اشا: از آغاز فعالیت اهالی خانهٔ کتاب اشا، تاکنون نشریات، روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای مختلف، اخبار این فعالیتها را پوشش دادهاند و گاهی هم، مطالبی دربارهٔ «خانهٔ کتاب اشا» منتشر کردهاند. از میان این مطالب، اینک سه مطلب متأخر را، با احترام پیش رویتان میآوریم.
■■■
■ محمدمسیح یاراحمدی / شمارهٔ ۵۲ هفتهنامهٔ پنجره: خانه کتاب اشا (Asha.ir) جزء معدود تلاشهای غیرانتفاعی دوستان متعهد به مبانی انقلاب است که هرچند به دلیل همین عدم انتفاع، دچار پستی و بلندیهای متعددی در فعالیت خود بوده، اما هرگز رو به تعطیلی نبرده است. اشا را حسامالدین مطهری، یکی از وبلاگنویسان مطرح سالهای میانی دههٔ هشتاد، با ایجاد یک وبلاگ مجهز به دامنهٔ مستقل روی سرویس رایگان «میهن بلاگ» بنیان گذاشت. وبلاگی که خصوصاً با توانایی خاص مدیرش در طراحی گرافیک، تنه به تنهٔ یک نیمسایت فرهنگی میزد؛ پایگاهی که ابتدا با آرزوی رسیدن به یک «فروشگاه آنلاین کتاب» در کنار نشر محتوای فرهنگی توسط یک جوان نوقلم اراکی شروع به کار کرد.
مطهری بعدها خصوصاً با اعتباری که از اشا، وبلاگش و داستانهایش پیدا کرد، برای همکاری در نشریات دعوت به کار شد و همین امر حضور وی در تهران و افزایش ارتباطاتی را رقم زد که منجر به تشکیل تیم جدید اشا شد. و حالا پایگاه اشا که پس از سه چهار بار تغییر صورت، به صورت منوی یک «رستوران کتابخواری» ثبات یافته، چیزی فراتر از یک پایگاه تخصصی معرفی و نقد کتاب و نشر داستان کوتاه است.
امروز این پایگاه علاوه بر «آشخانه» که محل معرفی و نقد کتاب است، «اشاوه» را به عنوان رادیو اینترنتی (پادکست) ارائه میدهد. در «فرهنگشت» اخبار حوزههای دیگر فرهنگ را نیز بینصیب نمیگذارد، از «رصدخانه» و «پیشخوان» بُخل را زمین گذاشته و شما را به برگزیدهٔ مطالب دیگر پایگاههای فرهنگی و تازههای جراید فرهنگی ارجاع میدهد. در «مجلهٔ ادبی» شما را به ضیافت داستانخوانی آنلاین میبرد و با قرارهای واقعی و حضوری «هیئت» خانهٔ کتاب اشا، فعالان تازهنفس عرصهٔ فرهنگ را دور هم جمع میکند.
در برابر این همت بیمنت اهالی خانهٔ کتاب اشا، بر من و شما است که آن را بخوانیم، به دیگران معرفی کنیم، در وبلاگها و سایتهایمان لینک کنیم و اگر دستمان به جیبمان میرود و چیزی برای تبلیغ داریم با سپردن تبلیغاتمان به پایگاه اشا، در تأمین هزینههای یک رسانهٔ آنلاین خودجوشِ حزباللهی کمک کنیم.
■ ماهنامهٔ همشهری داستان / شمارهٔ ۵: از فرهنگِ نساختهٔ «کتابخوانی» در ایران که بگذریم، کتابنخوانیِ مردمِ ما، معلولِ دو دلیلِ مهم است: نخست توزیعِ نامطلوب، و دوم معرفی و پیشنهادِ بد. پیشنهادِ بد، ذائقهٔ کتابخوانی را خراب میکند و آدم را از صرافتِ مطالعه میاندازد. قهوهٔ بد مزه که بخوری، تا ابدالدهر از هرچه قهوه است بیزار میشوی. قورمهسبزیِ بدطبخ شده را بچشی، بویِ سبزی خورشی هم بدحالت میکند.
