کلبهٔ عموتام، برای بیشتر ما اسم آشناییست. اکثر ما حداقل یکبار دربارهٔ موضوع و اهمیت آن شنیدهایم. داستان این کتاب، دربارهٔ زندگی تلخ و غمانگیز بردگان است. بردگانی که با گذشت زمان، معنای آزادی را از یاد بردهاند و خود را محکومینِ ابدیِ این زندگی رقتبار میدانند.
عمو تام (عمو تُم) نام یکی از همین انسانهاست. بردهای مؤمن و فداکار که همیشه به خدای خود ایمان دارد و در هیچ شرایطی وجود او را انکار یا از او شکایتی نمیکند؛ بلکه همیشه او را شکر میکند و توکلش را به او از دست نمیدهد.
بخشی از متن کتاب:
عمه کلو از جا پرید و فوری پرده را پس زد و گفت: «آه اگر لیزا نبود، من سکته میکردم. لباست را بپوش مرد، زود باش. اُلدبرونر هم اینجا است و دارد به در پنجول میکشد. من میروم در را وا کنم.»
وقتی در باز شد و نور شمع بر چهرهٔ تکیدهٔ لیزا افتاد، عمهکلو گفت: «خدا خیرت بدهد لیزی! ترسیدم. چه خبر شده؟»
لیزا گفت: «من دارم فرار میکنم. پسرم را هم میبرم. ارباب او را فروخته.»
عموتام و عمهکلو یکصدا با هم گفتند: «فروخته؟»
لیزا گفت: «بله فروخته.» و بعد گفت که چگونه یواشکی در پستو پنهان شده و چه حرفهایی شنیده است. تام مثل آدمهایی که در عالم رؤیا باشند، ایستاده بود و به حرفهای لیزا گوش میکرد. و بعد، به جای اینکه روی صندلی کهنهاش بنشیند، روی آن افتاد و سرش روی زانوانش خم شد.
عمه کلو گفت: «خدا به ما رحم کند!»
سرنوشتِ تلخِ عموتام از جایی شروع میشود که اربابش، شلبی، مجبور به فروش او میشود. تام مجبور به ترک خانواده و فرزندانش میشود تا با ارباب جدیدش راهیِ شهر و دیاری دیگر شود. در این مسیر، او با دختر کوچکی به نام ایوا آشنا میشود و در یک اتفاق جان او را نجات میدهد. پدر ایوا، به خاطر مهر و محبتی که دخترش نسبت به تام داشته، او را از اربابش میخرد. زندگی تام تا زمانی که ایوا و پدرش پشتیبانِ او بودند به خوبی می گذشت، اما این آرامش، دیری نپایید …
در کنار زندگی عموتام، ما زندگی بردگان دیگری را هم دنبال میکنیم و میبینیم که آنها چهطور بر سر آزادی -چیزی که حق مسلّم هر انسانی است- میجنگند و در برخی مواقع حتی جان خود را هم از دست میدهند.
خانم هریت بیچر استو، رماننویس آمریکایی، در سال ۱۸۵۱، فصلِ اولِ رمان کلبهٔ عمو تام را ظاهراً با الهام از ماجرای بردهٔ سیاهپوست و مؤمنی نوشت که زیر شکنجه مرد، در حالیکه برای شکنجهگرانش دعا میکرد. هنگامی که فصل اول رمان را به روزنامهٔ نشنال اِرا فرستاد که طرفدار لغو بردگی بود، فکر نمیکرد داستان اینقدر طولانی شود، اما در پی استقبال زیاد خوانندگان، همچنان به نوشتن آن ادامه داد. کلبهٔ عموتام یا زندگی زیردستان، در سال ۱۸۵۲ به صورت کتاب منتشر شد و در عرض نه ماه، صد و پنجاه هزار نسخهٔ آن فروش رفت. طوری که چاپخانههای ابتدایی آن دوران مجبور بودند شبانهروز کار کنند تا کتاب را به موقع به دست مشتریان برسانند.
کلبهٔ عموتام در زمان انتشارش در آمریکا، انقلابی را به وجود آورد، به طوری که آبراهام لینکن (رئیس جمهور وقت آمریکا) اظهار کرد: «یکی از دلایل جنگ داخلی آمریکا بر سر آزادی بردگان، انتشار رمان کلبهٔ عموتام بود.»
محبوبیت جهانیِ کلبهٔ عموتام باعث نشد که منتقدان از ضعفهای فنی آن چشم بپوشند. در همان زمان نیز نویسندگان بزرگی چون چارلز دیکنز، در نقدی که در یکی از نشریات ادبی دربارهٔ کلبهٔ عموتام نوشت، کتاب را اثری معیوب نامید و از ضعفهای هنریِ آن گله کرد.
اما واقیعت این است که محبوبیتِ این کتاب، نه به خاطر جنبههای فنی و هنری این داستان، بلکه به خاطر محتوای انسانی و احساسبرانگیز و واقعیاتِ تلخی است که نویسنده، در قالب داستان، برایمان بازگو کرده است.
عنوان کلبه عموتام نویسنده هریت بیچر استو مترجم محسن سلیمانی ناشر افق مزهی کتاب زیتون شور گروه مخاطبان علاقهمند به رمان جنسیت مخاطبان فرقی ندارد تعداد صفحات ۶۸۰ صفحه نوبت چاپ اول / ۱۳۸۸ شمارگان ۲۵۰۰ نسخه قیمت ۹۵۰۰ تومان شابک ۵-۵۴۱-۳۶۹-۹۶۴-۰۷۸
ايمان, جنگيدن براي آزادي, زندگي بردگان, زیتونِ شور, كلبهي عمو تام, نشر افق, هريت بيچر استو, کلبه عمو تم




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ






سلام. می شود رمان اریکا را برای دانلود بگذارید؟ من از هیچ کدام سایت ها نتوانستم دانلود کنم.
سلام. متأسفانه خانهٔ کتابِ اشا امکانِ دانلودِ کتاب را ندارد.