نگاهی به اختلاف دو نویسنده بر سر داستان‌های کوتاه «تئودور درایزر»
سه شنبه، ۲۲ تیر ۱۳۸۹ | گزارش  
محمدرضا وزیریان

پس از مرگ تئودور درایزر انتشارات ورلد حق چاپ محفوظ آثار درایزر را از هلن، بیوهٔ وی اخذ کرد. ناشر برای نخستین بار گزیدهٔ بهترین داستان‌های کوتاه درایزر را در یک مجلد با مقدمهٔ ویراستاری صاحب‌نام به اسم هاوارد فاست به دست طبع سپرد. «بهترین داستان‌های کوتاه تئودور درایزر» مجموعه‌ای از چهارده داستان وی را در برداشت. این مجموعه در سال ۱۹۴۷ و با مقدمه‌ٔ تحسین برانگیز ِفاست انتشار یافت. انتشارات ورلد نُه سال بعد این مجموعه را بار دیگر و بدون مقدمهٔ فاست ولی با نگاهی نو و متفاوت و زیر نظر جیمز تی فارل و با مقدمه‌ای به قلم وی به چاپ رساند. فاست از این رویداد به نام «یک داستان شگفت انگیز» یاد کرد.

فاست این پروژه را که از سوی انتشارات ورلد پیشنهاد شده بود با علاقهٔ فراوانی پذیرفت. وی نویسندهٔ مجلهٔ کمونیستی توده‌های نو و دوستار و مشتاق داستان‌های درایزر بود. فاست این مجموعه داستان کوتاه را که شامل چهار داستان از مجموعهٔ داستان‌های بخشش و دیگر داستان‌ها، هشت داستان از مجموعهٔ زنجیر، و دو طرح کوتاه از مجموعهٔ دوازده مردان را برگزید و برای بیوهٔ درایزر فرستاد. فاست مقاله‌ای شایان توجه دربارهٔ جایگاه درایزر در اوجِ کوتاه‌نویسان آمریکا به رشته تحریر درآورد. او نخست آن را در مجموعهٔ «بهترین داستانهای کوتاه» به چاپ رسانده بود. بار دیگر در سوم سپتامبر ۱۹۴۶ با نگاهی متفاوت، در مجلهٔ توده‌های نو دست به انتشار آن می‌زد.

مقدمهٔ فاست عیناً شبیه مقالهٔ مجلهٔ توده‌های نو بود، اما به استثنای حذف سه عبارت کوتاه از آن؛ نخست به تعریف و دفاع تمام و کمال از درایزر پرداخته بود: با توجه به بررسی سه مجلد از داستان‌های وی و معرفی آن به این سؤال می‌پردازد که آیا دیگر نویسندگان آمریکایی ممکن بود با وی همتراز باشند؟ نویسندگانی چون: مارک تواین یا «ساموئلِ» جک لندن، یا پوچی «برت هارت» در همان سطح نازل و بی ارزشش؛ تنها در مقام مقایسه یکی از داستان‌های کوتاه سینکلر لوئیس می‌توانست با درایزر برابری کند؟ یکی دو اثر از آثار ناتانیل هاثورن، و بخشی از اثر ملویل، دو یا سه اثر از اُهنری و شاید تعدادی از آثار شروود اندرسن. این عبارت احتمالاً از آن حذف شده بود چرا که ویراستار احساس ستایش فاست را تا حدی بیش از اندازه و افراطی از درایزر دیده بود.

دو دیگر حذف بیشتر مربوط به پس و پیش چاپ مجددِ «بهترین داستانهای کوتاه» درایزر است که هر دو عبارت‌های مربوط به کمونیسمِ درایزر می‌شود. نخست خطوط کلی در ستایش از «برادرم پُل» که این‌گونه آغاز می‌شود: «می‌دانم هیچ بیانی بهتر از عشق یک برادر به برادر دیگر نیست». و در پایان می‌گوید: «جای هیچ تردیدی در اعتقاد {درایزر} نبود؛ او تبدیل به یک قهرمان روس شده بود چرا که در روسیه به عینه کاربرد اخلاقی را می‌دید و درایزر مبارزه‌ای حتی کوچک و جزیی را برای نجات یافتن آمریکا را عملی می‌دانست، و با همان منطق در آثارش می‌نوشت و به آن نیز معتقد بود و همان هم او را در پیوستن به حزب کمونیست آمریکا رهنمون شد (P.11).» و عبارت دیگر، دنبالهٔ بحثی است که درایزر دربارهٔ بلند پروازی یا فزایندگی قدرت خلاق مطرح می‌کرد و بیشتر یادآوری بیهوده‌ای است که از جانب فاست مطرح می‌گشت: «و این درایزر بود که وقتی از اتحاد جماهیر شوروی بازگشت تمام شب را تا طلوع سپیده دم بیدار ماند و شب‌زنده‌داری کرد و با دوستانِ همفکرش به بحث و تبادل نظر پرداخت. او تجربه‌اش کامل شده بود، کشف وی از جهانی نو این اجازه را می داد تا تصاویرش در گشت و گذار ذهنی‌اش به سوی آینده، به سوی زمان، آزاد و رها باشد. هنگامی که تمامی انسان‌ها می‌خواستند برادرانش باشند، زمانی که جنگ به تنهایی در صدد تاریکی و خاطرهٔ بربریت گذشته باشد، جایی که سراسر نفرت، انزجار و مرگ بر اثر گرسنگی، فساد و تباهی انسان بدست انسان باشد. (P.12)» تصمیم ویراستار به حذف و امعان نظری که تمایل و تأکید داشت و نه الزاماً بنظرخود ِفاست.