توزیعِ مطلوب که کارِ وزیر و وکیل و ناشر است. از این که بگذریم، «پیشنهادِ خوب» کاریست که من و شمای اهلِ مطالعه، هرکدام به قدرِ وسعمان، از پساش برمیآئیم. اما وجودِ رسانهای که همت و برنامهاش ارائهٔ پیشنهادهای خوب باشد، کارِ کارستانیست که به قدرِ صدها و هزارها نفرِ از ما کارکرد دارد.
سه سالِ قبل، چند نفری جمع شدند و خانهای بنا کردند، در زمینی مجازی، بر سِروِری اینترنتی؛ تا به ادعای خودشان، به قدرِ قلم و جَنَمشان پیشنهادهای خوب بدهند و روشِ تشخیصِ خوب و بد را رسانهای کنند. «خانهٔ کتاب اشا» تیرماه ۱۳۸۵ نسخهٔ آزمایشی را علم کرد و تا به امروز، چهار بار نسخه به نسخه شده، تا برسد به نسخهٔ چهارم و نهایی. نسخهای که در شش حوزه، کتابِ خوب معرفی میکند: زبان و ادبیات فارسی، داستان و رمان، کودک و نوجوان، علمی و آموزشی، تاریخ، شعر.
اهالیِ خانهٔ کتاب اشا، برای هر موضوع، دو دستهٔ مجزا تعیین کردهاند: غذا و تنقلات. بنا است تا در زیردستهٔ «غذا» کتابهای تخصصیتر معرفی شوند و در زیردستهٔ «تنقلات» کتابهای عمومیتر و سادهتر. جدای این دستهبندی، پیشنهاددهندگان، از بین ۵ برچسبِ مزهدار، یکی را روی کتابِ معرفی شدهشان میچسبانند: آبگوشت، قورمهسبزی، دراژهٔ شکلاتی، کاسنی و زیتونِ شور. برچسبهای مزه، نشانگرِ مزهٔ هر کتاباند. مثلاً قورمهسبزی یعنی: ساده، روانخوان و مقوی. یا کاسنی یعنی: قوی، تلخ، اما آموزنده. برچسبهای مزه، کمک میکند تا کتابهای هممزه را بشناسیم و مشابه چیزی که خواندهایم را تجربه کنیم.
خانهٔ کتابِ اشا، فقط در بخشِ «آشخانه»اش محدود نمیشود. بیرون از بخشِ معرفیِ کتاب، اهالیِ خانهٔ کتاب اشا، مدعیاند که در بخشِ اصلی (بالاخانه) مسائلِ مختلفِ حوزهٔ کتاب و کتابخوانی را تحلیل و نقد میکنند. از سیاستگذاریهای ارشاد گرفته تا حرکتهای مردمیِ کتابخوانی در کشور یا روشهای تشخیصِ کتابِ خوب. مطالبِ بالاخانه چه قالبی دارند؟ گزارش، مصاحبه، یادداشت تحلیلی، یادداشت ترجمه و گاهی نظرسنجی.
از «بالاخانه» که بیرون بزنیم، میرسیم به «اشاوه». اشاوه، یعنی «صدای اشا». کارش چیست؟ پخشِ صدا. در چه قالبی؟ در قالبِ برنامهای رادیویی، با در نظرگرفتنِ ملزومات و ملاحظاتِ رادیوی اینترنتی یا همان «پادکست». در رادیویِ تخصصیِ کتابِ اشا، دربارهٔ مسائل مختلفِ حوزهٔ کتاب حرفهایی میشنویم. از مصاحبه با نویسندهگان گرفته تا گزارشی از یک کافه کتاب در شهرستانی کوچک.
