«سایه روشن»، اسم کافی شاپیست که شاعر خوش آتیهٔ قمی -سیدمحمدرضا شرافت- از چند ماه پیش در بلوار جمهوری شهر قم راه انداخته.
چشم مشتریهایی که وارد کافیشاپ میشوند، قبل از هر چیز به تابلوهایی میافتد که عکس شاعران بزرگ همراه با قطعه شعری از آنها را در بر دارد. از نیما و اخوان و سهراب گرفته تا ابتهاج و بهمنی و قیصر.
شاید برای مشتریها، شیرینتر و لذتبخشتر از پذیراییهای آنجا، انتظار کشیدن برای آماده شدن سفارششان باشد! میپرسید چهطور؟ روی هر میز در «سایه روشن» چند جلد کتاب شعر قرار گرفته که بعید است حداقل یکی از آنها چشم مشتری را نگیرد و هوس خواندن و خواندن و خواندن به سرش نیاورد.
اگر هیچکدام از کتابها چشم مشتری را نگرفت، میتواند بلند شود و خودش از کتابهایی که در قفسههای دیوارهای اطرافش چیده شده یکی دیگر را انتخاب کند.
سیدرضا شرافت کتابخانهٔ شعر کوچک -اما غنی- خودش را توی کافیشاپش آورده تا آنجا را پاتوقی برای شعرا کند. خودش میگوید: کافیشاپ را به خاطر این راه انداختهام تا یک محیطی آرام داشته باشم و بتوانم درسم را بخوانم و شعر بخوانم و شعر بگویم.
دیدن دیگر دوستان شاعرش، انگیزهٔ دیگر شرافت است. از نظر او، همینکه هزینهٔ اجارهٔ مکان کافیشاپ در بیاید کافی است و بیش از مسئلهٔ مالی، او به آرامش «سایه روشن» و رفت و آمد شعرا و گپ و گعدههای شاعرانه راضی است.
در مدت کوتاه راهاندازی «سایه روشن» شعرا استقبال خوبی از آن کردهاند، طوری که میتوان به درستی عنوان «پاتوق شعرا» روی آن گذاشت. حالا سیدرضا میخواهد پای کتابهای داستان کوتاه را هم به مجموعهاش اضافه کند تا کم کم اهل داستان هم به کافیشاپش بیایند.
این که «سایه روشن» به پاتوق شعری تبدیل شود، برای اهل شعر قابل پیشبینی بود، اما اتفاق جالبِ پیشبینی نشده، پیدایش مشتریهاییست که قبلاً اهل شعر نبودهاند، اما یک بار به طور اتفاقی به «سایه روشن» آمدهاند و حالا به خاطر شعر خواندن و گوش دادن به نوای آرام شعرخوانیهایی که به جایِ موسیقی در کافیشاپ پخش میشود، هر روز به آنجا میروند.
این شاعر میگوید خیلیها روز اول حتی اسم شعرایی را که عکس و شعرشان روی دیوار بود نمیدانستند، اما با کنجکاوی سؤال کردند و هم شاعران بزرگ کشورشان را شناختند و هم با شعرهایشان آشنا شدند و بعد علاقهمند شدند تا آثار دیگر این شاعران را تهیه کنند و بخوانند.
«سایه روشن» مشتریهایی از شهرهای دیگر هم دارد. اغلب شاعران خوب تهرانی ترجیح میدهند ساعتی را برای استراحت یا قرارهای دوستانه در آن کافیشاپ بگذرانند.
حالا او تصمیم گرفته توی همان کافیشاپ جلسات کوچک شعرخوانی و نقد راه بیاندازد و خلاصه مزهٔ قندپارسی را در خاطرهٔ مشتریهایش ماندگارتر کند. دعای خیر میکنیم که کسی یا جایی به بهانهٔ «تداخل صنفی» ذوقِ دلنشین و شاعرانهٔ او را نکشد؛ آمین.
اگر شما هم در شهرتان فعالیتی فرهنگی شروع کردهاید، با ما تماس بگیرید. ما با اشتیاق شما را به مخاطبانمان معرفی میکنیم.




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