در سال ۱۹۴۷ مجلهٔ بررسی کتاب نیویورک تایمز در یک نگاه گذرا به بازبینی کتاب‌های درایزر دست زد و در یکی از شمارگان خود به چاپ مصاحبه‌ای از وی مبادرت ورزید. معهذا، مجموعه «بهترین داستان‌های کوتاه» وی بهترین فروش را کرد و ویلیام تارگ بسیار مشتاق به چاپ مجدد آن شد. تارگ دربارهٔ نوشتن مقدمه‌ای نو به این مجموعه داستان کوتاه از جیمز تی فارل رسماً دعوت به عمل آورد.

جنبهٔ مقدمه‌نویسی بر درایزر می‌بایست خوشایند فارل نیز واقع می‌شد. فارل و درایزر که تنها دو بار یکدیگر را ملاقات کره بودند رابطهٔ استادی و شاگردی در همان نیمه اول سال ۱۹۴۰ در بینشان گره خورده بود. فارل نیز از این رو دعوت همسر درایزر را «به مثابه یک افتخار» برای خود تلقی می‌کرد و آن را همچون وظیفه‌ای برای خود محسوب می‌کرد.

فارل مجدداً تمامی آثار درایزر را خواند و نظراتش رضایتبخش و مثبت بود و یادآور شد که داستان‌هایی «کاملاً یک پارچه و در هم تنیده‌ای»اند، و «برادرم پُل» از بهترین کیفیت و ساختار برخوردار بوده و به نوعی یک نوستالوژی محسوب می‌شود…. فارل در اول اکتبر همان سال درایزر را یک «داستان‌سرای خوب» نامید، و به توضیح و تفسیر در «قدرتِ تفکر (و) ژرفای احساس»ِ داستان «بخشش» وی دست زد که آن را نخستین بار در ۱۹۲۷ خوانده بود. او به تارگ می‌نویسد: «من بیشتر ِداستان‌های درایزر را خوانده‌ام و واقعاً تحت تأثیرش واقع شدم، و می‌خواهم بهترین مقدمه‌ام را به آن بنویسم.» اما فارل تنها برای نوشتن مقدمه چند روزی بیش‌تر وقت صرف نکرد. او در پنجم اکتبر در یادداشت‌هایش نوشت: «دیروز …، یادداشت‌هایی نوشتم، … از مقدمه نوشتن بر مجلد داستان‌های کوتاه درایزر خسته شدم؛ … نیمه شب دیشب مقدمهٔ درایزر را تمام کردم، دست کم این آخرین یادداشتی بود که در تمام طول روز با آن درگیر بودم.»

اگرچه مقدمهٔ فارل یک امتیاز منحصر به فرد محسوب می‌شد، اما از مقدمه فاست میانه‌روتر بود. برای فارل، درایزر «نویسندهٔ بزرگ قرن ما» محسوب می‌شد؛ بعضی از داستان‌های این مجموعه، حتی بهتر از سایر داستان‌های آن بود: فارل نخست داستان «بخشش» را برگزیده بود و بعد «ماه گمشده» و سپس «جف سیاهه» را، بعد از آن به قضاوت دربارهٔ این مجموعه داستان برگزیده‌اش پرداخت.

در سال ۱۹۵۶ بهترین داستان‌های کوتاه از زیر چاپ بیرون آمد اما بی هیچ نشانی از فاست، هر چند که کتاب را او تأیید کرده بود. در سال ۱۹۴۷ تیتر روزنامه‌ها  مشحون از نام «هاوارد فاست» بود، اما اینک جای خود را به عنوان «جیمز تی. فارل» داده بود.

هنگامی که فاست در سال ۱۹۵۶ چاپ  مجدد این مجموعه را دید با عصبانیت گفت: «من با تارگ روبرو شدم، و سخت ناراحت و عصبانی‌ام و به او لقب انسانی سبع را می‌دهم که حتی هیچ کس را به این نام خطاب نکرده‌ام. من رفتار او را رفتاری منزجر کننده، هرزه و به دور از شایستگی انسانی می‌دانم. او فقط با من رفتار احمقانه‌ای را آغازید و به من یادآور شد که نامش را جزء فهرست سیاه بگذارم.»

تارگ به اندازهٔ فارل برای این درشتی در کلام از جانب فاست ناراحت شده بود. درک فاست دربارهٔ «دیوار» ایجاد شده بین خود و فارل به وجود یکی از تعارضات ایدئولوژیکی تبدیل شد. این مسئله در بیان فارل به خوبی هویداست.

از آنجایی که تارگ و شرکت انتشارات ورلد که خواهان پیوستن خودشان به فاست نبودند، انتشارات ورلد به اعلام موضع خود به طور رسمی پرداخت. فاست در آن زمان هم بی هیچ شبهه‌ای این مجلد را پذیرفت.

شرکت انتشارات ورلد به هیچ عنوان به جبران خسارت و عذرخواهی از هاوارد فاست بر نیامد.
«بهترین داستانهای کوتاه درایزر» عملاً تبدیل به کتابی برآمده بدست جیمز تی فارل شد، زمانی که انتشارات فاسیت به چاپ نسخه‌ای از همین مجلد در سال ۱۹۶۱ با مقدمه فارل برآمد، فارل نیز، اگر چه دست مودت و دوستی به سوی فاست دراز کرد، اما گویا هرگز آشکارا اشاره‌ای به بی عدالتی که بر وی رفته بود، یا حتی هیچ کمکی به رفع آن اتهامات نکرد.

منبع: اینترنشنال فیکشن ری وی یو

 

برچسب های مطلب:

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!