صداها را رها میکنیم و میرویم سروقتِ عکسها. کتابخورها، خوب میدانند لذتِ دیدنِ عکسهای فانتزی از کتاب و کتابخوانی چه لذتی دارد. اگر میخواهید از عکسهای فانتزیِ کتاب و صندلیِ کتابی و اتاق خوابِ کتابی و… کیفور شوید یا تصاویری ببینید از اتفاقاتِ کتابی در ایران، «عکسنما» گزینهٔ بدی نیست.
خانـهٔ کتابِ بی «کتابخانه» مگر میشود؟ سایت خانهٔ کتاب اشا، بخشی دارد با عنوانِ کتابخانه. اگر در این بخش، پِیِ E-Book هستید، نرفته، بازگردید. در عوض، این بخش مرجعِ کوچکیست از داستانِ کوتاه و شعرِ جوان. هدفش چیست؟ انتشار داستان و شعر از پدیدآورندگانی که فرصتِ انتشارِ نوشتهشان را نیافتهاند + عکس و رزومهای از صاحب اثر.
پیگیریِ اخبارِ روزِ حوزهٔ کتاب، از دیگر دغدغههای اهالی خانه کتاب اشا است. اگر ستونِ سمتِ چپِ سایتشان را ببینید، بخشی مییابید با عنوانِ «رصدخانه». رصدخانه بنا دارد تا اخبار کتاب و کتابخوانی را رصد کند و با لینک، یکجا جمعشان کند. فقط کافیست کلیک کنید!
خانهٔ کتاب اشا، کاری رسانهای است در حوزهٔ کتاب. تلاشی که به قولِ اهالیاش، نمیخواهد کسی را کتابخوان کند، اما میخواهد به کتابخوانها، خوراکِ خوب بشناساند.
مطالبِ خانهٔ کتاب اشا را میتوانید از طریقِ نشانیِ Asha.ir بخوانید یا فیدِ RSS سایت را در گوگلریدر یا «دلیشز» ثبت کنید تا تازهها ساده و بیدردسر پیش چشمتان باشد. حتا میتوانید مطالب مختلفِ سایت را در جامعههای مجازی یا سایتهای به اشتراکگذاری، منتشر کنید تا دوستانتان خوشمزهها را بچشند
■ حسین مشرقی / شمارهٔ ۵۲ هفتهنامهٔ پنجره: ژاپنیها ضربالمثل مانندی دارند که میگویند: «تیهون جین وا هن نـ مشی دسو!» یعنی ژاپنیها حشرهٔ کتابند و به زبان دقیقتر خودمانی میشود: ژاپنیها کرم کتابند.
و این مقدمهای حسرتآمیز و غبطهآلود بود بر این که سرانهٔ مطالعه در کشور ما بین مسئولان دست به دست میشود –و آخر نفهمیدیم این ماجرا شوخی بود یا جدی؛ که ساعتهای تلاوت قرآن مؤمنین و مؤمنات و همچنین مطالعات درسی و کنکوری جوانان دم بخت را در محاسبهٔ این سرانه به حساب آوردهاند یا نه؟- با تلاشهای فراوان به هشت دقیقه یا ۱۰ و ۱۵ دقیقه رسیده است و این را هم بیفزاییم که ژاپنیها بر خلاف ظاهر بیاحساسشان، آدمهای پرتلاشی هستند و کتابخوانی جزء ذات زندگی آنان و اگر بخواهیم به روز سخن بگوییم، بخش اصلی سبک زندگیشان شده است… که بگذریم!
سایتهای زیادی با نگاه جدی به حوزهٔ کتاب در فضای وب فعالند که البته بیشترش به زبانهای دیگر و چندتایی در حوزهٔ زبان فارسی؛ که فارسیزبانهایش انصافاً حرکتهای درخور و شایستهای دارند، چه در حوزهٔ معرفی، چه در حوزهٔ فروش، که خیلی زود به آنها خواهیم پرداخت و به این ترتیب رسیدیم به اصل مطلب.
