چهارشنبه، ۳ شهریور ۱۳۸۹ | نقد  
بهرام بابایی

هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند در عمرش «ضدحال» نخورده. در این جور مواقع، معمولاً همهٔ کارها را راست و ریست می‌کنی و تصمیم می‌گیری از وقتت لذت ببری یا کاری که می‌خواهی را به درست‌ترین شکل ممکن انجام دهی. اما یک‌دفعه، کسی یا چیزی کار را خراب می‌کند. یا این‌که ناغافل به خود می‌آیی و می‌بینی حساب یک چیز را نکرده‌ای یا چیزی درست از آب در نیامده. این‌طور می‌شود که ضدحال می‌خوری و به نسبتِ اهمیتِ مسئله، به زمین و زمان فحش می‌دهی.

حالا من همچین حالی دارم. و همهٔ این‌ها را از چشمِ انتشاراتِ «روشنگران و مطالعات زنان» می‌بینم. چند ماه قبل، در عینِ کم‌پولی به یک کتاب‌فروشی رفتم و «شکارچی رؤیا» نوشتهٔ «استفان کینگ» را خریدم. نام مترجم ابداً آشنا نبود: پرویز کریمی ناصری. پس به نام نویسنده و ناشر می‌شد اعتماد کرد. اعتماد کردم چون می‌خواستم از کینگِ هنرمند رمانِ دیگری بخوانم. اعتماد کردم چون ادعا و آوازهٔ خانم شهلا لاهیجی و مؤسسه انتشاراتی‌اش را بارها و بارها شنیده بودم. اما، یک‌دفعه ضدحال خوردم.

مترجمِ محترمِ «شکارچی رؤیا» آن‌چنان بی‌دقت کلمات را کنار هم چیده که گویی برای ترجمهٔ این اثر از دیکشنری کمک گرفته. نتیجه این‌که جملاتِ ساده و روانِ آقای کینگ را به جملاتی دیریاب تبدیل کرده. مترجم محترم ضمنِ این شیوهٔ ترجمه، با علامات سجاوندی هم قهر بوده و اساساً ویرگول را آدم حساب نکرده. از همهٔ این‌ها گذشته، «گیومهٔ» عزیز را هرجا که دوست داشته آورده و هرجا که حالش را نداشته، نیاورده. در این حال خواننده باید بسیار بسیار باهوش باشد تا بتواند بفهمد جمله‌ای که خواند، «دیالوگ» بود یا سطری از روایتِ نویسنده…

در جای جای کتاب، با عباراتی به زبانِ گفتار مواجه می‌شویم که این‌ها، در میانِ جملات و حتی دیالوگ‌های به زبانِ معیارِ کتاب، مثل لکهٔ قهوه‌ای روی پیراهن سفید است. بعضی جملات آن‌چنان پیچیده ترجمه شده‌اند که برای فهمیدنشان باید چندبار آن‌ها را خواند. مثلا این جمله را بخوانید: «حالا که نور وانت را در برف سنگین به شکل تونلی در جادهٔ دیپ‌کات به سوی سوراخ دیوار دنبال می‌کرد، هنری در فکر بود که کار را چگونه تمام کند.» یا این جمله را بخوانید تا بفهمید مترجم محترم تا چه اندازه با اصول اولیهٔ زبانی بیگانه است: «پیت نیز جیغ و فریاد، یا هر دو، می‌کشید.»

ترجمهٔ «شکارچی رؤیا» محصول انتشاراتِ «روشنگران و مطالعات زنان» یک افتضاح کامل است. نه فقط از بابت اشتباهات و بی‌دقتی‌های محسوسش، بلکه به دلیلِ خراب کردنِ کار نویسنده‌ای بزرگ.

انتشار ترجمه‌های ضعیف و پر از غلط، قطعاً به اعتبار ناشرانِ خوب لطمه می‌زند. این لطمه برای ناشری که همواره نامی بلند داشته و در معادلاتِ ژورنالیستی و گفتگوهای رسانه‌ای یک پای ثابت بوده، چشم‌گیرتر است. در این شرایط مخاطبی که به ناشر اعتماد کرده، چطور می‌تواند اعتراض کند؟ در واقع هیچ‌طور. مگر این‌که تلفن را بردارد، شماره ناشر را بگیرد و اندازهٔ ۸۰۰۰ تومان بر سر جواب‌دهندهٔ تلفن داد بکشد. با این‌ کار فقط عصبانیتش کم می‌شود اما نه پولش برمی‌گردد و نه التیام می‌یابد.

ناشران گاهی همین‌قدرِ بازاری و کاسب‌کارانه عمل می‌کنند. گاهی با نام نویسندگانی چون کینگ، استر و… فروش ۳-۴ هزار نسخه کتاب را تضمین می‌کنند و ابداً به آبروی حرفه‌ای‌شان نمی‌اندیشند.

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!