کنند.

دیگرانی هم هستند تا در مجمعی، تشکلی یا حتا جبهه‌ای بنشینند و مصلحت این جماعت را به‌شان حقنه کنند. این “ریشو” و بی‌ریش‌های حزم‌اندیش فهمیده‌اند که دوره ضرب دگنگ گذشته است. دیگر نمی‌شود با وجود این همه رسانه کسی را با سر زیر آب برد، خفه‌اش کرد و الخ. این عده فهمیده‌اند که شوکرانِ شورِ اضافی، بی‌صدا کردن است.

حالا تو بگیر که این آدمِ ساده‌دل که قرار است آدم شود، کسی است در مملکت پائولو مالدینیِ فوتبالیست. یکی که تو حتا اسمش را نمی‌دانی. یکی که سیلونه با هنرمندی و طنزِ تیزش آورده‌اش وسط میدان. حالا این‌که بالأخره براردو که اتفاقاً عاشقِ خوش‌گل‌ترین دختر روستای‌شان هم شده است چه بلایی بر سرش می‌آید را خودت باید بفهمی. آن‌قدر هم این اتفاق‌ها ناآشنا بوده که راویان داستان گفته‌اند: از زمان دقیانوس تا به آن موقع هم‌چه چیزهایی در روستای‌شان پیش نیامده است.
سیلونه فقط کتاب ننوشته. کار سیاسی هم کرده است. حتی از کشورش هم بیرون انداخته شده. ولی انگار هر وقت خواسته بنویسد زور به خودش نیاورده که بیانیه بدهد. یا اگر قصدش این بوده است، آن قدر با طنز تیزش حرفش را خوب زده که تو می‌توانی فارغ از این‌که یک کمونیست! نویسندهٔ کتابی‌ست که در دست داری، بنشینی و از داستان‌های او لذت ببری. زادگاه سیلونه جایی‌ست که داستان‌های او در آن پا می‌گیرد. ولی با این‌حال هر وقت می‌خواهد روایت تلخ‌کامی‌های مردمان ولایتش را شروع کند، پا پس می‌کشد و حکایت‌کردن را می‌گذارد برای مردمان راست‌گوی روستایش. روستاییانی که درد، مثلِ حوادثِ طبیعی، جزئی از زند‌گی‌شان شده است؛ و در مرتبه و شخصیت از سگ‌های نگهبان پادشاه هم پایین‌ترند.
یک‌زمانی حرف دربارهٔ طبقات اجتماعی در مملکت ما هم رایج بود. طورِ نگاهِ ما به بقیه، با این سؤال هم‌راه بود که طرف از کدام طبقه است و چه‌قدر سرمایه‌دار است. البته این اخلاق با ما ماند. ولی دیگر کم‌تر کسی از مارکس، انقلاب سرخ‌ها والخ حرف زد. خواندن کتاب‌های سیلونه هم -اگرچه در سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب و قبل از آن کم‌طرف‌دار نبود- ولی حالا و در پسِ سال‌هایِ سپری‌شده، باز می شود با خیال راحت کتاب‌ها‌یش را یکی‌یکی دست گرفت و رفت توی داستان‌ها. خیلی راحت.
«فونتامارا» را یک گوشهٔ خانه پیدا کردم. با ترجمه‌ای از منوچهر آتشیِ شاعر. آن وقت‌ها هنوز سیلونه را نمی‌شناختم، ولی وقتی شروع به خواندنش کردم، با یک نویسندهٔ طنازِ ایتالیایی آشنا شدم.

از وقتی کتاب را به دوستی امانت دادم، دیگر به دستم نیامد. هرچه‌قدر هم بازار کتاب را بالا پایین کردم پیدایش نکردم. آن چاپی را هم که در خانه‌مان بود برای سال ۵۷ بود.
انگار با مصادرهٔ امیرکبیر دیگر کسی یاد این کتاب را نکرده تا برای چاپ مجددش اقدام کند! کتابی که من داشتم برای بچه‌های پر شر و شور یکی از محله‌های جنوب شرقی تهران بود. این‌ها در سال‌های اوّل انقلاب و قبلش، هر چه کتاب به دست‌شان می‌آمده، در کتاب‌خانهٔ مسجدشان جا می‌داده‌اند. کتاب را می‌خوانده‌اند و بعد می‌نشسته‌اند درباره‌اش با هم حرف می‌زدند. ولی حالا باید آدرس خیلی‌هاشان را در بهشت زهرای تهران جست. از کتاب‌خانهٔ مسجدشان هم دیگر چیزی نمانده است.

اما از براردو و فونتامارا، هنوز بسیار هست…

شنــــاس‌نامهٔ کتـاب

ناشر:

امیرکبیر (شرکت سهامی کتابهای جیبی با هم‌کاری مؤسسه انتشارات فرانکلین)

گروه مخاطبان:

۱۷ تا ۱۰۰۰ ساله‌ها

نویسنده:

اینیاتسیو سیلونه

مترجم:

منوچهر آتشی

شماره‌گان:

نوبت چاپ:

چهارم / ۵۷

تعداد صفحات:

۱۸۶

قیمت:

شابک:

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!