از نگاه طراحی گرافیک، شما با یک سایت زیبا با طرحها و رنگهای چشمنواز و لوگوی ساده، ولی شکیلی روبهرو خواهید شدی؛ وقتی در مرورگرتان تایپ کنید: WWW.ASHA.IR از سال ۱۳۸۵ جوانی فعال و اهل کار که نامش حسامالدین مطهریست و سنش از ۲۵ نمیگذرد، با دغدغهٔ کتاب و کتابخوانی پایگاه اینترنتیای با نام «خانهٔٔ کتاب اشا» و با شعار «دعوت به مراسم کتابخوانی» راهاندازی کرد و البته چه دعوت خوبی، به چه کار کممشتریای!
پایگاه اشا شامل چندین بخش مرسوم بین سایتهای اینترنت، ولی با عنوانهای جالب است: بالاخانه، آشخانه، مجله ادبی، عکسنما، اشاوه، نقشه محله، لوح و…
از دیدار این پایگاه اینترنتی دست خالی باز نخواهید گشت، چرا که تازهترین کتابهای بازار نشر ایران را معرفی میکند، اوضاع کتاب را در ایران با شور جوانانه و گاهی با لحنی تند، ولی بیشک از سر دلسوزی نقد، تحلیل و بررسی میکند. پادکستی (رادیو اینترنتی) با نام اشاوه دارد که تا کنون به شمارهٔ دهم خود رسیده است. معرفی موضوعی کتاب دارد که در چند بخش ادبیات فارسی، داستان و رمان، دین، کودک و نوجوان، تاریخ، شعر و هنر به آشناسازی مخاطبان با کتابهای خوب میپردازد.
رصدخانهٔ اشا توجه شما را بیشتر جلت خواهد کرد، اگر حتی نوع فکری گردانندگان سایت را قبول نداشته باشید؛ چراکه روزانه اخبار حوزهٔ کتاب را در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
حسامالدین مطهری موضوع اصلی فعالیت این سایت را کتاب و مسائل مرتبط با آن، بررسی و تحلیل اخبار و اتفاقات حوزهٔ کتاب و نقد و معرفی میداند و در تعریف کلمهٔ اشا مینویسد: «اشا، راستی و درستی است در گفتار و کردار. هرچند که نوشتهاند: بدبختانه هیچ واژهٔ فارسی که گویای اشا باشد نداریم!»
و ادامه میدهد: «قرار بود خانهٔ کتاب اشا، خانهٔ اهل فکر باشد. فکر بنای چنین خانهای، خیال ما بود؛ خیالِ ساختِ یک «کتابفروشی-کتابخانه-فکرخانه». نشد. اما وقتی آدمیزاده بخواهد کاری بکند، بالأخره میکند. پس آدمیزادهای آمد و به مدد دوستانش اینجا را ساخت.»
اگرچه در گفتگوی نگارنده با مدیر پایگاه از اوضاع حمایت نکردن متولیان امر از کار به این خوبی در فضای مجازی –که بسیاری این را تأئید میکنند- به شدت گلهمند و تقریباً ناامید بود، ولی دغدغههای انقلابی و ارزشی این جمع کوچک که با پول توی جیبی خود خانهٔ کتاب اشا را سرپا داشتهاند، میتواند مایهٔ عبرت مسئولانی باشد که وقتی با آنان از سایت صحبت میکند، پایگاه اطلاعرسانی در ذهنشان تداعی میشود و نتیجهاش راهاندازی انواع فلاننیوز و بهماننیوز برای این همه سازمان کوچک و بزرگ در فضای مجازی شده است. اما مثل همیشه ما امیدواریم!
حسین مشرقی, محمد مسیح یاراحمدی, نشریه پنجره, همشهری داستان









آشخانه
همخانه





